فیلم تمیزی که تلنگرهایاش نحیف بودند
«جسیکا هاسنر» در فیلم جدید خود بار دیگر ثابت میکند تا چه حد به پالتهای رنگی و ترکیببندی قاب اهمیت میدهد و در عین حال ظرف فرم خود را خالی نگاه میدارد. خانم هاسنر در فیلم «باشگاه صفر» سعی دارد با زبانی نرم و شیک علیه جامعهی مصرفگرا و در عین حال فرقهبازیهای اکتیویستهای هیپیمسلک شورشی برپا کند. اما او فقط خامهی روی کیک خود را کامل کرده است و زیر این سطح چیزی جز یک اثر وارفته نیست.
روایت این فیلم در باب مدرسهای شبانهروزیست که فقط به ثروتمندان خدمات ارائه میدهد. خانم نوواک معلم جدیدالورودی است که به انتخاب هیئتامنای مدرسه برای سلامت تغذیهی دانشآموزان استخدام شده است. اینکه خانم هاسنر بر اساس چه منطقی از میان این همه دانشآموز فقط ۷ نفر را انتخاب میکند جای بسی سوال است. او در میانهی روایت دائم سعی دارد این را در ذهن مخاطب فرو کند که والدین این دانشآموزان خاص تصمیم به چنین کاری گرفتهاند تا مخاطب دیگر درگیر شلختگی روایت و بیمنطقی آن نشود. در هر حال همین نقص روایی از ابتدا تا انتها در فیلم باقی میماند و اتفاقاً خانم هاسنر نیز با اعتمادبهنفسی بالا کل روایت را حول این ۷ دانشآموز که در نهایت به ۴ نفر تقلیل پیدا میکنند تصویر میکند.
خانم هاسنر در روایت خود سعی دارد هم گذری به دلهرهی جسمی بزند و در عین حال برخی مفاهیم خودساختهای مانند تغذیهی آگاهانه را به سخره بگیرد. او در این فیلم قصد دارد هر دو سوی ماجرا را هدف هجو خود قرار دهد که باید گفت در هر کدام از این هجومها نیز ناموفق است. آنچه در این اثر مخاطب را تا پایان نگاه میدارد روایت آن نیست، بلکه پالت رنگی پر از کانتراستی است که شاید فقط در سه سکانس شاهد ورود سایه به آن هستیم. خانم هاسنر تمام توان خود را روی ترکیببندی قابها و استفاده از خطوط دیوارها، نردهها و در نهایت همهی خطوط معماری متمرکز کرده است و گویی دیگر جایی برای پرداخت به درونمایهی روایت باقی نمیماند. اثر خانم هاسنر فرنکنشتاینی سینمایی است که هر کدام از تکههایاش را از جایی قرض گرفته و در نهایت نمیتواند همچون کالبدی مستقل عرض اندام کند. کارگردان اتریشی حتی زمانی هم که قصد دارد وارد دلهرهی جسمی شود، باز هم کمیتاش لنگ است و بهسرعت و برای اینکه قابهای زیبا و شیکاش را مخاطب از دست ندهد بهصورت انتزاعی قصد دارد وارد این دلهره شود. فیلم «باشگاه صفر» در همان نقطهی صفر روایی باقی مانده است و توان حرکت بهسمت جلو را ندارد تا مخاطب همراه آن شود. داستان مریض و بیجان فیلم تا جایی پیش میرود که کارگردان هم همچون کاراکترها درون قابی که نشان از محوشدگی کاراکترها و انتزاع نقطهی صفر دارد از داستان محو میشود. خانم هاسنر در روایت خود گم شده است. خانم کارگردان اتریشی اگر بتواند بین آن عطش ذهنی برای ترکیببندی قاب و چسبیدن به تکنیکهای بصری، کمی هم فرم بصری و روایی خود را دچار معنای منطبق با درونمایه کند، بیشک فیلمسازی با استعداد و قابل احترام را در سالهای آینده خواهیم دید؛ هر چند آثار قبلی این کارگردان بهمراتب درونمایههایی قدرتمندتر از «باشگاه صفر» داشتند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.