خوابهای سادهای که تبدیل به قابهای زیبا میشوند
«کانتن دوپیو» یکی از زیباترین فیلمسازان سینمای معاصر جهان است. برای درک کردن و لذت بردن از آثار او فقط باید هنگام تماشا خود را در چرتی عصرگاهی تصور کنیم که طی آن در حال خواب دیدن هستیم. در این خوابها هر چیزی ممکن است. دوپیو با قرار دادن مخاطب درون این دنیا بهراحتی میتواند هر چیزی را که در دنیای رئالیستی نقص محسوب میشود بهتصویر بکشد. او در سال جدید فیلم «یانیک» را روی پرده برده است، اما از آنجایی که این کارگردان طی سالهای اخیر بسیار پرکار شده بهتر دیدیم که دو اثر او را قبل از فیلم یانیک مرور کنیم. یکی از این آثار فیلم «باورنکردنی اما واقعی» است.
آثار دوپیو در مینیمالترین فرم سینمایی به مخاطب ارائه میشوند و بههمین دلیل از قواعد فیلمنامهی کلاسیک تبعیت نمیکنند. این فیلم نیز با برشهایی از یک زوج میانسال آغاز میشود. اما پس از چند برش متوجه میشویم که هر کدام از این قابها مربوط به پس و پیش یک رخداد است. هر چه صحنهها پیشتر میروند کمکم در معرض زندگی «آلن» و «ماری» قرار میگیریم. بخشی از این برشها مربوط به زمانی است که این زوج در حال بازدید از یک خانه برای خرید هستند و در بخش دیگر سکونت آنها را در منزل جدید شاهد هستیم. اما دوپیو با این برشها تأکید دارد که لحظهای در این میان دچار خلأ شده است و مخاطب نیز بیصبرانه منتظر این خط وصل است. این رخداد مربوط به زمانی میشود که مشاور املاک هنگام بازدید از خانه زیرزمین را به این زوج نشان میدهد. او حفرهای را با درپوش مقابل آنها قرار میدهد و عنوان میکند که راز زیبای این خانه در اینجاست. دیالوگهای ابزوردی که بین این زوج و مشاور املاک رخ میدهد همان امضای دیالوگنویسی سینمای دوپیوست که تا انتهای فیلم چندبار دیگر به آن برخورد خواهیم کرد. این دیالوگها مخاطب را نیز تا مرز جنون میبرند و کاراکترها تا قبل از تصمیمگیری به انجام کاری یا بر زبان آوردن مطلبی مهم دچار مقدمهگوییها و تعارفات سرسامآور میشوند. در یک فیلم ۷۰ دقیقهای گنجاندن چنین دیالوگهایی، آن هم در چند نقطه از روایت، جسارتی مثالزدنی را طلب میکند که آثار آقای دوپیو چیزی بیش از این جسارتها را در خود دارند.
دوپیو در این فیلم سه خط روایی را بهطور همزمان مقابل ما قرار میدهد؛ ابتدا آلن که خط تعادل این قصه است و زیست انسانی را در همین محدودهی جهانی که لمس میکنیم پذیرفته است. پس از او ماری را شاهد هستیم که دچار مالیخولیایی از جنس جوانی میشود و رفع بحران میانسالی را درون آن حفره جستوجو میکند. سومین خط مربوط به کاراکتر «ژرار» است که به عنوان مردی در جامعهی مردسالار زن را همچون ابژهای کاملاً جنسی میپندارد. دوپیو در لامکان و لازمان روایت خود شاید ما را با جهانی موازی روبهرو میکند که در یک چرت عصرگاهی رخ دادن هر چیزی ممکن است. ژرار در این دنیا میتواند با استفاده از یک تکنولوژی ژاپنی آلتی تمام اتوماتیک داشته باشد که با اپلیکیشنی روی تلفن همراه خود و بدون توجه به زمان با هر زنی همبستر شود. در این دنیای سخت اما ملموس دوپیو مخاطب را با بحرانهایی در روابط انسانی مواجه میکند که شما را در عین لذت بردن از سادگی و ضربآهنگ بالای اثر، وادار به کمی تأمل در باب حسرتها، شکستها، هوسها و در نهایت تصمیمها و انتخابهای انسان میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.