وودی الن و دنیاهای سادهاش
«وودی الن» فیلمسازیست که تقریباً هر مخاطبی با هر سلیقهای در سینما بخشی از آثار او را در خاطرات ذهنی خود خلق کرده است. الن را یکی از پیشگامان سینمای پستمدرن ایالات متحده میشناسند؛ فیلمسازی که میتوانست در آثار خود خطوط روایی کلاسیک را بر هم بزند و با شخصیتپردازیهای خاص دنیای سینماییاش مخاطب را پای یک داستان ساده و در عین حال جذاب بنشاند. الن هم مانند پولانسکی طی این سالها از سوی گروههای افراطی مختلف مورد توهین و آزار قرار گرفته است. اما الن در سینما در جایی و دنیایی سیر میکند که گویی حصاری محکم در اطراف او وجود دارد. به همین سبب است زمانی که پای آثار وودی الن مینشینیم، هیچگاه فشار روانی حاکم بر این فیلمساز سالخورده را متوجه نمیشویم.
الن مانند بسیاری از آثار خود بهیکباره گریبان مخاطب را میگیرد و همراه کاراکتر «فنی» در یک پیادهرو میشود. بهناگاه و درون این مدیومشات «الن» هم به او اضافه میشود و دیالوگهای پینگپنگی بین این دو شروع به شکلگرفتن میکنند. شانس اولین و آخرین کلیدواژهای است که از دهان «الن» خارج میشود و با توجه به شباهت آوایی نام او با نام خانوادگی کارگردان بهیاد تمام شیطنتهای وودی النی در طی این سالها میافتیم. عنوان فیلم و دیالوگهای ابتدایی این دو کاراکتر در فیلم گویی مخاطب را در میان حصاری قرار میدهد که باور دارد در این روایت هر رخدادی ممکن است؛ چون شانس درونمایهی اصلی روایت است.
اما این روایت ضلع سومی با نام «ژان» دارد. ژان مردی بسیار ثروتمند است که همسر دوم فنی محسوب میشود. در اولین نماهایی که ژان وارد قاب میشود گویی مخاطب از عشق بیاندازهی او به فنی آگاه میشود، اما این عشق بیکموکاست با کمی سلطهگری و در عین حال سوءظن همراه است. اتفاقاً وودی الن استاد پرداخت به همین تهمایههای مشکوک در شخصیتپردازی کاراکترهاست و آنها را بزرگ و بزرگتر میکند. فقط در دنیای وودی الن میتوانید کاراکتری را بیابید که روی تخت و در کنار همسرش از او بپرسد که شغل تو چیست و همسر هم به او پاسخ دهد: «پولدار کردن ثروتمندها». از طریق همین دیالوگ ساده است که مخاطب هم بخشی از سادگی ذاتی فنی را درک میکند و هم سیاسبودن و در عین حال شخصیتپردازی کامل ژان را. فنی یک کارگزار هنریست و از آنسو الن نیز نویسندهای بسیار خوشبین است و اتفاقاً کتاب جدیدش نیز در باب شانس و احتمال در دنیاست. وودی الن بهخوبی و با زیرکی فنی را بین دنیای ژان و الن گیر میاندازد. در این برش سنگین از سوی دو کاراکتر پردهی دوم روایت شکل میگیرد و حال دیگر این وودی الن است که با برسهای موازی و اضافهکردن شایعات پیرامون گذشتهی ژان و وارد شدن مادر فنی داستان را تبدیل به هزارتویی ساده میکند. لایهی تزئینی سادهی دیگر وودی الن به روایتاش موسیقی متن در ژانر «جز» است که باز هم ارادت این کارگردان باهوش را به این گونهی موسیقایی تصویر میکند.
روایت جدید وودی الن باز هم مخاطب را در بطن یکی از خطوط فلسفی قرن بیستم میبرد؛ جایی که در بین سطور «آلبر کامو» و «ژان-پل سارتر» هستی انسان از یک تصادف مانند تولد تا نیستی محض مرگ ادامه دارد و این هستی میان دو نیستی فرصتی یکباره است که باید نهایت بهره را از آن برد. بهراستی چه فیلمسازی به این سادگی و شیرینی میتواند درونمایهای چنین را در برابر مخاطب خود قرار دهد؟
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.