گذشته از حال جدا نیست
«جیمی» بیش از ده سال است که به خاطر سرقت مسلحانه در زندان است. ابتلا به سرطان عشق زندگیاش، «آنی»، اما باعث میشود او ارادهاش را برای آزادی مشروط بیشتر کند. آنی به سرطان ریه مبتلا شده و کمتر از یک سال زمان برای زندگی دارد. جیمی میداند آنی سالهاست برای ازدواج با او انتظار کشیده به همین دلیل میخواهد هر طور شده از زندان آزاد شود و این آزادی را هم نگه دارد. او اما بعد از آزادی مشکلات زیادی را در برابر خود میبیند.
فیلم «جنوب بهشت» روایت زوجی است که میخواهند بعد از سالها دوری اجباری از لحظات زندگی خود که محدود هم هستند بهره ببرند، اما مشکلات عجیبوغریبی مدام در سر راهاشان قرار میگیرد و اجازه نمیدهد این اتفاق رخ دهد. آقای «آرون کشالس»، نویسنده و کارگردان اسرائیلی این فیلم، سعی کرده با تمرکز بر احساسات جیمی و آنی مخاطب را با آنها همراه کند و همین ارتباط احساسی باعث شود بیننده تا پایان روایت به دنبالاش کشیده شود. او تا حدودی در انجام این کار موفق بوده، اما عدم تسلط کافی به این افراد و نادیده گرفتن گذشتهی آنها باعث شده در هر صورت مخاطب احساس کند چیزی در مسیر روایت کم است. کشالس هرگز دربارهی علت دقیق زندانی شدن جیمی صحبت نمیکند و نشان نمیدهد جیمی عمیقاً چگونه فردی است. گفتن اینکه جیمی در گذشته انسانی آرام بوده و یک تصادف و تصمیم احمقانه باعث شده به زندان بیفتد برای اینکه مخاطب با این شخصیت احساس همذاتپنداری کند کافی نیست. کشالس باید دربارهی رابطهی آنی و پدرش، پدرش و جیمی و تبهکار یا خلافکار بودن پدر آنی کمی بیشتر صحبت میکرد. هویت نبخشیدن به پدر آنی باعث میشود نهتنها دلیل زندان رفتن جیمی دچار ابهام شود، بلکه شخصیت و رفتارهای آنی هم زیر سؤال برود. آنی چگونه با وجود داشتن پدری خلافکار اینچنین زنی آرام و مطمئن دیده میشود. پدر او چگونه فردی بوده و او در چه خانوادهای بزرگ شده است. گذشتهی نامشخص جیمی باعث شده تغییر ناگهانی رفتار جیمی و تبدیل شدناش به کسی که به راحتی کسی دیگر را میکشد و آنقدر با تبحر تیراندازی میکند که میتواند بهراحتی تمام خلافکاران چندین سالهی شهر را به سوی مرگ ببرد، غیرمنطقی و فاقد اتکا دیده شود. جیمی اگر خلافکار نبوده و مردی آرام است چگونه میتواند از تفنگ به آن خوبی استفاده کند و راههای زیادی را برای مبارزهی تنبهتن و دفاع شخصی بشناسد؟ کشالس دقت نکرده که زمان حال هر شخصیتی ارتباط مستقیمی به زندگی گذشتهی او دارد و صرفاً گفتن چند کلمه نمیتواند باعث شود مخاطب شناختی کافی از یک شخصیت پیدا کند. آنی هم شخصیتپردازی دقیقی ندارد و مخاطب نمیتواند با احساسات او و مرگ زودهنگامی که قرار است با آن مواجه شود ارتباط برقرار کند.
این کارگردان تازهکار اما مشخص است که سینما را میشناسد و از المانهای زیباییشناسی آن اطلاعات کافی دارد. قابهایی که کشالس در روایت خود نشان میدهد کاملاً حسابشده و دقیق هستند. سکانسی که جیمی و آنی هنگام غروب خورشید بر روی صندلی و در بادی ملایم و آرام در کنار هم نشستهاند با دوربینی که این دو را از پشت سر نشان میدهد، خبر از آرامش بعد از طوفان دارد. کلوزآپها و مدیومشاتهایی که جیمی و آنی را نشان میدهند با بازی خوبی که بازیگران آن دارند میتواند تا حدودی کاستی داستان را پوشش دهد، اما هرگز نمیتوانند باعث ایجاد فیلمی منسجم و دقیق شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.