این روایت نباید بهسوی ملودرام میرفت
«پارک جین-یوپ» بیشتر بهسبب دو اثری که در دههی ۲۰۰۰ سینمای کرهی جنوبی روی پرده برد در نظر مخاطب جهانی سینما نام آشناست؛ دو فیلم «نوای قاتل» و «تو نور خورشید منی» آثاری بودند که در دو ژانر متفاوت توانستند نگاه مخاطب را بهسوی سینمای پارک جلب کنند. اما این کارگردان در دههی ۲۰۱۰ بیشتر در مسیر کمدی-ملودرام گام برداشت و بهنوعی دیگر با این دنیا وفق پیدا کرده بود. اما اثر جدید او با نام «شهروند شجاع» باعث تعجب شد که آیا این کارگردان بار دیگر قرار است وارد دنیای جنایت، خون و خشونت شود؟ سکانسهای ابتدایی فیلم کمکم مخاطب را امیدوار میکند که «سی-مین» همان کاراکتری است که آقای پارک را به دنیایی که به آن تعلق دارد بازمیگرداند. اما هر چه در اثر پیش میرویم دنیای لوسی که شباهتهایی به آثار تینیجری کرهای و ژاپنی دارد میشویم.
«سی-مین» معلم قراردادی جدیدی است که بهتازگی وارد یکی از مدارس نمونهی شهر شده است. کارگردان در همان ابتدای ورود به روایت توجه مخاطب را به سردر مدرسه جلب میکند که روی آن از دریافت دو سال جایزهی ویژهی مدرسهی آرام و بااخلاق نوشته شده است. آقای پارک از همین ابتدا سعی دارد درونمایهی قلدری را تبدیل به مرکز روایت کند و مخاطب نیز چنین حس میکند که خشونت فیزیکی و کلامی در کل اثر بهمرور باعث درگیری او با فیلم میشود. اما آقای پارک سعی دارد کمدی را نیز به اثر خود وارد کند و همین تعادل کل فیلم را بر هم میزند. آن چیزی که کارگردان از کمدی به این اثر تزریق میکند، جز کودکانهها و لوسبازیهای رایج در آثار درجهسوم ژاپنی و کرهای نیست. در این دنیاهای غیرواقعی قابهایی را میبینیم که نوردهی بالا و کانتراست رنگی شدیدی دارند. این پالت رنگی در همهی این آثار بهمنظور پررنگ کردن محصولات شرکتهایی است که حامی مالی آنها شدهاند. در نتیجه روایتی باقی نمیماند که کارگردان بخواهد از طریق آن مخاطب را با خود درگیر کند. در این فیلم نیز «سی-مین» که فرزند یک بوکسور حرفهای است و سالها قبل بهسبب شرایط مالی بد پدر مجبور به باخت عمدی شده، سعی دارد زندگی جدید خود را همچون یک معلم و شهروند عادی پیش ببرد و خودش را درگیر مسائلی چون قلدری و نجات شهروندان ضعیف نکند. اما اوضاع بهگونهای پیش میرود که او در نهایت وارد این معرکهی خشن میشود. روایت آقای پارک در کل زمان خود فقط سعی دارد رقابت بین سی-مین و قلدرهای مدرسه را بهتصویر بکشد و در نهایت بدون آنکه پایههایی را برای پذیرش منطق روایی اثر از سوی مخاطب ایجاد کند، کاراکترهایاش را به جان یکدیگر میاندازد. اینکه مخاطب باید این دنیا را بپذیرد، از خوشخیالی کارگردان است.
این فیلم چند صحنهی اکشن خوب و قابل احترام دارد، اما چنین آثاری نیاز به روایتی دارند که بتوانند از طریق آن مخاطب را به دنیای خود وارد کنند. فیلم «شهروند شجاع»از آن دست آثار ماکتی است که فقط کاراکتر اصلی، برندهای لباس او و حامیان مالیاش پررنگ هستند و کاراکترهای فرعی فقط نقش متعادلکنندهی میزانسن را بر عهده دارند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.