لذتبخشترین رخدادها در سینما حضور فیلمسازانی است که بدون توجه به تمام مناسبات سینمای تجاری و سرگرمی راه خود را میروند. کانتن دوپیو یکی از این فیلمسازان است که طی سالهای اخیر پرکارتر از همیشه بوده و مخاطب را با سادگی زیبای آثارش پای سینما نشانده است. او در جدیدترین اثر خود در سال ۲۰۲۳ بهسراغ داستانی حتی سادهتر از سه اثر قبلی رفته است. دوپیو در سه اثر قبلی مخاطب را با موقعیتهایی سوررئال در معنای فراواقع مواجه میکرد که در آنها هر چیزی قابل رخ دادن بود. اما در فیلم «یانیک» شاهد کمدی سادهای هستیم که سوررئالیسم را تبدیل به انتزاعی در کنار بازی واژگانی کرده است.
یک گروه تئاتر روی صحنه در حال اجرای نمایشی کمدی هستند ( از همان دست کمدیهایی که مردمان فقط برای گذران وقت به آن سر میزنند). دوپیو در آثار سالهای گذشتهی خود کم به این مقوله سر نزده است، اما گویا اینبار کمی تفاوت دارد. او چند دقیقه مخاطب را روی صندلیهای سالن مینشاند تا این نمایشنامه پیش برود. درست در لحظاتی که کمکم در حال نزدیکشدن به آن دیالوگهای تکراری و سرسامآور مخصوص سینمای دوپیو میرسیم (در اینجا بازیگران این دیالوگها را حول باز کردن در یخچال به ما نشان میدهند)، بهناگاه یکی از تماشاگران از جای خود برمیخیزد. این تماشاگر جوانی دیلاق و بسیار مبادی آداب است و در ابتدا با احوالپرسی و عذرخواهی از حضار سخن خود را آغاز میکند. او یانیک است؛ قهرمان بینشان اثر جدید دوپیو. یانیک از این نمایش راضی نیست. او نگهبان یک پارکینگ در شرق پاریس است که در شب مرخصیاش تصمیم گرفته ۴۵ دقیقه مسیر را طی کند تا به این نمایش برسد. حال آن همه زحمت و گذر ساعات مرخصیاش با این نمایش گویی چیزی جز تلاشی بیهوده نبوده. یانیک در خطابهاش گروه نمایش را محکوم میکند که اجرایاشان بسیار ضعیف بوده و باید نمایش دیگری برای او اجرا کنند. او هم از سوی مخاطب فیلم، هم از سوی گروه نمایش و در نهایت از سوی تماشاگران مورد سرزنش واقع میشود. همه در آن لحظه از او میخواهند که سالن را ترک کند. دوپیو نیز همین را میخواهد. او نقطهی عطف را درست در همین شروع ماجرا قرار داده و یقهی مخاطب را از همین دقایق آغازین روایت گرفته و بهدرون همهمهی پیش رو پرتاب میکند.
دوپیو در اثر تکلوکیشنی خود و از طریق اکت محدود و دیالوگهای پرتکرار، مملو از طنز و در نهایت ابزورد ما را به درون ساختارشکنی برخی از کلیشههای ژانر هیجانانگیز میبرد. دوپیو کم از این ساختارشکنیها و بازتعریفهای ژانری نکرده است. در اینجا نیز با یک گروگانگیر مواجه هستیم که بهآرامی و لحظهبهلحظه این موقعیتهای کلیشه را در هم میشکند. به دیالوگ بین او و تماشاگری که لپتاپاش را به او قرض داده توجه کنید. یانیک در این اثر خود اومانیسم در میان همهی ماسکهاست. موقعیت زیبای دیگر فیلم را که دیالوگ بین یانیک و آن زوج جوان است ما را بهیاد آثار هیجانانگیزی میاندازد که گروگانگیر یا فرد شرور با برقراری دیالوگی اروتیک و جنسی مخاطب را درگیر تن و هیجان حاصل از عریانی میکند. اما دوپیو در اثر خود این کلیشه را با همان اومانیسم ساده و وحشی یانیک در هم میشکند.
خبر خوب برای سینما این است که آقای دوپیو در سال ۲۰۲۳ اثری دیگر را با نام «داااااالی» روی پرده برده است. باید منتظر بود تا بار دیگر از این سادگی مملو از ساختارشکنی دوپیو لذت ببریم. گویی هر کدام از آثار این کارگردان خوشقریحه همچون چرتی کوتاه و شیرین در دنیای سینماست و مخاطب پس از هر کدام از آثار او دچار طراوتی زیبا میشود؛ طرواتی از جنس اشکهای از سر ذوق یانیک.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.