پوستر فیلم فراری

بوی خون و بنزین

فراری
Ferrari
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر درام، ورزشی
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بالاخره نوبت به اکران فیلم آقای مایکل مان رسید. مایکل مان یکی از بی‌حاشیه‌ترین فیلمسازان هالیوودی است که از سال ۱۹۸۱ در حال دل بردن از مخاطبان سینماست؛ گاه آثار او همچون روایتی هیجان‌انگیز و میانه برای یک‌بار تماشا ساخته می‌شوند (بلک‌هت)‌، گاه از طریق تلفیق دلهره و هیجان مخاطب را پای یک اثر میخکوب می‌کند (شکارچی انسان) و گاه با جسارت از دو غول بازیگری در یک قاب بهره می‌برد و نام خود را برای همیشه ماندگار می‌کند (مخمصه). مایکل مان در جدیدترین اثر خود که از لحظه‌ی نگارش تا تولید حدود ۲۰ سال زمان برده به‌سراغ یکی از چهره‌های مطرح صنعت در ایتالیا و جهان رفته است؛ انزو فراری.

آنچه روایت آقای مان را دلپذیر می‌کند تسلط او در ارائه‌ی قصه‌ی انزو فراری است. مان به‌جای آنکه هندوانه‌ای بزرگ را بردارد، به شرح وقایع زندگی فراری در تابستان ۱۹۵۷ پرداخته است و همین باعث می‌شود مخاطب دیگر در مسیر گزارش‌نویسی‌های مرسوم هالیوودی نباشد. فراری داستان آقای مان قرار نیست از صفر به اوج برسد، بلکه او صنعتگری‌ست که در اوج به سر می‌برد و حال بخشی از زندگی شخصی و حرفه‌ای‌اش در برابر چشم ما پررنگ‌ می‌شود. فراری این داستان در برهه‌ای از زندگی خود زیست می‌کند که همسرش لائورا در داغ از دست دادن تک‌پسرشان دیگر از هم پاشیده است و از آن‌سو معشوقه‌ی جوان او با نام «لینا» پسری کوچک را به او هدیه داده و همین دوگانه قرار است درون‌مایه‌ی روایت شود. مایکل مان فراری را در همین پرس قرار نمی‌دهد و از سوی دیگر رقابت تنگاتنگ او را در مسابقات سرعت نیز به تصویر می‌کشد. فراری گویی هیچ‌گاه عصبانی نمی‌شود و در بدترین شرایطی که برای او پیش می‌آید بی‌رحمانه منطقی‌ترین تصمیم را می‌گیرد. مایکل مان کاراکتر خود را در میان بوی خون و بنزین غوطه‌ور می‌کند و مخاطب را در مقابل یک دو راهی قرار می‌دهد که آیا تصمیم‌گیری‌های فراری شائبه‌ای اخلاقی دارند یا خیر. به‌طور مثال به صحنه‌ی تصادف یکی از خودروهای فراری با ۱۵ تماشاگر توجه کنید. مایکل مان انزو را در میان جنازه‌هایی که روی زمین افتاده‌اند و لاشه‌ی خودروی فراری قرار می‌دهد. شاید فقط باید مایکل مان بود که این سکانس را با درست‌ترین زاویه‌های دوربین مقابل چشم مخاطب قرار داد و این بی‌رحمی را مشاهده کرد. فراری در این سکانس قرار نیست مورد قضاوت مخاطب یا مان قرار گیرد، بلکه در عوض مخاطب خود را در برابر مردی می‌بیند که همچون یک شطرنج‌باز همه‌ی حرکات پیش رو را در ذهن می‌گذراند و به فکر رخدادهای بعدی است.

اما درام زیبای آقای مایکل مان اگر آن لانگ شات لعنتی را نداشت زیبایی خود را کامل می‌کرد. زمانی که یک ساعت و ۲۱ دقیقه از فیلم گذشته است با یک صحنه‌ی تصادف مواجه می‌شویم. زمانی که خودروی مسابقه از روی یک تپه در حال پائین رفتن است آن لانگ‌شات نحس همچون کوهی یخ بر ذهن گرم مخاطب فرو می‌ریزد. در این صحنه تکانه‌های ماکتی که درون ماشین است باعث آزار چشم می‌شود و بدون شک یکی از بدترین رخدادهایی است که در دل یک درام زیبا می‌توان شاهد بود.

در طول اکران این فیلم بسیاری از ایتالیایی‌زبان‌ها ایراد گرفته بودند که چرا یک آمریکایی باید درباره‌ی یکی از بزرگ‌ترین صنعتگران قرن بیستم ایتالیا، آن هم با استفاده از بازیگران اصلی غیر ایتالیایی، فیلم بسازد. شاید پاسخ این سوال را باید در فیلم «نبرد برای عظمت: آئودی در برابر لانچیا» جست‌و‌جو کرد که چند روز پیش به مرور آن پرداختیم. مایکل مان برای ساخت این اثر با همان شم بازیگرشناسی‌اش که سال‌ها در آثار مختلف آن را به ما ثابت کرده پشت دوربین رفته است و بدون شک بازی زیبای آدام درایور، پنه لوپه کروز و شیلین وودلی جایی برای تردید باقی نمی‌گذارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟