پوستر فیلم آنگاه که تو آمدی

عاشقانه‌های عجله‌ای

آنگاه که تو آمدی
Then Came You
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«آنابل» زنی مسن است که بعد از فوت همسرش تصمیم می‌گیرد به بیست کشور که در بیست فیلم مورد علاقه‌اش، به آن‌ها اشاره شده، مسافرت کند. اولین کشور اسکاتلند است. او یک اتاق را در یک عمارت بزرگ و قدیمی گرفته تا با گشت‌و‌گذار و خرید از همان‌جا زندگی جدیدی را برای خود آغاز کند. صاحبان آن عمارت دو مرد مسن هستند که خود همه‌ی کارهای آن عمارت و باغ را انجام می‌دهند. آنابل آهسته‌آهسته با این دو شخص آشنا شده و ماجراهایی رخ می‌دهد که منجر به عشق او و «هاوارد» می‌شود.
از همان ابتدا با دیدن تصاویری از آنابل و هاوارد و طبیعت زیبای آن می‌توان حدس زد با چه داستانی روبه‌رو هستیم؛ عشق‌های دوران پیری و هیجان و شور آن. طبیعت و فضای اسکاتلند نیز پتانسیل رسیدن به این داستان را داشت، اما متأسفانه با پرداخت نامناسب به شخصیت‌ها و برش‌های نادرستِ فیلم، تبدیل به داستان سطحی و حتی آشفته شد. فیلم اشکالات داستانی دارد؛ ما نمی‌توانیم به‌درستی علت علاقه‌ی آنابل به هاوارد را درک کنیم. پروسه‌ی صمیمی شدن آنها ناقص است و به‌یک‌باره آن دو را می‌بینیم که صمیمی شده‌اند. در واقع این همان برش‌های نادرست است که اگر کارگردان از این سکانس به سکانس دیگر نرفته بود و بیننده را در آشفتگی داستانی خود دچار نکرده بود، می‌توانست داستانی بهتر را خلق کند.
می‌توان برای بهتر درک کردن این موضوع به فیلم «در میدلتون» اشاره کرد که در آن جورج و ادیت مرد و زن میان‌سالی هستند که یکدیگر را در دانشگاهی که قرار است فرزندان‌شان در آن درس بخوانند دیده و در یک روز ارتباط عمیقی بین آنها شکل می‌گیرد. آنها که هر دو متأهل نیز هستند، با دانستن این امر مجبورند در انتها هر یک راه خود را بروند. جورج و ادیت یکدیگر را در ابتدا نمی‌شناسند، اما با ردوبدل کردن سخنانی با یکدیگر آشنا می‌شوند و سپس با همان سخنان می‌توانند شباهت‌هایی که در افکارشان وجود دارد را ببینند و کم‌کم از زندگی خصوصی خود و تجربیات شخصی‌شان حرف زده و رابطه‌ی عمیقی بین‌شان شکل گیرد. به‌سادگی و بدون نیاز به هرگونه اتفاق عجیب و غریبی. اما در این فیلم نوعی عجله برای رفتن به سکانس بعدی و افتادن اتفاق بعدی وجود دارد و همین امر باعث شده همه چیز ناقص دیده شود. خیس شدن آنابل و هاوارد در دریاچه بلافاصله با سکانسی که آن دو کنار هم در حال دوچرخه سواری هستند ادامه می‌یابد. بدون اینکه اشاره‌ای شود به چگونگی پایان یافتن سکانس قبل. داستان ازدواج هاوارد که قرار است با شخص دیگری رخ دهد نیز ابهام دارد و خیلی ناگهانی «کلر» وارد داستان می‌شود و خیلی ناگهانی نیز از آن خارج می‌شود؛ همه‌ی این اتفاقات در دو سکانس. حتی دلیل وجود کلر روی پوستر فیلم با وجود نقش چند دقیقه‌ای او نیز جای ابهام دارد. این‌چنین فیلمی از «آدریانا تریجیانی» با آن سابقه‌ی طولانی در عرصه‌ی کتاب و سینما و تلویزیون جای تعجب دارد. اما این را هم باید مدنظر گرفت که هنر کارگردانی با تجربه بلوغ می‌یابد و تریجیانی تازه اول راه کارگردانی‌اش است.