پوستر فیلم پادشاهان شهرِ افسون

خشونت پنهان در زیر پوست این شهر

پادشاهان شهرِ افسون
Charm City Kings
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳.۵
نویسنده سارا

فیلم با تصاویری هیجان‌انگیز و پرالتهاب از موتورسواران ماهر خیابانی آغاز می‌شود که هر کدام با حرکت‌های خطرناک و البته زیبا سعی در نشان دادن خود به دیگران‌ دارند و شاید با انجام این کارها آزادی خود را فریاد می‌زنند؛ آزادی برای انجام هر کاری که خودشان می‌خواهند. تصاویر ابتدای فیلم بر روی دو پسر، یکی جوان و دیگری خردسال که سوار بر یکی از همان موتورها هستند، برش می‌خورد؛ پسر کوچک‌تر، موس، به پسر جوان بزرگ‌تر می‌گوید: «می‌خوام در آینده مثل تو باشم». و پاسخ جوان به او که: «تو باید از من بهتر شوی». این تصاویر از گوشیِ «موس» پخش می‌شوند. حالا موس نوجوان است و در حال مرور گذشته. برادر بزرگ‌تر او چندین سال قبل در یک حادثه‌ی موتورسواری مرده است، علت دقیق مرگ او در طول فیلم آشکار می‌شود، و حالا مادر به موس اجازه نمی‌دهد حتی نزدیک موتور و جمع موتورسواران خیابانی شود. همین موضوع موس را، که تمام تلاش‌اش شبیه شدن به برادرش است، مجبور به دروغ گفتن به مادر می‌کند. مادر که روزها برای کار می‌رود و شب‌ها تا دیروقت درس می‌خواند، موس را موظف به نگهداری از خواهر کوچک‌تر می‌کند. اما زمانی که او خانه نیست، موس سراغ موتورسواری و هر آنچه که مربوط به آن است، می‌رود.
فیلم «پادشاه شهر افسون» داستان پسری نوجوان است که در آرزوی دیده شدن و البته پذیرفته شدن توسط جامعه‌ی پیرامونی‌اش به سر می‌برد و تمام تلاش خود را می‌کند تا اسمی ورای اسم برادر بزرگ‌تر داشته باشد. او می‌خواهد از برادر بزرگ‌تر هم بهتر شود. از این روست که تمام توجه فیلم به موس و شخصیت اوست. شخصیت موس به‌خوبی و به آهستگی در فیلم شکل می‌گیرد. حوادث پشت سر هم رخ می‌دهند و موس را در مسیری که منجر به اتفاقات پایانی داستان می‌شود، قرار می‌دهند. آنچنان که هر اتفاقی که برای موس و دوستان‌اش در پایان این مسیر رخ می‌دهد حاصل همین مسیر است و بیننده را لحظه‌ای به شک نمی‌اندازد که چرا چنین شد؛ تمام اتفاقات در برابر دیدگان بیننده رخ داده است. و همین امر یعنی پرداخت درست داستان به شخصیت‌ها و البته مسیر روایت خود بیننده را در تمام مدت با داستان همراه می‌کند و او را نیز دچار هیجان، ترس و حتی وحشت درونی کاراکترهای داستان‌اش می‌کند. در این مسیر دو شخصیت فرعی در کنار موس با او همراه‌‌اند: یکی «بلاکس» به‌عنوان رئیس موتورسوارانی که تازه از زندان آزاد شده و از دوستان برادر موس نیز بوده و دیگری «کارآگاه ریورز»؛ کسی که استعدادهای زیادی را در موس دیده است. شخصیت‌هایی که توانسته‌اند آنها هم در شناخت بهتر شرایط زندگی و محیط پیرامونی و نیز خود شخصیت موس کمک‌کننده باشند.
بازیگران فیلم «پادشاه شهر افسون» همگی توانسته‌اند به‌خوبی نقش خود را بازی کنند. به ویژه «جاهی دایالو وینستون» در نقش موس. او توانسته تمام آن بحران‌های نوجوانی، خشم، غضب، ترس و احتیاط را با رفتارش به بیننده نشان دهد. تصاویر هم به‌طور ممتد در حال نشان دادن خیابان‌های شهر و آدم‌ها و موتورسواران آن هستند. تصاویری که با جایگزینی خوب دوربین ما را به بطن جامعه‌ی سیاه‌پوستان آمریکا می‌برند و از خشونت نهفته در آن حرف می‌زند. خشونتی که چگونه فرزندان را از همان کودکی در خود جذب می‌کند و گاهی حتی تلاش پدر و مادر نیز در این حجم عظیم از فرهنگ از هم‌گسیخته و تخریب‌گرِ جامعه از جامعه جا می‌ماند. چنان‌که دیگر پاسخگوی رفتار و تربیت فرزندان‌اش هم نمی‌تواند باشد. آنها برای آزادی می‌جنگند و موتورسواری نوعی آزادی‌ست برای آنان. آنان برای لقمه‌ای نان و راهی برای کسب درآمد می‌جنگند. نه به آنها مهارتی آموخته شده و نه از آنها استعدادی کشف شده است تا از آن بهره ببرند و بتوانند خود را تأمین کنند. در نهایت هم همه‌ی این نداشته‌های مالی و غیرمالی رفته‌رفته تبدیل به خشمی نهفته می‌شود که باید روزی منتظر آشکار شدن‌اش شد. و زمانی هم که این خشم آشکار شود حتما همه‌ی جامعه و اطرافیان آن را در این خشم پنهان به‌ناگاه بروز داده‌شده گرفتار می‌کند.
«انجل منوئل سوتو» که دومین فیلم بلند خود را ساخته و با فیلم‌های متعدد کوتاه‌اش در جشنواره‌های فراوان شناخته شده است، این بار هم با فیلم بلند خود توانسته بینندگان و طرفداران‌اش را از حس لذت دیدن یک فیلم خوب سرشار کند و به آنها هشدار دهد که مواظب خشم‌های فرو خورده‌ی خود و خشونت پنهان شده در زیر پوست شهرها باشید.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟