پوستر فیلم نقش بازی کردن

از بیگ‌بنگ تا آدمکش اجاره‌ای

نقش بازی کردن
Role Play
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«کیلی کوئوکو» یکی از کاراکترهای سریال «بیگ‌بنگ تئوری» بود که تقریباً با هیاهوی آمریکایی و تحت تأثیر قرار گرفتن مخاطبان دیگر کشورها سر زبان‌ها افتاد. در سینما هم کارگردان‌های سینمای تجاری نیم‌نگاهی به این کاراکترها دارند که ضعف روایت خود را با استفاده از این چهره‌ها روی پوسترها جبران کنند. خانم «کوئوکو» یکی از این چهره‌هاست که این‌بار اسیر روایت ضعیف و آبکی آقای «توماس وینسنت» شده است. توماس وینسنت روایت خود را درون کلیشه‌ی آدمکش خانواده‌دار گنجانده است و سعی دارد از طریق آن مخاطب را این‌بار با یک کاراکتر زن و دنیای زیرزمینی قاتل‌ها مواجه کند. طی چند هفته‌ی پیش بود که اثری دیگر را در ساختار همین کلیشه‌ی پرطرفدار شاهد بودیم.

آنچه باعث گیرایی بیشتر این روایت‌ها می‌شود انتخاب درست بازیگر اصلی و درک درست کارگردان از موقعیت‌های کمدی است. آقای وینسنت بدون توجه به این مواد اولیه و ضروری برای روایت خود سعی دارد همه‌چیز را درون دیگ بریزد و شعله‌ی گاز را زیاد کند و در نهایت محصولی که مقابل چشم مخاطب قرار می‌گیرد آشی‌ست که ته گرفته و بوی سوختگی آن از فرسنگ‌ها مشخص است.

ابن فیلم در باب زنی با نام «اما» است که به‌همراه همسر و دو فرزندش در نیویورک مشغول زندگی است. افتتاحیه با یکی از مأموریت‌های مخفی اما آغاز می‌شود و زمانی که به خانه بازمی‌گردد عنوان می‌کند که از این سفرهای شرکتی خسته شده است و سعی دارد برای مدتی خود را بازنشسته کند. همان‌طور که انتظار می‌رود اتفاقاتی رخ می‌دهند که اما مجبور می‌شود خانواده‌اش را نیز درگیر این ماجرا کند. روایت آقای وینسنت در هیچ‌کدام از این نقطه‌عطف‌ها مخاطب را دچار هیجان نمی‌کند و ضعف فیلم درست در همین مفصل‌هاست. کوئوکو بازیگر فیلم اکشن نیست و صرفاً در آثار کمدی می‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشد. به‌سبب همین ضعف بازیگر است که فیلم در سکانس‌های اکشن دچار برش‌های بیش‌ازحد می‌شود تا بازیگر نقش اول چندان در برابر چشم مخاطب قرار نگیرد. زمانی هم که کارگردان نمی‌داند در تقابل این بازیگر و سکون‌های دچار اکشن چه کند، ضعف مفرط خانم کوئوکو در صحنه‌های اکشن به‌وضوح مشخص است.

فیلم «نقش بازی کردن» شاید یک سکانس قابل اعتنا داشته باشد و آن هم به‌دور از هیاهوی درون‌‌مایه‌ای روایت است؛ زمانی که اما به‌اتفاق همسرش به‌مناسبت سالگرد ازداوج‌اشان در هتل لوکس قرار می‌گذارند، موقعیت‌های کمدی نیم‌بندی شکل می‌گیرند که طی دیالوگ‌های پینگ‌پنگی بین کاراکترها باعث مفرح شدن آن سکانس می‌شوند. اما در کل روایت دیگر چنین موقعیتی شکل نمی‌گیرد و فیلم روی همان مونوتون مشخص و کسالت‌بار خود پیش می‌رود. زمانی که یک اثر سینمایی نتواند از درون کلیشه‌ای آشنا خودش را همچون ساختاری مجزا نشان دهد، هر چقدر هم که کارگردان سعی در اضافه کردن تعقیب‌و‌گریزها و سکانس‌های اکشن داشته باشد، باز هم آن روایت دچار خمودگی و پژمردگی می‌شود. آقای وینسنت با زرق و برق دادن به تیتراژ و استفاده از بازیگرانی که در ابتدا مخاطب را می‌توانند وادار به تماشای فیلم کنند، نمی‌تواند روایت‌های‌اش را نجات دهد. شاید اگر روایت او با همین بازیگران می‌توانست در همان ساختار کمدی-ملودرام خانوادگی قاب‌بندی شود، حداقل از سر این خمودگی روایی در ساختار اکشن-کمدی رها می‌شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟