خانم کشاورز، شما کارگردان بسیار بدی هستید
فیلم جدید خانم مریم کشاورز باز هم این سوال را در ذهن میآورد که در سینمای فارسیزبان چه رخ داده که هم در داخل مرزها به بیمایهبودن رسیدهاند و هم در بیرون از مرزها. بهراستی تفاوت فیلمسازانی چون «رامین بحرانی» و «آنا لیلی امیرپور» با امثال مریم کشاورز در چیست؟ جز این است بحرانی و امیرپور سینما را میشناسند و امثال کشاورز حتی بویی از هنر هفتم نبردهاند؟ کشاورز در جدیدترین اثر خود سعی دارد مانند بسیاری دیگر از چندملیتیها ساکن ایالات متحده اثری کمدی را در باب تلفیق فرهنگی و گمگشتگی کاراکتر اصلی خود تصویر کند. طی این سالها بسیار بودهاند فیلمسازانی که در باب کاراکترهای هندی، پاکستانی، چینی، کرهای و دیگر مناطق آسیا آثاری کمدی و درام را خلق کردهاند که مخاطب را بهنوعی با این گوناگونی فرهنگی بین ملتهای مختلف روبهرو کردهاند و در میان آنها آثاری در خور و قابل احترام نیز یافت میشود. اما فیلم «نسخهی فارسی» جز یک زبالهی تصویری نیست.
مریم کشاورز گویی در همان سکانسهای ابتدایی قریحهی سینماییاش خشک میشود و دیگر حتی بهاندازهی یک اینستاگرامر تینیجر قدرت خلق موقعیت کمدی هم ندارد. داستان او بهاصطلاح در باب دختری با نام «لیلا»ست که بههمراه ۸ برادر، پدر، مادر و مادربزرگ در لسانجلس زندگی میکنند. چند سکانس ابتدایی با شکستن دیوار چهارم و درست مانند کلیشههای کمدی نژادی با ضربآهنگی بسیار بالا و دیالوگهای پینگپنگی لیلا تصویر میشوند. اما کمکم که زبان فارسی نیز جایی بین دیالوگها پیدا میکند بوی مشمئزکنندهی بیهنری کارگردان به مشام میرسد. مسئله این است که چرا بازیگر معتدل ایرانی که جهانی باشد نداریم: یا از آن سوی بام افتادهایم یا از اینسو. بازیگرانی چون امیرابراهیمی زبان فارسی میدانند اما مشکل تأثیرگذاری در زبان دیگر را دارند و حتی میتوان سالهای ابتدایی فعالیت فراهانی را نیز اینگونه برداشت کرد. در سویی دیگر بازیگران ایرانیتباری داریم که در سریالها و آثار سینمایی هالیوودی خوش درخشیدهاند و چندان هم نیاز به حضور در یک اثر فارسیزبان نمیبینند. در بخش سوم بازیگرانی چون معادی را داریم که متأسفانه نه در زبان مادری و نه در زبان بیگانه خلاقیتی ندارند و اصولاً شم بازیگری در آنها پیدا نمیشود. اما فیلم خانم کشاورز چیزی ورای این اضلاع است و بازیگران او صرفاً چند ده نفر لسآنجلسنشین هستند که همچون ربات درون قاب قرار میگیرند و شلنگتخته میاندازند. چرا بازیگری که بتواند هم در آثاری به زبان فارسی و هم آثاری به زبان انگلیسی توان ایجاد رابطه داشته باشد نداریم؟ بازیگری چون فراهانی آیا کافیست؟ آیا بسیاری از بیهنران داخلی و خارجنشین توانایی تحمل این همه مصیبت و مشکل را دارند تا بتوانند خود را بالاخره همچون بازیگری استاندارد در معرض دید فیلمسازان قرار دهند؟
خانم مریم کشاورز را شاید با فیلم «شرایط» محصول ۲۰۱۱ بشناسید. او از همان فیلم اول نشان داد که هیچ درکی از رابطهو شیمی بین دو ایرانی ندارد و صرفاً در شبکههای اجتماعی میچرخد و سعی میکند از تکهکلامهای رایج روی زبان بازیگرانی استفاده کند یک جملهی فارسی را با فشار و رنج ادا میکنند. حال تصور کنید که این بیمایگی بهیکباره در قابی مملو از نابازیگران مقابل چشم مخاطب قرار بگیرد. فیلم جدید خانم کشاورز یکی از آن دست آثاری است که مخاطب انگلیسیزبان با تماشای آن صرفاً دچار نوعی سردرگمی میشود که زبان فارسی چرا اینقدر بیروح و بیکیفیت است و مخاطب فارسیزبان از ابتدا تا انتهای آن ناخن میخورد که چرا باید مریم کشاورز به زبان فارسی و در باب تلفیق فرهنگی فیلم بسازد. خانم کشاوز ظاهراً به موسیقی و رقص بالیوودی علاقهی زیادی دارد و بههمین سبب است که در شیراز برای نشان دادن سنت رقص ایرانی از حرکات موزون رقصندههای بالیوود بهره میبرد. شاید دیگر از این افتضاح نوشتن بس باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.