پوستر فیلم خوشمزه

اینجا همه چیز گل و بلبل بود

خوشمزه
Delicious
محصول ۲۰۲۱ - فرانسه، بلژیک
ژانر درام
امتیاز ۱
نویسنده سارا

سال ۱۷۸۹ است. سالی که قحطی و خشکسالی تمام فرانسه را دربرگرفته و مردم برای داشتن یک لقمه نان جان می‌دهند. در این میان اما «پیِر» و پسرش، «بنجامین»، از این اتفاقات دور هستند، زیرا پیر به عنوان سرآشپز دوک بزرگ منطقه در عمارت و قصر بزرگ او کار می‌کند. همه‌چیز به نظر خوب است تا اینکه غذای جدیدی که پیر با سیب‌زمینی، غذای مردم رعیت، درست کرده، باعث اخراج او از قصر می‌شود.

یکی از مزیت‌های سینما آن است که می‌تواند مخاطب را به راحتی وارد زمان‌ها و دنیاهای متفاوت کند. مخاطبان زیادی هستند که از دیدن روایت‌هایی از قرن‌های گذشته لذت می‌برند. زمانی که مردم در جنگل و بدون امکانات و تکنولوژی‌های پیشرفته در حال زندگی ساده هستند. از طبیعت لذت می‌برند و غذاهای سالم و واقعی می‌خورند. اما در سوی دیگر همه می‌دانند زندگی در قرون گذشته به همین راحتی هم نبوده و جنگ‌های خارجی و داخلی و نبردهایی که برای تصاحب زمین و قدرت میان کشورها و مردمان یک سرزمین رخ می‌داده چگونه می‌توانسته سیاهی، درد، غم و مرگ را به همگان ارمغان دهد. داستان فیلم «خوشمزه» هم همانطور که در ابتدای آن گفته می‌شود در زمانی رخ می‌دهد که قحطی و گرسنگی بلای جان مردمان است، درحالی که قصرنشینان بدون توجه به مردم عادی در وفور نعمت از زندگی لذت می‌بردند. اولین ایراد فیلم خوشمزه نیز از همینجا آغاز می‌شود. زمانی که قرار است روایت در دوران سیاه و مرگ و البته خفقان وجود پادشاهان ظالم و ستمی که بر مردمان عادی روا می‌دارند، آن هم با گرفتن مالیات‌های سنگین، رخ دهد. اما ما حتی یک سکانس هم از این سیاهی در روایت نمی‌بینیم. نهایت چیزی که روایت به ما نشان می‌دهد چند دختر بچه‌ی زیبا و به اصطلاح فقیر است که از دور پیر و خانواده‌اش را نگاه می‌کنند که چگونه در وفور نعمت هستند! حتی سؤالی دیگر هم اینجا مطرح می‌شود که چطور پیر و خانواده‌اش به راحتی شکار می‌کنند و غذا دارند اما دیگر مردمان نه؟ این داستان از کدام سیاهی و قحطی حرف می‌زند وقتی حتی شمایل همان دختر بچه‌ها هم به آدم‌های گرسنه شبیه نیست.

از سوی دیگر در این داستان ما هیچ‌گونه پرداخت شخصیتی را مشاهده نمی‌کنیم. کاراکترها می‌آیند و می‌روند و با اتفاقاتی نه‌چندان خاص مواجه می‌شوند تا مسیر داستان طی شود. ما چه چیز مهمی درباره‌ی بنجامین یا مرد پیری که در کنار آنها زندگی می‌کند می‌دانیم؟ دوک چگونه فردی است و آن مامور مالیاتی که در نهایت هم مشخص نمی‌شود چطور در پایان داستان تغییر رویه می‌دهد کیست؟ تنها فردی که در این روایت به گذشته‌ی او اشاره می‌شود و می‌توان معنایی برای‌اش در داستان پیدا کرد «لوئیس» است. زنی که می‌دانیم از کجا آمده، چرا اینجاست و به دنبال چه چیزی است. اگرچه پایان روایت آنقدر غیرواقعی و مضحک نشان داده می‌شود که می‌تواند همین شخصیت را هم زیر سؤال ببرد.

در فیلم «خوشمزه» ما به جز تیتراژ ابتدایی و چند سکانس کوتاه در میان داستان چیزی از آشپزی هم نمی‌بینیم. درصورتی که شخصیت اصلی داستان سرآشپز است و قرار است اتفاقات با غذاهایی که او می‌پزد شکل بگیرند. تنها مزیت این فیلم را در بازیگری خوب بازیگران و طراحی لباس و صحنه‌ی آن باید دید. مشخص است که آقای «اریک بسنارد»، کارگردان فیلم، می‌داند قاب‌های خود را چگونه ببندد که مخاطب را مجذوب خود کند و از چه بازیگرانی برای روایت‌اش بهره ببرد. او اما باید بداند داستان و منطق روایی هم اهمیت دارد و باید به آنها هم توجه کرد. در نهایت فیلم «خوشمزه» برخلاف تصاویر زیبا و قاب‌های شیک‌اش جز برای یک بار دیدن مناسب نیست و تنها می‌تواند زنگ تفریحی چند ساعته برای مخاطب باشد تا به دور از ناملایمات زندگی از تصاویر آن لذت ببرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟