روایت سطحی و بیبخار عاشقانه
«سون» دختری جوان و زیباست که در بوسان با مادربزرگ و برادرش زندگی میکند. او در یک مؤسسهی فیلمسازی کوچک مدیر لوکیشن است. آنها قرار است برای اولین بار با کارگردانی مشهور کار کنند که از سئول آمده است. رئیس مؤسسه که بهنوعی دوست سون نیز محسوب میشود از این اتفاق هیجانزده است زیرا معتقد است این کار راه آنها را برای کار با کارگردانان و گروههای بزرگ فیلمسازی دیگر باز میکند. همهچیز بهنظر خوب میآید تا اینکه سون با این کارگردان روبهرو میشود، «چا دو»، دوست پسر قدیمی او کارگردان فیلم جدیدی است که سون باید برایاش لوکیشن فیلم پیدا کند.
ما با غور کردن در تاریخ سینمای کرهی جنوبی و مرور تمام فیلمهای ۲۰۲۰ به بعد دیدیم که این سینما تاچهاندازه از بسیاری از سینماهای جهان فاصله دارد. در این سینما آنقدر تلاش صورت گرفته و سرمایهگذاریهای فراوان انجام شده که دیگر فیلمسازان نوپا هم میتوانند بهراحتی و بدون کمترین دغدغه با در دست داشتن یک داستان ناب روایت خود را تصویر کنند. آقای «کیم مین-گیوم» نیز با در دست داشتن داستانی که خود نوشته سعی کرده از این پتانسیل در سینمای کشورش استفاده کند. او در اولین فیلماش با نام «خیابان سینما» تلاش کرده با کاراکترهایی کاملاً سینمایی داستان خود را بسازد. دو عاشق قدیمی که با سینما با هم آشنا شدهاند و بهخاطر سینما هم از هم جدا شدهاند و البته در سینما هم کار میکنند، قرار است در فیلم آقای گیوم دیده شوند. سون و چا دو با همکار شدن با هم در زمان حال وارد خاطرات گذشته شده و عشق خود را بهیاد میآورند.
آقای گیوم از بازیگران خوبی استفاده کرده است و همانطور که درونمایهی روایتاش به اهمیت لوکیشن برای هر فیلم اشاره دارد، لوکیشنهای زیبایی هم برگزیده است. اما مهمترین چیزی که در یک فیلم در ابتدا اهمیت دارد داستان و روایت آن است که آقای گیوم از آن بیبهره است. فیلم آقای گیوم یک داستان عاشقانهی سطحی است که هر نوجوان عاشقی میتواند آن را در ذهناش بنویسد. نه پرداخت شخصیتی دارد و نه روایتاش حرفی جدید برای گفتن دارد. آقای گیوم هرگز اشاره نمیکند سون و چا دو در چه سنی عاشق هم بودند و حالا بعد از چه مدتی است که همدیگر را دیدهاند. مخاطب مدام باید حدس بزند و منتظر باشد تا شاید کارگردان اشارهای به زمان اتفاقات کند. این ندانستن زمان، اینکه اتفاقات در چه برهههای زمانی و در چه سالی رخ دادهاند، ذهن مخاطب را درگیر میکند. اگر مدت زیادی است که این دو از هم جدا شدهاند پس چرا سون و چا دوی قدیمی از نظر ظاهری تفاوت چندانی با سون و چا دوی جدید نمیکنند؟ اگر هم زمان زیادی از عشق آنها نمیگذرد این سؤال ایجاد میشود که چا دو چگونه توانسته در مسیر فیلمسازی به این سرعت پیشرفت کند! آقای گیوم هیچ تلاشی برای پرداخت شخصیتهای اصلی و فرعیاش هم نکرده است. ما حتی دربارهی سادهترین احساسات شخصیتهای اصلی چیزی نمیدانیم. او فقط طریق آشنایی این دو را میگوید و به چند دیدار عاشقانه در گذشته اشاره میکند. زمان حال هم که داستانی ندارد تا بتواند حرفی برای گفتن داشته باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.