پوستر فیلم دنبال کردن صدا

رنج گذشته در میان خیابان‌های شهر

دنبال کردن صدا
Following The Sound
محصول ۲۰۲۳ – ژاپن
ژانر درام
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

در سال ۲۰۲۱ فیلم زیبای «فلوت‌ریکوردر جناب هاروهارا» اثر آقای «کیوشی سوگیتا» را با یکدیگر مرور کردیم. سوگیتا در آن اثر شاعرانه سعی کرد از طریق خطوط یک تانکا مخاطب را پای اثر خود بنشاند. در آن مرور اشاره کردیم که مخاطب آشنا با سینمای فیلمسازی چون «هونگ سانگسو» به‌راحتی از تأثیرپذیری سوگیتا از سینمای هونگ سانگسو لذت می‌برد. حال آقای سوگیتا در جدیدترین اثر خود بار دیگر قرار است رنج فقدان را از طریق کاراکترهای خود به مخاطب ارائه دهد.

فیلم با قاب بسته‌ای از هارو در قالبی آکادمیک یا همان ۴ در ۳ آغاز می‌شود. هارو در حال گوش دادن به نواری‌ست که در یک واکمن در حال پخش است. پس از این وقفه به‌یک‌باره او گوشی‌به‌دست به زنی میانسال با نام «یوکیکو» نزدیک می‌شود و ادعا می‌کند که نمی‌تواند به‌سوی کافه‌ای با نام «کینوکویا» مسیریابی کند. یوکیکو پس از وقفه‌ای همراه با سکوت گوشی را از دست هارو می‌گیرد و همراه او می‌شود تا به‌سمت این کافه بروند. اما کافه بسته است و باز هم در وقفه‌ای همراه با سکوت یوکیکو از هارو می‌پرسد که آیا حاضر است برای صرف یک چاشت به جایی دیگر برود. هارو نیز قبول می‌کند و پس از برشی مستقیم یوکیکو را در خانه‌اش مشغول آماده کردن املت می‌بینیم. این فیلم روایت هارو است. هارو مادرش را از دست داده و سرگردانی‌های او در کوچه و خیابان و گوش دادن به آن واکمن گویی شیوه‌ی عزاداری اوست.

آقای سوگیتا نه در این اثر و نه در آثار گذشته‌اش سعی ندارد کاراکترها را با سکانس‌های توضیحی برای مخاطب شخصیت‌پردازی کند. او در عوض همانند هونگ سانگسوی کره‌ای به‌یک‌باره و در آرامشی محض وارد زندگی خلوت یک کاراکتر می‌شود و از طریق اوست که قطب‌های دیگر روایت رنگ می‌گیرند. در فیلم آقای سوگیتا هارو سوگ خود را با هر غریبه‌ای به اشتراک می‌گذارد و آن دو غریبه‌ی آشنا گویی جایی در نوجوانی او دارند؛ یوکیکو و تسویوشی. تسویوشی مردی میانسال و خلوت‌گزیده است که همراه دختر جوان خود زندگی می‌کند. هارو به‌راحتی به درون زندگی این دو کاراکتر می‌رود و همچون روحی سرگردان در خیابان و مترو همراه آن‌ها می‌شود. آقای سوگیتا از طریق این اثر حواس پنجگانه را نیز دخیل می‌کند. هارو از طریق نواری که در واکمن است به صداهایی که مادر در جوانی و در سفرهای‌اش از صدای رودخانه، ایستگاه قطار و دیگر مکان‌ها ضبط کرده گوش می‌دهد و در همراهی با یوکیکو به آن مکان‌ها سر می‌زند تا بار دیگر با مادر وداع کند. یوکیکو و تسویوشی به‌راحتی هارو را می‌پذیرند و در دنیای کاملاً انسانی و اخلاقی آقای سوگیتا هر انسانی به‌اندازه‌ی کافی برای همنوعان خود وقت دارد. اسویوشی بدون هیچ پرسشی در فیلم کوتاه و دانشجویی هارو بازی می‌کند و یوکیکو درهای منزل خود را همیشه به روی یوکیکو باز می‌کند. اگر آثار قبلی این کارگردان ژاپنی را ملاحظه کرده باشید از برش‌های لحظه‌ای و پس‌و‌پیش کردن سکانس‌ها در این اثر تعجب نخواهید کرد. دوربین گویی همچون انسانی ساکت در گوشه‌‌ی یک فروشگاه، کنار پیاده‌رو یا کنار میز ناهارخوری تقابل کاراکترها را نظاره می‌کند. آقای سوگیتا همه‌ی فاکتورها را در این روایت کنار هم جمع کرده تا مخاطب نیز همراه با هارو سوگواری کند.

آقای سوگیتا در این دنیای سینمایی نزدیک به هونگ سانگسو از همان کافه‌ی کنار درخت گیلاس بهره‌ی کافی را می‌برد تا محفلی را برای گرد هم آمدن کاراکترها ایجاد کند. این کافه گویی امضای مکانی کارگردان در دو اثر اخیر است. سوگیتا در آثار خود نشان داده که تحرکات پس‌زمینه نیز اهمیت ویژه‌ای دارند و از این طریق باعث پویایی قاب‌های خود می‌شود. به‌طور مثال در آخرین سکانس درون کافه و زمانی که هارو و دوستان‌اش در حال زمزمه‌ی یک ترانه‌ی ژاپنی هستند، یوکیکو با موتور از کنار کافه رد می‌شود و فقط نگاهی گذرا به هارو می‌اندازد. آقای سوگیتا در سکانس پایانی بار دیگر و همچون آثار گذشته مخاطب را در شش و بشی از جنس دنیای فانتزی و انتزاعی قرار می‌دهد؛ آیا یوکیکو همان کالبد تناسخ‌یافته‌ی مادر است که به گرمی هارو را در آغوش می‌گیرد؟

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟