«زاویه ژان» در کنار نامهای چون «کلر دنی» و «الکساندر آجا» در دههی ۲۰۰۰ زیرژانری با نام «اکستریم فرانسوی» را در دل ژانر دلهره جای دادند. او در طی این دو دهه سعی کرده این اکستریم را در هر ژانری نشت دهد و همین باعث گوناگونی فرمی آثار او شده است. حال آقای ژان در جدیدترین اثر خود با نام «آشوب» سعی دارد اکستریم فرانسه را در ترکیب با مویتای تایلندی در یکی از خطیترین و کلیشهایترین روایتهای اکشن به مخاطب خود ارائه دهد.
فیلم آشوب در باب جوانی با نام «سمیر» است که آشنایی مخاطب با او پشت میلههای زندان است. داستان پس از رهایی او از بند آغاز میشود. آقای ژان از شروع این رهایی مخاطب را با حرکت استیدیکم دوربین و نزدیک و دور شدن به کاراکتر اصلی فیلم خود دچار نوعی هیجان حاصل از فرم بصری میکند. دوربین در این سکانسها همگام با گامهای بیرمق اما مملو از امید سمیر است و در اینسو و آنسوی خیابانها و مکانها همچون فردی غریبه به او نزدیک میشود، از کنارش رد میشود و در نهایت با قابهای مدیوم و کلوزآپ و گاه لانگشات تلاش این فرد را برای شروع یک زندگی ساده تصویر میکند.
فیلم آقای ژان قرار نیست محتوای روایت را از کلیشه بیرون بیاورد، بلکه طبق همین کلیشهها سمیر را به درون هیاهویی میبرد که حاصل آن آشوب انتقام است. سمیر خانوادهاش را از دست میدهد، پس از یک دوره تیمار عزم خود را برای انتقام جزم میکند، همچون هفتخوان به دل شرورها میزند و در نهایت با طلوع خورشید در ساحل دریا امید را بار دیگر وارد زندگی خود میکند. در هیچکدام از این نقطهگذاریها قرار نیست ساختارشکنیای در روایت شاهد باشیم. اما آن چیزی که باعث میشود اثر جدید آقای ژان قوت بگیرد همین طنازیهای او با حرکت دوربین، انتخاب زاویهها و دوری از برشهای اضافه در سکانسهای درگیری است. در مرور فیلم «آدمکش» آقای فینچر به سکانس اکشن و گسترده شدن قاب کارگردان برای بهتصویر کشیدن نمایی جدید در ژانر اکشن اشاره کردیم. حال آقای ژان با استفاده از خشونت عریان اکستریمهای فرانسوی و بهره بردن از سبک رزمی سنتی تایلند ترکیبی زیبا را در ژانر اکشن به مخاطب علاقهمند به این ژانر هدیه میدهد.
زاویه ژان در فیلم آشوب با استفاده از حرکات دوربین خود سکانسهایی بدون لبه و نرم را به مخاطب خود ارائه میدهد. در این سکانسها شاهد این هستیم که دوربین آقای ژان بدون هیچ لرزشی و گاه با لرزشهای نرم و عمدی مخاطب را به درون درگیریهای راهرویی (مطابق آنچه در پیرپسر دیدیم) و بازی خون و خشونت میبرد. دوربین او زمانی که کاراکتر اصلی سر طرف مقابل را به درون شیشههای یک بوفه میکوبد با یک برش در زاویهای مستقیم با او قرار میگیرد و همچون اکشنهای میانه قرار نیست با این برش به درگیری با نفر بعدی بپردازد، بلکه در این برش بهطور مستقیم وارد آن تابوشکنی کلیشهها در اکستریم فرانسوی میشود. خاصیت این زیرژانر درست در همین برشها و تابوشکنیها در بازنمایی خشونت است. در سینمای اکستریم فرانسه دیگر خبری از امثال الدشتاین و نیویورکر نیست که علیه بازنمایی و تعریف خشونت در سینمای هالیوود عصیان کنند و اکشنهای سیزده ساله را جایگزین این پرداختها کنند. زاویه ژان بار دیگر در این اثر نشان میدهد که رفتن به درون کلیشههای ژانری و بیرون آوردن اثری قدرتمند از درون آنهاست که باعث میشود یک فیلمساز را موفق خطاب کنیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.