زمانی که یک فیلمساز نتواند بر اساس منطقهی جغرافیاییاش فیلم خود را دچار اصالتی ژانری کند، نباید انتظار چندانی از اثر او داشت. آقای «کارلوس ترون» در جدیدترین اثر خود سعی دارد با توسل به کلیشههای کمدی-دلهرهی هالیوودی اثری اسپانیایی را روی پرده ببرد. روایت او حول یک گروه پدیدههای ماورائی با نام «هپتا» است که متشکل از یک کشیش و سه زن میانسال است. آقای ترون از همان ابتدا سعی دارد مخاطب را درگیر ضربآهنگ بالای روایت و دیالوگهای پینگپنگی بین کاراکترهای زن کند. او در این کار موفق نیست، چرا که هیچکدام از بازیگران اسپانیایی فیلم او نتوانستهاند با این کاراکترها ارتباط برقرار کنند. «ساگراریو»، «پاز» و «گلوریا» سه دوستی هستند که قرار است روایت را پیش ببرند، اما هم خودشان در فیلم گم میشوند و هم حفرههای روایی به گونهای نیستند که توانایی جذب مخاطب را داشته باشند. مخاطب سینمای دلهره در این آثار به دنبال چالش است و آقای ترون او را وارد این چالش نمیکند.
فیلم «پدیده» قادر نیست رخدادهایاش را با ضربآهنگ بالایی که دارد منطبق کند. کارگردان اسپانیایی تمام سعی خود را کرده تا از طریق مفاهیمی چون منطق علمی، علوم ماورائی و در نهایت رخدادهای جنایی مخاطب را درگیر پروندهای بهظاهر پیچیده کند. اما نه این پرونده برای مخاطب دلهره آن پیچیدگی را دارد و نه خود روایت قادر است حتی در این خط مستقیم و بیحفره جذابیتی را به چشم مخاطب هدیه دهد.
فیلم آقای ترون در ایجاد موقعیتهای کمدی هم ناتوان است. به روابط بین سه کاراکتر اصلی توجه کنید که چگونه بازیگران این نقشها تمام سعی خود را میکنند تا مخاطب را حتی برای لحظهای دچار تبسمی لحظهای کنند. اما نه کارگردان شخصیتپردازی خوبی ارائه میدهد و نه بازیگران قادر به درک کاراکترها هستند. در نتیجه آن چیزی که باقی میماند ملغمهای از آشوبها در یک شهرک سینمایی است که حتی هنروران نیز در پسزمینه بیش از آثار گروه ب قابها را دچار تصنع میکنند. فیلم آقای ترون ایدهی خوبی دارد، اما هیچ تلاشی از سوی او برای پروراندن این ایده به چشم نمیخورد.
سینمای اسپانیا در ژانر دلهره و کمدی بسیار سرآمد است و هر گاه با اثری اسپانیاییزبان برخورد میکنیم، انتظار حداقلیامان تماشای اثری متوسط است. فیلم «پدیده» حتی یک اثر متوسط هم نیست. آقای ترون بهتر است همانند آثار قبلی خود در همان مسیر کمدی-ملودرام گام بردارد. این کارگردان اسپانیایی قبل از ورود به ژانر دلهره و کلیشههای آن باید در معرض تعریف این ژانر در جغرافیایی که فیلم میسازد قرار بگیرد. آقای ترون نمیتواند بهراحتی کلیشههای هالیوودی را وارد قصهی خود کند و انتظار داشته باشد مخاطب نیز آن را بپذیرد. زمانی که یک کارگردان سعی دارد روی مسیر کلیشههای رایج در سینمای ژانر گام بردارد، باید انتظار قیاس با آثار مشابه را نیز داشته باشد. فیلم «پدیده» جز ایدهاش هیچ فاکتور قابل اعتنایی در فرم بصری و روایی ندارد. آقای ترون در این اثر نشان میدهد که تعریف ذهنی بسیار خامی از ترکیب ژانری در سینما دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.