سونامی، زلزله و نیروگاه اتمی، کلیدواژههایی هستند که طی یک دههی اخیر هر شخصی در کشور ژاپن با آنها آشناست. اما یکی از نکات بارز این اتفاق در خبرهای پس از آن مشهود بود؛ فداکاری عدهای از کارکنان این مرکز در بستن دریچههای راکتورهای نیروگاه بهصورت دستی. واکاماتسو در اثر جدید خود قرار است ما را با جزئیات این فداکاری آشنا کند.
یکی از نکات بارز سینمای شرق، آشنایی تماموکمال کارگردانهای این منطقه به سنت کشورهای محل سکونتشان است. گویی این سنت در زندگی مدرن آنها ریشهی خود را از دست نداده و در کنار آسمانخراشها و تکنولوژی روز همچنان حضور دارد. سال ۲۰۱۱، زمینلرزهی بزرگ منطقهی توکوهو که بر اساس برآوردها ۹ ریشتر قدرت داشت، رخ داد. این زمینلرزه ۴امین زلزلهی قدرتمند تاریخ از زمان ثبت آمار بوده است. اما باز هم استحکامات ژاپنی آمادهی مقابله با این زمینلرزه بودند. چیزی که آنها را غافلگیر کرد این بود که امواج آب دریا با ارتفاع ۱۵ متر به سمت شهر هجوم آوردند و همین باعث قطع شدن برق منطقهای شد. راکتورهای نیروگاه با قطع شدن برق دیگر قدرت خنککنندگی خود را از دست دادند و سه راکتور منفجر شد. اما آن راکتورها که منفجر نشدند چه؟ تمام تلاش بر این است که چرنوبیلی دیگر رخ ندهد. از میان ۸۰۰ نیروی فعال در نیروگاه، ۵۰ نفر از آنها داوطلبانه در محل باقی میمانند و تا آخرین نفس سعی در جلوگیری از این فاجعه دارند. برای ژاپنیها این یعنی تمام آنچه که سنت به آنها آموخته است.
شاید اولین فیلمی که بعد از این حادثه ساخته شد، اثر سال ۲۰۱۶ دوریس دوریه بود. تفاوت این دو اثر هم در نگاه هر کارگردان به موضوع است. فیلم فوکوشیما ۵۰ بهنوعی قرار است یادوخاطرهی این ۵۰ نفر را زنده نگاه دارد. فیلم سعی دارد سه دسته از افراد درگیر در این حادثه را نشان دهد؛ مقامات، مدیریت نیروگاه و اتاق کنترل. سنت اطاعت از مافوق در ژاپن که بسیار قویست و باعث تأخیر در عملکرد گروه مهندسین نیروگاه شد و کارگردان در این فیلم سعی دارد روی آن تمرکز کند. فیلم در کلیت خود متوسط است و نباید چندان از آن انتظار داشت که بتواند یک اثر منطقی را به ما ارائه دهد. بیشتر تمرکز روی مستندات است و روابط انسانی در آن کمترین نقش را دارند. تنهایی هر کدام از افراد این گروه در فیلم نشان داده نمیشود و فقط خانوادهی دو نفر از این افراد را – آن هم بهصورت جستهوگریخته – شاهد هستیم. البته فیلمهایی که با موضوع بعضی حوادث مهم تاکنون روی پرده رفتهاند، اکثرشان از این ضعف رنج بردهاند و این فیلم هم چندان سعی نکرده خود را از این مسیر جدا کند. واکاماتسو هم کارگردانی نبوده که بخواهد همچون «دوریس دوریه» دست به اثری آوانگارد بزند. با مرور کارنامهی فیلمسازی او میبینیم که دوست دارد در همین سینمای بدنه باقی بماند و آثاری را خلق کند که مخاطب با یک بار دیدن آنها دچار همان هیجان کاذب شود. خب، این فیلم هم از این مسیر عدول نکرده و باید گفت همان است که باید از سینمای واکاماتسو انتظار داشت.
فیلم «فوکوشیما ۵۰» برای اطلاع بیشتر از حادثهی سال ۲۰۱۱ میتواند اثر خوبی باشد و جمعی خانوادگی را در یک عصر تعطیل سرگرم کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.