فیلم «زندانیان» محصول سال ۲۰۱۳، اثر ویلنوو؛ در روز شکرگزاری دو خانواده قرار است در کنار یکدیگر اوقاتی را بگذارنند. دو دختر آنها به بیرون رفته تا با یکدیگر بازی کنند. اما بعد از گذشت لحظاتی و در حالی که والدین آن دو صدایشان میکنند، دیگر پاسخی نمیشنوند. داستان از یک صبح سرد در ماه نوامبر آغاز میشود و تابهانتها ادامه دارد. حال و در سال ۲۰۲۰، پیتر فاسینلی با فیلم «ناپدیدشده» قرار است همان داستان را در مکانی دیگر و اضافهکردن متعلقاتی جدید بازگو کند.
پاول و وندی در کاراوان خود بههمراه تیلر -فرزنده دهسالهاشان- در حال رفتن به کنار یک دریاچه هستند تا بتوانند تعطیلات روز شکرگزاری را در آنجا سپری کنند. بهمحض ورود، وندی به فروشگاه میرود تا وسایل ماهیگیری بخرد و پاول هم مشغول درست کردن چوب ماهیگیری خود میشود. در همین حین زنی را با بیکینی درون یک جکوزی مسافرتی میبیند و بهنوعی محو تماشای او میشود. وندی سر میرسد و بعد از کمی خوشوبش، تیلر را صدا میزنند. صدایی نمیآید. وندی به داخل کاراوان میرود و او را نمییابد. پاول نیز همه جا را جستوجو میکند. داستان با حضور نیروهای پلیس وارد بطن اصلی خود میشود. ما با همان داستان ویلنوو در فیلم زندانیان روبهرو هستیم، اما با یک تفاوت؛ در این داستان سعی شده پاول و وندی اتفاقات ر ا رقم بزنند و دیگر یک پدر تنها برای یافتن ردی از دختر خود سرگردان نیست.
در داستان فاسینلی، قرار است داستانهای پنهان این زوج با پیش رفتن هر سکانس هویدا شوند. فاسینلی در پیش بردن پیرنگهای فرعی و اضافه کردن آنها به پیرنگ اصلی دقت کافی را بهخرج داده و نحوهی توزیع آنها در کل روایت بهگونهایست که در هر سکانس افتتاحیه و اتفاق اصلی و پایان مجزایی داریم و وحدت بین آنها را پل و وندی تشکیل میدهند. برای آنکه کل ماجرا برایتان تازگی داشته باشد در باب پارهی سوم داستان چیزی نمیگویم.
فیلم با شعری از امیلی دیکنسون آغاز میشود و با همان چند بند از شعر، گویا به کشفوشهودی برای یافتن خط باریک بین وهم و خیال میرویم. وندی از همان ابتدا به همه مشکوک است؛ بهخصوص وقتی که متوجه میشوند یک زندانی فراری و تیرخورده در جنگل رها شده است و همین اضطراب آنها را زیاد میکند. مشکوک شدن آنها به همسایهی کناری که یک زوج هستند و از نازایی رنج میبرند نیز باعث گره خوردن بیشتر ماجرا میشود. مدیر آن محوطه که دائم در حال فرار کردن از نگاه مردم است و شاگرد او که همیشه با اضطراب اطراف را مینگرد. پلیس این فیلم نیز خود از فقدان رنج میبرد و هر بار آنها را ملاقات میکند قول میدهد که فرزندشان را برگرداند. اما قرار نیست اتفاقات با مشکوکشدنهای دم دستی و اتهامهای یک زوج تحت فشار رقم بخورند. وندی و پاول در کنار جستوجوی پلیس، خودشان دستبهکار میشوند و تمام شکهای خود را پی میگیرند. هر بار چالهی مقابل آنها عمیقتر میشود. اما قرار نیست دست بکشند. کابوسهای پاول و توهمهای وندی دنیایی را برای آنها ساخته که دیگر به کسی اعتماد ندارند؛ حتی یکدیگر را نیز متهم میکنند.
فاسینلی در این فیلم، شیوهی خوبی را برای روایت خود در نظر گرفته و با دکوپاژ خوبی که چیده قادر است مخاطب را در هر سکانس تشنهتر کند تا بتواند در پارهي سوم پردهی نهایی خود را بهنمایش بگذارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.