پوستر فیلم قاتلی در خانه‌ی بغلی(کناری)، یا قاتل خانه‌ی بغلی

قاتلی با گام‌های قابل پیش‌بینی

قاتلی در خانه‌ی بغلی(کناری)، یا قاتل خانه‌ی بغلی
A Killer Next Door
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده اردیبهشت

قتل‌ها و جنایاتی که در حال رخ دادن هستند و پرونده‌هایی را به خود اختصاص داده‌اند سوژه‌ی بسیاری از فیلم‌ها شده‌اند. حال اندرو جونز به کمک یکی از همین جنایت‌ها، قرار است اثری دلهره‌آور را به مخاطب ارائه دهد. جونز پیش از این فیلم‌هایی چون: انتقام رابرات(۲۰۱۸)، قاتلان کلبه‌ی یوتا (۲۰۱۹) و روح‌زدگی قلعه‌ی مارگام را در سال جاری به نگاه مخاطبان تقدیم کرده است. داستانی که به قاتل زنجیره‌ای، جان لیست بر می‌گردد. آغاز فیلم با نماهایی از قتل اعضای خانواده‌ای آغاز می‌شود؛ افراد چه زن و چه کودکان، یک‌به‌یک در کمال خونسردیِ تمام به ضرب گلوله کشته می‌شوند و قاتل با آرامش تمام به تناول ادامه می‌دهد و متواری می‌شود. نگاه دوربین به سمت قاب عکسی که روی دیوار نصب شده رفته و خانواده‌ای را نشان می‌دهد که اندکی قبل اعضای‌اش به قتل رسیدند و چهره مرد مخدوش و ناپیداست. حال ۱۸ سال از آن ماجرا گذشته و زنی را نشان می‌دهد که با وسواسی هر چه تمامی در حال تدارک صبحانه برای همسرش است و شوهرش همان قاتل سریالی‌ست، اما با اندک تغییر ظاهری پس از گذر این مدت‌زمان.
فیلم، به تدریج وارد خانه‌ای که در مجاورت آنهاست می‌شود و بیننده را با پدر و دختری که پای او شکسته آشنا می‌سازد. دختر از فرط بی‌حوصلگی با دوربین خود همسایه‌ها را دید می‌زند و سرگرمی تازه‌ای برای خود دست و پا کرده است. رفته رفته دختر به این همسایه مشکوک می‌شود و با دوست‌پسرش بنای پیگیری زندگی این خانواده را بر عهده می‌گیرند و حتی به خانه‌ی آنها هم می‌روند. وقتی باب کلارک که هویت فعلی جان لیستِ سابق است متوجه آنها می‌شود، آنها را تهدید و ماجراهایی پیرو همین کنکاش و تجسس صورت می‌گیرد.
ریتم این فیلم به قدری کند است که مخاطب عاجز از تماشای ادامه اثر است؛ جذابیتی که همراه ندارد و روایتی که قانع‌کننده برای تماشا نیست. از سوی دیگر پلیس در قالب نمایش دادن چهره‌ی واقعی از جان لیست کنونی درصدد است از طریق برنامه‌ای تلویزیونی او را به دام بیندازد. بخشی که به قدرت رسانه اشاره می‌کند و رسانه را در این‌گونه کاربردها بسیار حیاتی و ثمربخش معرفی می‌کند؛ چرا که به واسطه‌ی انتشار چهره‌های افراد جانی و تبهکاران، مردم می‌توانند با تماشای هرچند تصادفی گزارش خود را به پلیس داده و از وقوع جُرمی دیگر ممانعت کنند. لحظه‌ی درگیری بین جان لیست و ساکنان خانه همسایه به طرز آماتور و غیر حرفه‌ای صورت می‌گیرد. تصویربرداری که به نکات ریز توجه نداشته و حتی خلق درگیری‌ها خارج از واقعیت شکل گرفته‌است. بازی هنرپیشه‌ها آنقدر مصنوعی بود و در نیامده بود که مخاطب گوئی با فیلم یک تازه‌کار آشنا می‌شود که در حال نظرسنجی از گروه دوستان و خانواده‌اش است، نه عَرضه در مقیاس سینما. بازی ویلیام مرِدیث در نقش جان لیست را نمی‌توان غیرمنصفانه کاملاً ضعیف دانست؛ قاتلی که به‌طور افراطی مذهبی‌ست و از این‌دست کاراکترها به وفور به سینما معرفی شده‌است. حداقل جونز می‌توانست با مدد جستن از فیلم‌های گذشته این کاراکتر را به نحو مناسب‌تر در حد این قاتل زنجیره‌ای بر مخاطب آشکار نماید. قطعاً اگر روایت داستان به طرز مناسب‌تر و پردازشی شایسته صورت می‌گرفت می‌توانست نقش‌آفرینی خوبی به شمار رود. فیلمی که حتی در اندازه‌ی تلویزیون هم ظاهر نشد و با کمال احترام، ارزشی برای تماشا نداشت. شاید بهتر است اندرو جونز در مقام کارگردان با تولید فیلم‌های متوالی اما بی‌کیفیت کمی بر دانش فیلم‌سازی خود بیفزاید و هر چند سال یک‌بار اثری ارائه دهد که سزاوار تخصیص وقت برای آن توسط مخاطبان باشد. چرا که فیلم‌های یادشده‌ی پیشین نیز آنچنان که باید در مدیوم سینما و حد انتظار بییندگان ظاهر نشده‌اند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟