پوستر فیلم مربع سیاه

پر ستاره و سرگرم‌کننده

مربع سیاه
The Black Square
محصول ۲۰۲۳- آلمان
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

آثار کمدی-ابزورد طی دو دهه‌ی گذشته آن‌قدر سینما را در نوردیده‌اند که بسیاری از کشورها در سینمای سرگرمی خود سعی می‌کنند همانند آثار سینمای مستقل وارد این زیرژانر کمدی شوند. کمدی-ابزوردها تا مدت‌ها عصای دست سینماگران مؤلفی بودند که سعی داشتند واقعیت‌های تلخ اجتماعی را تحت موقعیتی کاملاً کمدی پیش روی مخاطب قرار دهند. در بریتانیا، ایالات متحده، فرانسه و ژاپن طی هر سال آثاری از این دست را شاهد بودیم که هر کدام بر اساس وزن فیلمساز قادر بودند روی مخاطب تأثیرگذاری لازم را داشته باشند. در دهه‌ی اخیر کار به جایی رسید که هالیوود هم در برخی از آثار کمپانی‌های‌اش را به درون این درون‌مایه‌ها کشاند. حال در سینمای آلمان و توسط یک کارگردان فیلم اولی با نام «پیتر مایستر» شاهد یک کمدی-ابزورد پر ستاره هستیم.

آقای مایستر روایت خود را با چند نما از یک تابلو‌ی نقاشی انتزاعی در یکی از موزه‌های آلمان و سپس جای خالی آن تابلو و به صدا در آمدن آژیرهای خطر آغاز می‌کند. پس از این افتتاحیه‌ی خلاصه به درون ماشینی می‌رویم که «وینسنت» و «نیلز» منتظر نفر سوم هستند تا با یکدیگر وارد یک کشتی کروز شوند. آن‌ها قصد دارند با خریداری ملاقات کنند که در این کشتی منتظر آن‌هاست. ضربآهنگ روایت از همان ابتدا به مخاطب یادآوری می‌کند که کارگردان با استفاده از یک لوکیشن روی آب‌های دریا قرار است از طریق کاراکترهای درگیر در فیلم آشوبی از جنس ابزوردهای گای ریچی را برپا کند. همین‌گونه هم می‌شود و فیلم به‌سرعت کاراکترهای درگیر در روایت را در چند سکانس بعدی مقابل چشم ما قرار می‌دهد. از لوی و میا تا مارتا و دو تن از خدمه‌ی کشتی.

آقای مایستر برای اینکه مخاطب اثر او را به‌دور از فیلم‌های ۱۳‌ساله‌ی هالیوودی بپذیرد، اولین قتل را توسط مارتا در دقیقه‌ی ۱۴ تصویر می‌کند و در ادامه با مرکزیت قراردادن وینسنت و نیلز سعی دارد دور باطلی را در بین کاراکترهای درگیر ایجاد کند تا کاراکترها دائم از این‌سو به آن‌سوی کشتی دچار دوری باطل شوند. موقعیت‌های کمدی فیلم به‌درستی روی روایت نشسته‌اند. اما مشکل فیلم آنجاست که کارگردان از این انبوه ستاره‌های سینمای آلمان کمال بهره را نبرده است. روایت آقای مایستر با ضربآهنگ بالایی که دارد ابتدا خودش را نشانه گرفته است و باعث می‌شود در برخی از مفصل‌های روایت ماجرا به‌گونه‌ای دیگر پیش برود. این حذف و اضافه‌ها در رخدادها به جایی می‌رسد که در پرده‌ی سوم و طی چند سکانس شاهد حل شدن موضوعی هستیم که طی دو پرده کارگردان آن را دچار گرهی کور کرده بود. این‌گونه فرار کردن از گره‌های روایی بیش از هر چیزی به خود فیلم آسیب می‌رسانند. در این فیلم روابط هم جان نمی‌گیرند. کارگردان سعی دارد از طریق ایجاد عشق بین سه زوج در فیلم خود مخاطب را وادار کند که پرده‌ی سوم را از او بپذیرد، اما این شکل‌گیری علاقه‌ها در نمی‌آیند؛ نیلز و میا یا مارتا و وینسنت. آنچه مشخص است آقای مایستر در طول پرده‌ی دوم خود فرصت زیادی برای شکل دادن این رابطه‌ها داشته است، اما به‌جای پرداخت آن‌ها سعی در کورتر کردن گرهی کرده است که در پایان خودش هم توانایی باز کردن آن را ندارد.

فیلم «مربع سیاه» در سینمای سرگرمی اثری مفرح و متوسط است که می‌تواند مخاطب علاقه‌مند به سینمای کمدی-ابزورد را با خود همراه کند؛ به‌خصوص با حضور ستاره‌هایی چون برنارد شوتز و ساندرا هولر.

نقاشی «مربع سیاه» مالوویچ هویتی واقعی دارد، اما مشکل آنجاست که تعاریف وینسنت در باب ماهیت این اثر کمی اغراق‌آمیز است، در حالی‌که مالوویچ این نقاشی را همچون شروعی از صفر در فرم بصری یک اثر نقاشی تصور کرده بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟