نقطهبهنقطهی تاریخ قرن بیستم کرهی جنوبی در سینما
در مرور تاریخ سینمای کرهی جنوبی در دههی ۱۹۸۰ به ۱۸ می و حادثهی خونین گوانگجو رسیدیم و مرور کردیم که ژنرال «چان» چگونه دانشجویان و مردمان عادیای را که بهدنبال بهار سئول (این اصطلاح از بهار پراگ اقتباس شده است) بودند به خاک و خون کشید و در نتیجه تا سال ۱۹۸۸ بر اریکهی قدرت و دیکتاتوری تکیه زد. داستان فیلم جدید آقای «کیم سونگ-سو» به شبی میپردازد که ژنرال چان طی یک کودتای خاموش خود را به قدرت رساند.
در ۲۶ اکتبر سال ۱۹۷۹ ژنرال پارک معروف توسط رئیس اطلاعات کرهی جنوبی در اقامتگاه خصوصی خود به قتل رسید و همه بهدنبال این بودند که با روی کار آمدن «چوی کیو-ها» مراتب نظامی و سیاسی از یکدیگر جدا شوند و در نتیجه برای اولین بار کرهی جنوبی توسط سیاستمداران اداره شود و نظامیان نیز به دفاع از مرزها بازگردند و زندگی حرفهای خود را در پادگانها بگذرانند. اما ژنرال «چان» و گروهاش که به «هاناهو» معروف بودند و در همهی مراتب سیاسی و نظامی عضو فعال داشتند فکر دیگری میکردند. آقای کیم در اثر خود قرار است ۹ ساعت حساس در تاریکی شب سئول را به تاریخ ۱۲ دسامبر تصویر کند؛ شب سیاهی که آرزوی مردمان کره را برای رسیدن به یک دموکراسی واقعی بیش از یک دهه به تعویق انداخت.
کاراکترهای اصلی روایت آقای کیم در این فیلم ژنرال چان، ژنرال لی، و در نهایت رئیس جونگ هستند. جونگ طبق دستور رئیس جمهور به عنوان رئیس ستاد ارتش رسیده بود. او در اولین روز کاری خود ژنرال چان را بهعنوان مسئول پیگیری قتل ژنرال پارک میگمارد. ژنرال چان که سرسپردهی پارک ترورشده است از اینکه قرار است نیروهای نظامی دیگر در امور سیاسی دخالت نکنند سخت برآشفته میشود و در نتیجه تصمیم میگیرد راه پارک را ادامه دهد. در این میان که رئیس جونگ به تحرکات مشکوک این فرد مظنون شده از ژنرال لی میخواهد تا امور سئول را در دست بگیرد و از کودتای احتمالی جلوگیری کند. در این اثر شاهد این تقابلها هستیم و آقای کیم هم در تزریق هیجان حاصل از انتخابهای هر کدام از طرفین کم نگذاشته است. روایت او لحظهبهلحظهی این شب را با اضافات داستانی تبدیل به تورقی در تاریخ قرن بیستم کره میکند و در جایجای آن شاهد حسرت فروخوردهای هستیم که با مرور حوادث هنوز امید دارد که ژنرال لی در پایان این شب سئول را از این کودتای سیاه نجات دهد. اما مرور واقعیت تلخ چیزی جز این یأس و هیجان همزمان نیست و سینمای کرهی جنوبی در بازنمایی این سیاهیهای تاریخ خود دیگر به بلوغ رسیده است. برای درک بهتر اثر آقای کیم شاید بهتر آن است فیلم محصول ۲۰۲۰ این کشور با نام «مردی که جایگاه بعدی را دارد» تماشا کنید. در آن فیلم رخدادهای منجر به قتل ژنرال پارک تصویر میشوند. سینمای کرهی جنوبی در این بازنماهاییهای نقطهای در تاریخ خود پیشرو است و بهنوعی میتوان با مجموعهای از آثار سینمایی و کنار هم گذاردن رخدادها به تاریخ تصویری و داستانی قرن بیستم کرهی جنوبی رسید؛ بازنمایی بدون سانسور از طریق فیلمسازانی که مستقل عمل میکنند (البته به آثاری که بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ روی پرده رفتهاند کمی مشکوک بمانید. علت آن را در قسمت آخر مرور تاریخ سینمای کرهی جنوبی در یوتوب توضیح دادهایم) لذتبخش است.
روایت آقای کیم در عین حال که از بازیگران بسیار خوبی بهره میگیرد، اما در نیمهی دوم پردهی دوم و کل پردهی سوم بیش از حد خود را مشغول گروتسک سیاسی میکند. شاید این طعنهی تلخ و کمیک در پردهی اول برای مخاطب دلپذیر باشد و بهنوعی نگاه کارگردان به سیاستمدران منفعل آن دوره در نظر گرفته شود، اما در بخش دوم روایت این طعنهها کمی به سطح میآیند و از حدت و شدت ماجرا کم میکنند. گویی کارگردان در بخش دوم داستان خود دیگر ناامیدانه در حال تصویر این شکست است. گویی او نمیخواهد چان را، حداقل در فیلم خود، بر اریکهی قدرت بنشاند و هر طور که شده سعی دارد ژنرال لی را همچون ژنرالی تنها میان میدان نبرد به پیروزی برساند. این یأس گویی روایت را از تعادل خارج میکند و در نهایت اثر آقای کیم را کمی دچار ضربه میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.