پوستر فیلم چاقوی شگفت‌انگیز

اقتباس اسلشری از اثر کلاسیک فرانک کاپرا

چاقوی شگفت‌انگیز
It's a Wonderful Knife
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر دلهره، کمدی
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

اکثر مخاطبان جهانی سینما اثر «شب شگفت‌انگیز» را به کارگردانی فرانک کاپرا به‌یاد دارند و تقریباً این فیلم را چیزی جدا از شب‌های کریسمس نمی‌دانند. در طی دهه‌ی اخیر آنتولوژی‌هایی چون وی‌اچ‌اس باعث ظهور فیلمسازان جوانی در سینمای دلهره شده‌اند که هر کدام پس از کارگردانی یک اپیزود در این آثار رو به‌سوی ساخت آثار بلند آورده‌اند. آقای «تایلر مک‌لنتایر» نیز یکی از این فیلسمازان جوان است که چند سالی‌ست رو به ساخت آثار بلند در ژانر دلهره و هیجان‌انگیز آورده است. او در اثر جدید خود سعی دارد اقتباسی کاملاً آزاد را از اثر فرانک کاپرا در سینمای دلهره داشته باشد.

آنچه در این فیلم ممکن است شما را کمی آزار دهد استودیویی بودن شهر و اتفاقات آن است. اما این را فراموش نکنیم که کارگردان سعی دارد لحظات و فضای فیلم کاپرا را به ذهن مخاطب بیاورد و به‌همین سبب است که فضا را تا حدی به‌عمد تصنعی کرده است. کاراکتر اصلی این فیلم دختری نوجوان با نام «وینی» است که به‌همراه خانواده‌ی خود در شهری کوچک در حال زندگی است. کارگردان شهر را همچون پادآرمان‌شهری نشئه‌شده تصویر می‌کند که کارفرمای پدر وینی در حال به‌دست گرفتن حکمرانی آن است. آقای مک‌لنتایر در این اثنا به‌سرعت و در ضربآهنگی بالا روند رخدادها را به‌سویی پیش می‌برد که قاتلی نقاب‌دار به پارتی شبانه‌ی نوجوان‌ها حمله می‌کند و در این درگیری‌ها وینی برای نجات جان برادرش این قاتل مرموز را که همان صاحب‌کار پدر است به قتل می‌رساند. اما رخدادها در فردای این شب رنگ دیگری به خود می‌گیرند. وینی پس از این موفقیت و نجات شهر کوچک خود از دست این قاتل گویی حس می‌کند که هیچ‌کس او را جدی نمی‌گیرد و در برخی مواقع اصلاً دیده نمی‌شود.

آقای مک‌لنتایر در اثر خود سعی دارد همه‌چیز را در ضربآهنگی بسیار بالا تصویر کند تا مخاطب این تجربه را همچون تماشای اثری کریسمسی از سر بگذراند. این نکته‌ی مهمی در تماشای چنین آثاری به‌حساب می‌آید که کارگردان سعی دارد از طریق آن مخاطب را در معرض روایتی ساده و گذرا قرار دهد. زمانی که کارگردان وارد چنین دالانی شود، نباید انتظار این را داشته باشد که اثرش از مرز متوسط بالاتر برود. ظاهراً آقای مک‌لنتایر این را به‌خوبی می‌دانسته و در همین مسیر گام برمی‌دارد. او در شبی که وینی همچون جورج روی پل در حال شکایت از این زندگی‌ست همه‌چیز را طبق اثر کاپرا پیش می‌برد.

مشکل فیلم در بازنمایی دنیای سیاهی است که آقای مک‌لنتایر دائم از آن فرار می‌کند. او هم سعی دارد خوش‌بینی‌های کاپرایی را داشته باشد و هم اسلشری را در یک پادآرمان‌شهر کاملاً سیاه تصویر کند. این دو فاکتور نمی‌توانند در این روایت دچار هم پوشانی شوند و در نتیجه روایت آقای مک‌لنتایر در دنیای برامده از آرزوی وینی چیزی جز پادآرمان‌شهری کریسمسی نیست. کارگردان جوان باید می‌دانست که دنیای شگفت‌انگیز کاپرا کاملاً خانوادگی و خوش‌بینانه بود و حال اگر قرار است یک اسلشر را وارد این دنیا کنیم، باید چشم را روی برخی از این خوش‌بینی‌ها بست. در هر حال این فیلم برای مخاطب ژانر دلهره تجربه‌ای شیرین محسوب می‌شود که می‌تواند شاهد اثر جدید یک کارگردان جوان در مسیر جدید ژانر دلهره باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟