پوستر فیلم نقشه‌ی خانوادگی

این فیلم قادر نیست بخنداند

نقشه‌ی خانوادگی
The Family Plan
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر اکشن، کمدی
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در حوالی کریسمس معمولاً آثاری در ژانرهای مختلف ساخته می‌شوند که در هر ژانری به‌نوعی سعی دارند مخاطب را درگیر فضای سال نو میلادی کنند. آقای «سیمون جونز» که بیشتر در تلویزیون بریتانیا دستی بر آتش دارد، در یکی از معدود سر زدن‌های خود به آثار سینمایی قرار است مخاطب را با یک اثر اکشن-کمدی-خانوادگی رو‌به‌رو کند.
جونز در فیلم خود ما را به درون یکی از همان خانواده‌های طبقه‌ی متوسط ایالات متحده می‌برد که دچار نوعی یکنواختی شده‌اند و هر کدام در گوشه‌ای از این موضوع می‌نالند. دن به‌عنوان پدر خانواده در یک نمایشگاه ماشین مشغول به کار است، جسیکا فیزیوتراپ است و در نهایت این دو صاحب سه فرزند هستند؛ دختر و پسری نوجوان و نوزادی کوچک که در طول تمام آثار هالیوودی کسی نمی‌داند مادر این نوزاد کیست و چگونه شیر می‌‌نوشد. در هر حال آقای جونز با عجله‌ای وصف‌ناشدنی ما را به درون آن نقطه‌عطفی می‌برد که قرار است مسیر روایت را به‌سوی یک اثر اکشن-کمدی تغییر دهد.

دن ظاهراً یکی از آدمکش‌های اجاره‌ای سازمان سیا بوده و پس از فارغ شدن از خدمت همراه پدر خود در یک گروه مزدور مشغول به کار شده است. حال پس از سال‌ها اعضای این گروه او را پیدا می‌کنند و تصمیم دارند تا دن و دیگر اعضای خانواده‌اش را به قتل برسانند. اما کیست که نداند قرار نیست اتفاقی برای این خانواده بیفتد. آقای سیمون با اینکه می‌داند روایت‌اش چیزی جز کلیشه‌های کریسمسی نیست، باز هم قادر نیست از درون این کلیشه مخاطب را وادار به واکنش‌های هیجانی یا حتی لبخندی سرد کند. روایت او بازیگرانی چون مارک والبرگ و میشل موناگان را در خود دارد. اما ظاهراً این والبرگ است که بار کل فیلم را بر دوش کشیده است. دیگر بازیگران فیلم به‌قدری تصنعی کاراکتر خود را نمایش می‌دهند که مخاطب از این همه خشکی و غلوشدگی انگشت‌به‌دهان می‌ماند. به‌طور مثال موناگان در تقابل‌هایی که با والبرگ دارد گویی حتی نمی‌داند چگونه باید نقش یک مادر ساده و صادق را بازی کند. او در مواجهه با واقعیت درونی دن گویی از قبل می‌داند که نقش مقابل قرار است این دیالوگ را بگوید. به سکانس عصبانیت او در هتل دقت کنید که حتی گام برداشتن‌های‌اش نیز چیزی جز تصنعی رنگ و رو رفته نیست.

آقای سیمون در روایت خود به‌راحتی می‌توانست روی مسیر کلیشه‌ها گام بردارد و با شخصیت‌پردازی متوسط حداقل مخاطب سینمای سرگرمی را کمی وادار به لذت بردن از قاب‌های‌اش کند. اما آن چیزی که در این روایت و به‌خصوص در سکانس‌های تعقیب‌و‌گریز می‌بینیم، چیزی جز ضعف مطلق کارگردان در بستن زاویه‌های دوربین و برش‌ها نیست. اثر آقای سیمون سرسام‌آور است و حتی برای لحظه‌ای و شاید به‌اندازه‌ی یک نما هم قادر نیست همچون یک فیلم سرگرم‌کننده و تعطیلاتی باعث جذب مخاطب سینمای سرگرمی شود. آنچه مشخص است فاصله‌ی معنادار سیمون از سینما بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۲ است که باعث شده این کارگردان همچون غریبه‌ای در راهروهای هنر سینما گام بردارد. باید دید عزم جدی آقای سیمون برای بازگشت به سینما پس از ۲۰ سال چه سرانجامی خواهد داشت و آیا اثر سال بعد او می‌تواند جایگاه این کارگردان بریتانیایی را در سینما تثبیت کند یا او بار دیگر به مدیوم تلویزیون باز خواهد گشت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟