پوستر فیلم گمشده در ستاره‌ها

جنایی-رازآلود چینی با رگه‌هایی از بالیوود

گمشده در ستاره‌ها
Lost in the Stars
محصول ۲۰۲۲ – چین
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

هر چه کشورهایی چون چین دچار تنوع ژانری در سینمای بدنه‌ی خود شوند، سینما نیز در کلیت خود به‌همان نسبت پیشرفت خواهد کرد. در مرورهای بسیاری در باب آثار سینمای تجاری چین اشاره کرده‌ایم که یکی از دردهای این سینما در دهه‌های اخیر رنج بردن از سیاست‌گذاری‌‌های غلط برای حضور در گیشه‌های جهانی است. حال طی دو سال اخیر سینمای چین کم‌کم در حال ورود به ژانرهایی است که تا پیش از این چندان توجهی به آن‌ها نمی‌شد. سینمای جنایی-رازآلود زمانی که بتواند سینمای یک کشور را در بر بگیرد، مخاطب جهانی سینما بیشتر و بیشتر در معرض آن سینما قرار خواهد گرفت. فیلم جدید آقای «لیو شیانگ» قرار است مخاطب را در برابر یکی از کلیشه‌های سینمای جنایی-رازآلود قرار دهد.

او روایت را به‌یک‌باره با ورود «هی فی» به مرکز پلیس و جست‌و‌جو درباره‌ی همسرش آغاز می‌کند. آن‌ها برای جشن گرفتن اولین سالگرد ازدواج خود به این جزیره‌ی تفریحی آمده‌اند و حال همسرش گم شده است. او که ناامید از همه‌جا مقابل تابلوی اعلانات افراد گمشده ایستاده به‌یک‌باره با افسر پلیسی برخورد می‌کند که قول می‌دهد در مواقع لازم به او کمک کند. هی فی به اتاق خود در هتل بازمی‌گردد و پس از نوشیدن الکل و در حالی که قطعه عکسی از همسرش را در دست دارد به خواب می‌رود. صبح روز بعد زنی که در کنار او روی تخت از خواب برمی‌خیزد ادعا می‌کند که «مو زی» همسر اوست. هی فی باور نمی‌کند و این موضوع را به پلیس اطلاع می‌دهد. روایت از این نقطه کم‌کم خود را دچار پیچش‌های روایی می‌کند.

روایت آقای شیانگ را اگر بخواهیم با نگاهی خوشبینانه بنگریم، اثری جذاب و قابل تحمل است. اما زمانی که به درون روایت می‌رویم گنگی و منطق‌های کم‌رنگ کم‌کم خود را نشان می‌دهند. اولین نکته‌ای که در این فیلم کمی آزاردهنده است فست-موشن‌هایی همانند سینمای بالیوود است؛ نماهایی که تقریباً سال‌های بسیار زیادی است که در سینمای جهان منسوخ شده‌اند و شاید در سینمای جهان و از زمان ژرژ ملیس دیگر کسی به آن توجهی ندارد جز کلیپ‌های تبلیغاتی. متأسفانه این فیلم در یکی از صحنه‌های تعقیب‌و‌گریز دچار این فست‌موشن‌ها می‌شود و توان روایت در پی آن گرفته می‌شود. در سویی دیگر بازیگر نقش هی فی گویی در پرده‌ی اول و دوم توانایی ظهور این کاراکتر را ندارد. آنچه در پرده‌ی اول و دوم این فیلم می‌بینیم چیزی جز ارائه‌ی تیپ‌ نیست و همین باعث زمین خوردن آن می‌شود. به‌طور مثال موتیف پرخاشگری این کاراکتر روی روایت نمی‌نشیند و نمی‌تواند مخاطب را دچار نوعی سردرگمی در باب آن کند. در نتیجه مخاطب با خیال راحت می‌تواند انتهای این کلیشه و بازی انتقام و اعتراف را حدس بزند، در حالی که کارگردان تمام سعی خود را می‌کند تا مخاطب در پرده‌ی اول و دوم کاملاً میان این هزارتو گم شود. شاید باید گفت که کاراکترهای زن در این روایت نقطه‌قوت پیشبرد آن هستند.

آقای شیانگ این روایت را بر اساس یک فیلم روسی در دهه‌ی ۱۹۹۰ با نام «تله‌ای برای یک مرد تنها» ساخته است و سعی دارد لحظه‌به‌لحظه‌ی فیلم را بر اساس پلات نسخه‌ی روسی پیش ببرد. در هر حال آقای شیانگ در روایت خود به‌خوبی می‌تواند مخاطب سینمای سرگرمی را همراه اثرش کند، اما افتادن در دام ملودرام و ترانه‌های عاشقانه ضعف روایت را پوشش نمی‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟