پوستر فیلم داستان آمریکایی

خودم را هجو می‌کنم و همچنان زنده هستم

داستان آمریکایی
American Fiction
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر درام، کمدی
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

شاید تنها پاسخی که برای ماندگاری سرمایه‌داری وجود داشته باشد این است که سرمایه‌داری به‌راحتی می‌تواند خودش را هجو کند و حتی مخالفان خونی‌اش را مقابل خود بنشاند تا رو در رو به او ناسزا بگویند، کرسی مجلس سنا داشته باشند و در نهایت حتی تریبون‌های میلیونی را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. در مرور آثار موفق با درون‌مایه‌های ضد نژادپرستی عنوان کردیم که جامعه‌ی سیاه‌پوستان آمریکایی باید ابتدا خود را به‌عنوان مردم ساکن و شریک در ایالات متحده بپذیرند و نه صرفاً مظلومان برده‌ای که اکنون حق شهروندی پیدا کرده‌اند. در بسیاری از آثار سینمایی سیاه‌پوستان صرفاً برده‌ها، مجرم‌ها و رپرهایی هستند که در نهایت حق خود را می‌گیرند. اما آیا همه‌ی جامعه‌ی سیاه‌پوستان را باید اینگونه نگریست؟ آقای «کورد جفرسون» در اولین اثر بلند سینمایی خود به‌سراغ اقتباس از کتاب «زدودگی» [۱] اثر آقای «پرسیوال اورت» رفته است. اورت در کتاب خود سعی دارد از طریق کاراکتری با نام «مانک» مخاطب را به‌سراغ این دوگانگی ببرد و به‌نظر جفرسون نیز قرار است با کاراکتر مانک هجوی نرم به دوگانگی برده-شهروند سیاه‌پوستان آمریکایی داشته باشد.

مانک استاد ادبیات انگلیسی است و فیلم نیز با یکی از جلسات درس او آغاز می‌شود. جفرسون از همان ابتدا مخاطب را درگیر کلیشه‌ی سفیدپوست سانتیمانتال و استاد سیاه‌پوست روشنفکر می‌کند و سعی دارد از طریق مانک سفری از جنس مقابله با دوگانگی موجود در ذهن سفیدپوستان و سیاه‌پوستان را آغاز کند. مانک به دلیل استفاده از واژه‌هایی چون «کاکاسیاه» و برخی واقعیت‌های تلخ تاریخ ایالات متحده باعث شده روح دانشجویان (البته تأکید آقای جفرسون روی دانشجویان سفیدپوست است!) آزرده شود و همین باعث مرخصی بدون حقوق او از سوی دانشگاه و عازم شدن به‌سمت بوستون می‌شود. روایت آقای جفرسون در بوستون و تقابل مانک با خانواده و مشکلاتی که سبب نگاشتن کتابی مبتذل و پرفروش از سوی او می‌شود ساختار روایت را شکل می‌دهد.

آنچه در فیلم آقای جفرسون بیش از حد مشهود است نقطه‌گذاری‌های مریض او در متن رمان است. به‌طور مثال آقای اورت روایت در روایت را مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد، اما جفرسون کتاب مورد نظر را تبدیل به یک ابژه برای گذر کردن از کنار آن می‌کند. در هر حال این کارگردان فیلم‌اولی که تا پیش از این تجربه‌ی نویسندگی در سریال‌های سیتکام را داشته است تمام سعی خود را می‌کند که برخی کلیشه‌های ضد نژادپرستی را که خودشان نمونه‌ی کامل نژادپرستی هستند هجو کند. اما هجو بیش از آنکه شبیه اثری چون «سناریوی رویا»‌ باشد به یک کمدی میانه و نرم شبیه شده است. در سناریوی رویا شاهد هجو توده‌ای بودیم که در هزاره‌ی سوم و بسته به ترندهای شبکه‌های اجتماعی قهرمان و ضد قهرمان می‌ساختند. این گروتسک را به‌خوبی می‌توانستیم در لابه‌لای سطور آن اثر پیدا کنیم و همین لذت‌بخش بود. اما آقای جفرسون گویا فقط نامی از ابزوردیسم شنیده و همین باعث شده کمدی‌های موقعیت و اجتماعی او صرفاً گذری نرم از جنس کاپیتالیسم کاپیتالیسم را می‌خورد باشد. فیلم «داستان آمریکایی» را می‌توان یک کمدی نرم در باب واقعیت تلخ نژادپرستی پنهان نامید که اصطلاح ضدنژادپرستی را به ابتذال کشانده است، اما این کمدی آن‌قدر توان ندارد که تبدیل به نقدی هجوگونه و اجتماعی شود.

[۱] Erasure

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟