پوستر فیلم پس از

این نسل در همه‌ی کشورها یک بام و دو هواست

پس از
After
محصول ۲۰۲۳ – فرانسه
ژانر درام
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم با نماهایی از یک پارکینگ زیرزمینی خالی آغاز می‌شود و پس از آن به‌یک‌باره و به‌مدت ۸ دقیقه همراه موسیقی تکنو و کلوزآپ‌هایی می‌شویم که جوان‌ها در حال رقص هستند. آقای «آنتونی لاپیا» در اولین فیلم بلند داستانی خود سعی دارد طی یک شب به درون هیاهوی جوانان پاریسی برود و از آن طریق نسلی را به تصویر بکشد که شب را برای رهایی از رخدادهای روز و همه‌ی ناملایمات زندگی مدرن انتخاب کرده‌اند. طی این ۸ دقیقه روی چهره‌هایی متمرکز می‌شود که در پس این هیاهو و رقص تکرار می‌شوند و مخاطب به‌نوعی آن‌ها را نشان می‌کند. پس از این ۸ دقیقه برای لحظاتی به اتاق کناری می‌رویم و برخی از این جوانان را در حال استعمال کوکائین، اکستازی و نوشیدنی مشاهده می‌کنیم. دیالوگ‌ها همچون سر و صداهای پس و پیش کاراکترها در سینمای موج نو فرانسه از هر چیزی سخن می‌گویند. «فلیسی» دختری با نام «کاشا»‌ را کنار می‌زند و مخاطب از طریق همین مکالمه‌ی کوتاه متوجه می‌شود که کاشا خود را اسیر عشق فلیسی می‌پندارد. در سویی دیگر مکس، یان و هانا مکالمه‌ای دوستانه با یکدیگر دارند و در ادامه دوباره به درون سالن رقص می‌رویم و موسیقی و هیاهوی این چهره‌هایی که بیشتر و بیشتر خود را غرق محیط کرده‌اند. آقای لاپیا حول و حوش دقیقه‌ی ۲۵ فلیسی و مرد جوانی با نام «سعید»‌ را از این هیاهو رها می‌کند و آن‌ها را به‌سوی منزل فلیسی رهسپار می‌کند. پس از این دیگر با روایتی دوسویه مواجه هستیم. آنچه در این کلاب رخ می‌دهد تا پاسی از شب ادامه دارد و فلیسی و سعید نیز همچون دو نماینده از آن جوانان شروع به مکالمه در باب رخدادهای مختلف می‌کنند.

سعید راننده‌ی اوبر است و فلیسی یک وکیل کیفری. این دو از دو زاویه به اتفاقات چند وقت اخیر فرانسه واکنش نشان می‌دهند. مکالمات آن‌ها پینگ‌پنگی‌ست و گویی قرار هم نیست در ضربآهنگی ملایم بخش اعظی از فیلم را به خود اختصاص دهند. به‌طور مثال سعید از دوستی و همدلی بین مردم می‌گوید و سعی دارد تظاهرات خیابانی و آشوب‌های جلیقه‌زردها را در سطح پاریس و ورزشگاه‌ها به‌نوعی همدلی تعبیر کند که از طریق آن می‌توان دولت را به کرنش وا داشت (وقتی همه‌ی مردم یه چیزی رو بخوان، اون اتفاق می‌افته. ما قدرتمون بی‌حده و هیچ‌کس تنها نیست). از آن‌سو فلیسی با نگاهی بدبینانه و البته واقع‌گرایه موضوع را می‌نگرد (ما آدمایی رو می‌بینیم که فکر می‌کنیم جنبه‌های مشترک زیادی با ما دارن. اما در نهایت هیچ‌چیزی رو در ادامه به‌یاد نمیاری (فلیسی در این جملات رخدادهای کلاب‌ها و فستیوال‌ها را تفسیر می‌کند). انرژی‌ای که تو ازش حرف می‌زنی وجود نداره. نقطه‌ای برای شروع مبارزه وجود نداره، چون ما از همون اول شکست‌خورده‌ایم. انسان ذاتاً خبیثه و در طول تاریخ همیشه آسون‌ترین مسیر رو برای خودمون انتخاب کردیم. به پیشرفت‌هامون نگاه کن. انسان هیچ زمانی مثل الان ثروتمند و توسعه‌یافته نبوده. ما آداما دست به هر چیزی بزنیم نابودش می‌کنیم). کل درون‌مایه‌ی فیلم آقای لاپیا در همین مکالمه‌ی پینگ‌پنگی بین فلیسی و سعید خلاصه می‌شود؛ مکالمه‌ای که یک‌سوی آن بلندپروازی‌ست و سوی دیگرش واقعیت محض.

آقای لاپیا در اثر خود نشان می‌دهد که در سینمای مینیمالیستی و تجربی چگونه می‌توان از طریق قاب‌هایی که عمدتاً موسیقی تکنو روی آن‌هاست و کلوزآپ‌ها و اکستریم‌کلوزآپ‌های لرزان چهره‌ها روایتی ساده در باب نسلی ارائه داد که واقعاً یک بام و دو هوا هستند؛‌ نسلی که آسایش و لذت جامعه‌ی مدرن را پذیرفته‌اند و هنگام طلوع علیه همین نظم موجود دست به آشوب می‌زنند. نسلی که شب‌ها خود را فراموش می‌کنند و دست‌به‌دامان خط‌های کوکائین می‌شوند و هنگام صبح و هوشیاری مجدد به درون خیابان می‌روند. روایت آقای لاپیا نه قرار است مخاطب را درون دالانی انقلابی قرار دهد و نه قصد دارد از طریق پرده‌های کلاسیک اوج و فرود و تولد قهرمان را روی پرده بیاورد. روایت او به‌اندازه‌ی اوج گرفتن موسیقی، رقص، جنون مواد، و در نهایت چرت‌های لحظه‌ای کنار سالن رقص سینوسی می‌شود. روایت او از جنون آغاز می‌شود و به سکون خیابان‌های خلوت پاریس می‌رسد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟