پوستر فیلم خیالاتی

برای دیده شدن

خیالاتی
Pensive
محصول ۲۰۲۲ – لیتوانی
ژانر اسلشر
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از زیبایی‌های ژانر دلهره در سال‌های اخیر تماشای کلیشه‌های روایی آن در کشورهای شرق اروپاست؛ به‌خصوص اینکه در زیرژانر اسلشر شاهد تجربه‌بازی فیلمسازان لهستانی، لیتوانیایی و دیگر مناطق این بخش از اروپا باشیم. آقای «ژوناس تروکاناس» در جدیدترین تجربه‌ی خود در سینمای لیتوانی به‌ سراغ یکی از اسلشرهای آخر هفته‌ای رفته است.

شروع روایت با جشن فارغ‌التحصیلی دانش‌آموزان دبیرستانی یکی از دبیرستان‌های گران آغاز می‌شود و کاراکتر ماریوس از همان ابتدا در مرکز قاب دوربین قرار می‌گیرد. کارگردان شخصیت‌پردازی این کاراکتر را از طریق مکالمات او با دیگران، خیرگی‌های‌اش مقابل آینه‌ی توالت مدرسه و در نهایت نگاه‌های حسرت‌بار این کاراکتر به دختران زیبای مدرسه و به‌خصوص همان دختر بلوند و خوش‌خنده‌ای که قرار است هدف او قرار گیرد، انجام می‌دهد. این دانش‌آموزان در حال آماده کردن شرایط برای آخرین پارتی دوران تحصیل هستند. آقای تروکاناس در این نماها سعی دارد از طریق مدیوم‌شات‌ها و کلوز‌آپ‌ها مخاطب را بیشتر و بیشتر درگیر ماریوس و دیگران کند و به‌طرز عجیبی این کاراکتر را همچون فردی دورافتاده از دیگران تصویر می‌کند. در طی همین نماهاست که متوجه می‌شویم ماریوس همان شخصیتی است که برای خریدن توجه دیگران حتی حاضر است خلاف جهت آب شنا کند و پیشنهاد دوستان را برای این پارتی رد کند تا حداقل مکالمه‌ای حول او شکل بگیرد. آقای تروکاناس حتی وارد زندگی شخصی ماریوس هم می‌شود و نگاه پدر و مادر این کاراکتر را به زندگی و به او نشان می‌دهد. به‌همین سبب است که ماریوس به‌محض آگاه شدن از کلبه‌ای که مادر در مکالمه‌اش به آن اشاره می‌کند خود را گویی در مرکز هستی می‌یابد و در گروه دانش‌آموزان این خبر را به گوش دیگران می‌رساند.

روایت آقای تروکاناس در زیرژانر اسلشر است اما بخشی از پرده‌ی دوم را به قاتل نقاب‌داری اختصاص می‌دهد که همه‌ی این نوجوانان را قلع‌و‌قمع می‌کند. او تمرکز اصلی خود را روی پروراندن ماریوس قرار داده است و سعی دارد از درون این کاراکترِ دچار توهم قاتلی خاموش را بیدار کند. باید گفت که این مسیر روایی هر آنچه را که آقای تروکانس در ذهن داشته به‌خوبی تصویر می‌کند. در باب سکانس‌های اسلشر و خونریزی هم برش‌های ملایم کارگردان نشان از این دارند که با اثری روبه‌رو هستیم که قرار نیست ضربآهنگ را بالا ببرد. مخاطب در این سکانس‌ها خشونتی را می‌بیند که در مسیری مشخص از کلبه تا دره و درون جنگل جریان دارد. در این میان باز هم ماریوس فراموش نمی‌شود و انفعال عمدی او در برابر تکه‌تکه‌شدن دوستان‌اش همان قاتل مرموز را بیدار می‌کند.

روایت آقای تروکاناس در این فیلم و در سکانس پایانی بسیار شبیه فیلم «از خودم خسته شدم» است. در این روایت اما تفاوت را تصادف‌ها شکل می‌دهند و کاراکتر اصلی طی رخدادهایی کاملاً تصادفی این در مرکز توجه قرار گرفتن را همچون شیرینی عسل آغشته‌به‌خون می‌چشد. فیلم آقای تروکاناس روایتی زیبا در باب شخصیتی است که از درون زیرژانری کاملاً سرگرم‌کننده مخاطب را به درون یکی از معضلات جامعه‌ی مدرن می‌برد؛ معضلی که در آن افراد برای مورد توجه قرار گرفتن همه‌ی دردها و رنج‌های دیگران را فراموش می‌کنند؛ همانند ماریوس روی قایق که با چهره‌ی آغشته‌به‌خون ابراز عشق می‌کند و می‌خندد و از تک‌موقعیت‌های خود برای فشار آوردن به افراد پیرامون نهایت بهره را می‌برد، حتی اگر آن فرد صمیمی‌ترین دوست او باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟