پوستر فیلم مرزهای عشق

پایان آشفته درون‌مایه را از هم گسست

مرزهای عشق
Borders of Love
محصول ۲۰۲۲ – جمهوری چک، لهستان
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در مرزبندی میان رابطه‌ی جنسی، لذت و در نهایت زاد و ولد مناقشه‌ای به‌اندازه‌ی تاریخ تفکر و اندیشه وجود دارد. از ارسطو و آکانیوس تا مذهب و سنت همه بر این باورند که ارگان‌های بدن دارای یک هدف غایی هستند و آن هم چیزی جز رسیدن به زاد و ولد نیست. در برابر این تز، آنتی‌تز لذت در رابطه‌ی جنسی خودنمایی می‌کند و هر فرد را در برابر این پرسش قرار می‌دهد که واقعاً هدف از رابطه‌ی جنسی چیست؟ آقای «توماش وینسکی» در اولین فیلم بلند داستانی خود به‌سراغ دست‌و‌پنجه نرم کردن با این پرسش رفته است.

روایت این فیلم حول یک زوج جوان با نام‌های «پتره» و «هانا» می‌چرخد که به‌مدت پنج سال به‌عنوان دوست‌پسر و دوست‌دختر در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. فیلم با افه‌های تکنیکی کارگردان از طریق دوربین تلفن همراه این زوج و معاشقه‌ی آن‌ها در کنار یکدیگر آغاز می‌شود و سپس وارد فضای داستانی می‌شویم. هانا و پتره در یک شرکت معماری مشغول کار هستند و اولین مواجهه‌ی مخاطب با کاراکترهای بیرون از زندگی این دو در سکانسی است که هانا با یکی از زن‌هایی که دوست مشترک این دو محسوب می‌شود مکالمه می‌کند و پتره نیز از فاصله‌ای معنادار به آن‌ها خیره شده است. پس از این سکانس مکالمه‌ای بین این دو در باب معشوق آن زن شکل می‌گیرد و هانا برای همسر او ابراز تأسف می‌کند. از آن‌سو پتره نیز عنوان می‌کند که همسر این زن نیز خود با دختران زیادی در حال مراوده است. سکانس پس از این رخداد به مهمانی دوستانه‌ی هانا و پتره اختصاص دارد که از همکاران و دوستان دعوت کرده‌اند. خیرگی هانا به پتره و دختری زیبا در کنار او کم‌کم روایت را وارد لرزش‌های ابتدایی می‌کند و آن مکالمه‌ی واندای جوان و همسرش در باب رابطه‌ی بازی‌ که در پیش گرفته‌اند این زوج را به مکالمه‌ای در باب فانتزی‌های جنسی‌اشان می‌کشاند.

آقای وینسکی در اثر خود سعی دارد مخاطب را به انتهای مرزی ببرد که هانا و پتره را فرسنگ‌ها از یکدیگر دور می‌کند. این دو در کل پرده‌ی دوم وارد دنیایی می‌شوند که در آن قرار نیست دیگر تن‌های‌اشان از طریق تعهد محدودیتی دو نفره داشته باشند و همین گذر از مرز‌های اخلاقی (در اینجا اخلاق را کاملاً مرزبندی‌شده در نظر نگیرید و بر اساس تعاریف بالا و از نقطه‌نظرهای مختلف فلاسفه و روانکاوان به آن بنگرید) این دو را در دو مسیر کاملاً موازی قرار می‌دهد. پتره در این مسیر کم‌کم از هم گسسته می‌شود و در مقابل هانا به تعریف جدیدی از رابطه ی تنانه می‌رسد. آقای وینسکی در اثر خود کار هوشمندانه‌ای کرده و آن هم برش‌های معناداری‌ست که اثر را از تبدیل شدن به یک فیلم صورتی یا سافت‌پورن و حتی اروتیکی افسارگسیخته جدا می‌کند. دوربین او گاه این فروپاشی لحظه‌ای را از طریق فلش‌بک‌های مقطعی در حین روایت تجربه‌های شخصی این دو از رابطه‌های آزادی که دارند تصویر می‌کند و گاه با برشی ساده به سکانس بعدی می‌رود.

اما مشکل روایت درست در پرده‌ی سوم است. در این پرده گویی کارگردان به‌صورتی کاملاً نامحسوس خود را هوادار دو آتشه‌ی پتره قرار می‌دهد و سعی دارد از طریق این مرد هانا را تبدیل به شیطانی بیدارشده کند. پشیمانی هانا و گذر پتره از او و در نهایت رابطه‌ی عاشقانه و ساده‌ی پتره با آن دختر بارتندر نشان از سوبژکتیو بودن نگاه کارگردان در این پرده دارد. این همان پتکی‌ست که ساختار این روایت را در هم می‌شکند و نشان می‌دهد کارگردان تسلطی موضوعی بر روایت خود ندارد. برای پرداخت به این مقوله در سینما جای بسیار بزرگی وجود دارد و نیاز است از طریق روایت‌های مختلف و نقطه‌نظرهای متنوع در باب تعریف رابطه‌ی جنسی و هدف از آن و در نهایت تقابل لذت و غایت رابطه‌ی مرد و زن آثار زیادی خلق شود؛‌ موضوعی که همچنان در باب آن مناقشه‌های فراوانی وجود دارد و از دل آن مفاهیمی چون تعهد، تعصب و انواع و اقسام انگ‌های سنتی در گوشه‌و‌کنار جهان سر بر آورده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟