پوستر فیلم دومین

اکشن‌ بی‌مغز تقدیم به پرزیدنت کلینتون

دومین
The 2nd
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

بخشی از ژانر اکشن که موسوم به اکشن‌های کم‌خرج هستند طی چند دهه‌ی اخیر با استفاده از بازیگر-رزمی‌کارانی همچون استیون سیگال، ژان کلود ون دام یا دالف لوندگرن آثار زیادی را تولید کرده‌اند. این دسته از اکشن‌ها علی‌رغم نداشتن جنبه‌ای سینمایی در خود، اما علاقه‌مندان خاص خود را دارند. این فیلم هم قرار است چنین اکشنی را به مخاطب خود ارائه دهد.
در باب چنین فیلمی اشاره به ساختار روایت و دیگر ارکان یک فیلم چندان خوشایند نیست. چون با هر نگاهی فاقد این فاکتورهاست. پس بهتر آن است تصویرهای درهمی که مقابل‌مان قرار گرفته‌اند را مرور کنیم. در همان سکانس افتتاحیه و در آن بلبشو، مخاطب قرار است این را درک کند که قانون منع حمل اسلحه در حال رأی‌گیری‌ست و یک سناتور جمهوری‌خواه از طرفداران اصلی این است که هر آمریکایی باید یک سلاح داشته باشد. مانیفست انتخاباتی دموکرات‌ها با یک فیلم ضعیف را شاهد هستیم. افتتاحیه با یک سناتور جمهوری‌خواه -به‌زعم کارگردان – الکی‌خوش و بی‌سواد و انتهای داستان با خاطره‌ای غرورآمیز از کلینتون.
فیلم حول شخصیت یکی از نیروهای موسوم به دلتا می‌گردد. کاراکتری که در ابتدای فیلم به ما معرفی می‌شود، یک شخص پر از استرس و در نهایت مبتدی‌ست که نمی‌تواند در زمان مقتضی تصمیم‌گیری مناسبی داشته باشد و همین منجر به کشته‌شدن یکی از هم‌رزمان او می‌شود. فیلم با یک برش به آینده‌ای می‌رود که این نیرو بدون تغییر در چهره‌ی خود صاحب فرزند پسری‌ست که مشغول تحصیل در دانشگاه است. برش‌های بی‌دلیل کارگردان، دیالوگ‌هایی که قرار نیست هیچ‌کدام دچار قوام شوند. همه‌چیز در اوج آشفتگی پیش می‌رود و تابه‌انتهای فیلم هم نباید منتظر معجزه‌ای بود. در هچ‌جای فیلم دیگر سخنی از آن افتتاحیه‌ی شلوغ دیده نمی‌شود و بعد از پایان آن هم نمی‌دانیم چرا کارگردان به خود این زحمت را داده است.
یکی دیگر از بخش‌های مضحک فیلم نحوه‌ی ورود مزدورانی است که می‌خواهند تک دختر قاضی فدرال را بربایند. منطق آنها برای ورود به خوابگاه دانشجویی و شات‌هایی که از هر کدام می‌بینیم، نه عده‌ای حرفه‌ای، بلکه تعدادی احمق مبتدی را به ما نشان می‌دهند. در چینش این گروه شاید کارگردان اثر دچار کمبود هنرور بوده و از هر عابر پیاده‌ای استفاده کرده تا تعداد را بالا ببرد.
حضور مفتضحانه‌ی رایان فیلیپس در فیلم به‌همراه مابقی کاراکترها یکی دیگر از ارکان اصلی شکست فیلم است. هر کدام از شخصیت‌ها و بازیگرانی که آن نقش‌ها را ایفا می‌کردند پر از تناقض‌های شخصیت‌پردازی بودند. حتی اگر شخصیت‌پردازی خوبی صورت گرفته بود، بعید است چنین گروه بازیگری‌ای از پس آن شخصیت‌ها برمی‌آمدند. در نهایت اینکه این فیلم تا فیلم‌شدن فاصله‌ی زیادی دارد و بار دیگر به ما ثابت می‌کند که هر تصویری در هر قابی را نمی‌توان سینما نام نهاد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟