بازار داغ ابرکمپانیهای خودروسازی
ظاهراً بازار داستانهای خودروسازان بزرگ طی این چند سال داغتر از همیشه شده است. پس از موفقیت فیلم «فورد در برابر فراری»، حال آقای استفانو ماردینی سعی دارد رقابتی دیگر را از دل تاریح پرهیاهوی قرن بیستم بیرون بکشد؛ آئودی در برابر لانچیا فیات در سال ۱۹۸۳. آقای ماردینی در اثر خود سعی دارد یکی از بردهای عجیب و غریب لانچیا را در مسابقات رالی قهرمانی جهان بهتصویر بکشد، اما اثر او مشکلی کلیشهای دارد؛ این فیلم گزارشی تصویریست که بدون حتی دیالوگ هم مخاطب صرفاً با زیرنویسهای خبری میتوانست آن را دنبال کند.
روایتهایی از این دست آنقدر درونمایهی جذابی دارند که فقط با قصهای خوب و اوجوفرودهایی زیرکانه مخاطب را پای تماشای خود بکشانند. اما آقای ماردینی فرسنگها از این قصهی جذاب دور است. او در روایت خود تلاش دارد تا مخاطب را در کوران مسابقات رالی سال ۱۹۸۳ قرار دهد، اما زمانی که قابها یکی پس از دیگری از برابر ما میگذرند دچار شک و تردید میشویم که آیا کارگردان ایتالیایی توانایی خلق چنین داستانهایی را دارد یا خیر. آقای ماردینی باید بداند که مخاطب سینما طی همین دهه با آثاری در سینمای هالیوود مواجه بوده که سطح توقعاش را از چنین آثاری بالا بردهاند. این کارگردان ایتالیایی دیگر نمیتواند با صرفاً دوربینی که درون ماشین است و نمای بسته از جادهای که در حال پیمودن است مخاطب را دچار هیجان کند؛ بهخصوص در باب فیلمی که درونمایهاش مسابقات رالی است. برای درک جذابیت مسابقات رالی کافیست یکی از ویدیوهای خبری در این باب را تماشا کنید که چگونه گذر از پیچهای جنگلی، بارانی، برفی و خاکی مخاطب را به هیجان وا میدارد. آقای ماردینی در اثر خود هیچکدام از این هیجانها را به مخاطب ارائه نمیدهد. او در این اثر تنها به دیالوگهایی مقطعی اشاره دارد که کموبیش میتوانند درکی از فشار وارده بر افراد درگیر در کمپانی لانچیا را به رخ بکشند؛ البته این هم بهسبب حضور بازیگرانی چون «ریکاردو اسکامارچو» است و هیچ ربطی به خلاقیت کارگردان ندارد. آقای ماردینی در این اثر نشان میدهد که هنوز توانایی قرار گرفتن در بطن روایتی چنین هیجانانگیز را ندارد.
پس از تماشای این فیلم فقط حسرت باقی میماند که چگونه یک کارگردان نتوانسته یکی از جذابیتهای خارج پیست را در مسابقات اتومبیلرانی بهخوبی تصویر کند. فیلم جدید آقای ماردینی صرفاً نامی گیرا و بازیگرانی توانا دارد. این فیلم اثری زیر متوسط است که صرفاً میتواند مخاطب را در برابر اطلاعات اندکی از کوران مسابقات سال ۱۹۸۳ قرار دهد، وگرنه همین اطلاهات را بهصورت کاملتر میتوان در ویکیپدیای این شرکتهای خودروسازی و تاریخچهی مسابقات رالی بهدست آورد. وظیفهی آثاری که در سینما قرار است بخشی از تاریخ گذشته را تصویر کنند این است که قصهگوی خوبی باشند و از طریق این جذابیت درونی مخاطب را در برابر رخدادهای اتفاقافتاده قرار دهد. اثر آقای ماردینی عاجز این جذابیت است و قادر نیست مخاطب را همچون فیلم آقای «منگولد» به درون زندگی کاراکترهای خود ببرد تا لحظاتی را با آنها زیست کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.