پوستر فیلم باغ استانبول

کارگردان تکلیف خود را هم نمی‌دانست

باغ استانبول
Stambul Garden
محصول ۲۰۲۱ – آلمان
ژانر درام
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

چند روزی‌ست که اثر جدید آقای «ایلکر چاتاک» زیاد سر و صدا به پا کرده است؛ اثری با نام «اتاق دبیران». قبل از پرداختن به آن اثر متوجه شدیم که این کارگردان در سال ۲۰۲۱ اثری را با نام «باغ استانبول» خلق کرده است و برای آنکه به‌راحتی بتوانیم دنیای آشفته‌ی این کارگردان را از نظر بگذرانیم، بهتر دیدیم ابتدا فیلم محصول ۲۰۲۱ را مرور کنیم.

آقای چاتاک طی آثاری که در یک دهه‌ی اخیر روی پرده برده نشان داده که سعی دارد در دنیای نوجوان‌ها و کاراکترهای ترک-آلمانی مانور دهد. آنچه در آثار او مشخص است نوعی تعجیل و نگاه به دهان دیگر فیلمسازان و در نهایت توجه از سوی منتقدان اروپایی سانتیمانتال است. او در باغ استانبول از همان سکانس ابتدایی نشان می‌دهد که با ضربآهنگ بالایی که برای فیلم در نظر گرفته، قصد دارد مخاطب را از نفس بیندازد تا از این طریق ذهن پرسشگر او را خاموش کند.

روایت آقای چاتاک در باب دو نوجوان سال آخر دبیرستانی با نام‌های ساموئل و اریک است. ساموئل از مادری آلمانی و پدری ترک با نام «عثمان» است که تنها چیزی که از او می‌داند عکسی‌ست که از هنگام حاملگی مادر شاهد هستیم. از سویی دیگر اریک نیز در خانواده‌ای به‌ظاهر روشنفکر زندگی می‌کند که از قضا ساموئل را همچون اریک دوست دارند. آقای چاتاک سعی دارد تقلای ساموئل برای پیدا کردن ریشه‌های خود و  در نهایت پدر را درون‌مایه‌ی اثر خود قرار دهد. آنچه در این اثر شاهد هستیم سردرگمی کارگردان از همان ابتداست. آقای چاتام در این اثر گویی دوست‌دختر اریک را فقط برای پر کردن سکانس‌های لایی مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد و از سویی دیگر پدر و مادر همیشه‌خندان اریک را نیز تبدیل به موجوداتی خنثی و بی‌کنش کرده است. او برای اینکه روایت را کمی آب و تاب دهد از «ایرنه»، مادر ساموئل، استفاده می‌کند و سعی دارد نوعی جاذبه‌ی جنسی بین او و اریک برقرار کند و از این طریق روایت را کمی پیچ‌و‌تاب دهد.

مضحک‌ترین بخش داستان زمانی است که اریک و ساموئل به استانبول می‌روند. اینکه آقای چاتاک در اثر خود شخصیت‌پردازی ندارد بر کسی پوشیده نیست، اما بازیگران نوجوانی که نقش ساموئل و اریک را بازی می‌کنند نکته‌ی مضحک دیگری‌ هستند. این دو بازیگر به‌ظاهر هیچ درکی از شرایطی که کارگردان در فیلم قرار است ارائه دهد ندارند. به سکانس شهربازی توجه کنید که اریک پس از مصرف قرص اکستازی در حال گام نهادن در عالم هپروت است و به‌یک‌باره تصمیم می‌گیرد با ایرنه عشق‌بازی کند. ضربآهنگ بالای فیلم، حرکات گاه بی‌رمق و گاه سرسام‌آور دوربین و در نهایت کارگردانی که تکلیف‌اش با خودش مشخص نیست، روایتی را مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهند که بار معنایی ندارد. آقای چاتاک در فیلم خود هیچ پرسشی را مطرح نمی‌کند که روایت بخواهد تلاش کاراکترها برای پاسخ دادن به آن پرسش را تصویر کند. شاید برخی مخاطبان عنوان کنند که صرفاً با دو نوجوان روبه‌رو هستیم که گویی تکلیف خود را در آینده‌ی پس از فارغ‌التحصیلی نمی‌دانند. در پاسخ باید چنین گفت که قبل از این نوجوان‌ها کارگردان است که تکلیف خود با روایت را نمی‌داند، چرا که اگر او قصد داشت مخاطب را به درون هیاهوی بلاتکلیفی این دو ببرد، ابتدا سعی می‌کرد دنیای پیرامون آن‌ها را به‌خوبی تعریف کند و سپس به درون آشفتگی ذهنی این دو برود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟