پوستر فیلم مخترع

داوینچی و نفس ناطقه

مخترع
The Inventor
محصول ۲۰۲۱ - ایالات متحده، فرانسه، ایرلند
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«لئوناردو داوینچی» سال‌های آخر عمر خود را می‌گذراند. او اما ذهن‌اش هنوز پر از ایده‌ها و اختراعاتی است که می‌خواهد تمام آنها را اجرا کند و سؤالات زیادی نیز در باب بدن انسان و شگفتی‌های آن دارد. کلیسا و پاپ اما او را فردی بی‌دین می‌نامند و می‌خواهند هر طور شده از شر او خلاص شوند. در این میان پادشاه فرانسه، فرانسیس اول، که به تازگی با پاپ صلح کرده از داوینچی می‌خواهد به فرانسه برود و او را همراهی کند. داوینچی هم که در خفقان شهر رم بسر می‌برد در رویای آزادی به سمت فرانسه رهسپار می‌شود.

«جیم کاپوبیانکو» کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده‌ی انیمیشن «مخترع» را بیشتر به عنوان نویسنده‌ی آثار انیمیشنی‌ای مانند «راتاتوی» یا «موش سرآشپز»، نویسندگی مشترک، می‌شناسیم. او اولین بار در سال ۲۰۰۷ با انیمیشنی کوتاه وارد عرصه‌ی کارگردانی شد و بعد از آن نیز دو اثر کوتاه را ساخت، تا اولین انیمیشن بلند خود را در سال ۲۰۲۳ منتشر کند.

آقای کاپوبیانکو عروسک‌های جذاب خود را در انیمیشنی استاپ‌موشن و با رنگ‌هایی نرم و ساده در برابر مخاطب قرار می‌دهد و روایت فانتزی و موزیکال خود را که صدای شخصیت‌های‌اش برای آواز خواندن نیز مناسب هستند، به صورت داستانی ساده تصویر می‌کند. او از انیمیشن دوبعدی نیز برای نشان دادن بعضی از صحنه‌ها استفاده کرده تا با ادغام کردن این دو نوع انیمیشن‌ روایتی پویاتر را در مقابل چشمان مخاطب قرار دهد. استفاده از رنگ‌های گرم و سرد به صورت نرم و پالت رنگی آرام باعث شده ترکیب‌رنگ‌های این انیمیشن نه تنها چشمان را نزند و مانند بسیاری از انیمیشن‌های هالیوودی توجه مخاطب را از داستان به تصاویر منحرف ‌کند، بلکه باعث آرامش و احساس راحتی و نزدیکی مخاطب نیز شود.

آقای کاپوبیانکو در پرده‌ی اول داستان خود با هوشمندی بسیاری از رفتارها و افکار قرون وسطایی را به تمسخر می‌گیرد. او جهل مرکب و جهل حاصل از ایمان کوکورانه را برای ما تصویر می‌کند. در یک سکانس مواجهه‌ی داوینچی با پاپ به واسطه‌ی رفتاری که «میکل آنژ» با داوینچی دارد، میکل آنژی که در حال کشیدن تابلوی آفرینش بر سقف کلیسا است، یکی از همان طعنه‌ها و کنایه‌های زیبایی است که آقای کاپوبیانکو در داستان خود قرار داده است. در این سکانس پاپ درحال بازخواست داوینچی و اطمینان از ایمان او است که روی به میکل آنژ می‌کند و نظر او را هم درباره‌ی داوینچی می‌پرسد. میکل آنژ رو به داوینچی می‌کند و برای‌اش زبان درمی‌آورد. درواقع کارگردان میکل آنژ را برده‌ی زیبا و هنرمند کلیسا نشان می‌دهد که با ستایش پاپ و کلیسا برای خود اعتبار می‌خرد. از آن سو اما داوینچی همان مرد آزاده‌ای است که برای یافتن حقایق حاضر است هر کاری انجام دهد و به‌طبع وجودش هم بسیار بیشتر از دیگر هنرمندان سودمند است. مخترعی که به دنبال یافتن نفس ناطقه با کالبدشکافی به درون بدن انسان می‌رود.

اما ایراد داستان آقای کاپوبیانکو در نیمه‌ی دوم خود را نشان می‌دهد. زمانی که به نظر می‌رسد این کارگردان دیگر نمی‌داند باید چه کاری انجام دهد و فقط می‌خواهد زمان را طی کند. او در این نیمه داوینچی را از این سوی به آن سوی می‌کشاند، گاهی با آواز  و ترانه روایت را پیش می‌برد و گاه با نشان دادن سکانس‌هایی تکراری. در نهایت آنچه کاپوبیانکو تصویر کرده است اگرچه زمانی طولانی دارد و در نیمه‌ی دوم مخاطب را کمی خسته می‌کند، اما می‌تواند باعث شود مخاطب نوجوان و مخاطب هدف روایت از آنچه مشاهده کرده نه‌تنها لذت ببرد، بلکه بیاموزد و یاد بگیرد که آزادی اجتماعی و فردی تا چه اندازه برای خلاقیت، کشف، اختراع و پیشرفت جهان اهمیت دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟