پوستر فیلم کار نشد نداره

سادگی همان چیزی‌ست که سینمای تجاری چین نیاز دارد

کار نشد نداره
Never Say Never
محصول ۲۰۲۳ – چین
ژانر درام، ورزشی
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

گویا سینمای تجاری چین کم‌کم در حال پوست‌اندازی و تنوع ژانری‌ است و این را باید به فال نیک گرفت. «وانگ بائوکیانگ» در یکی از تجربه‌های جدید خود در دنیای کارگردانی-بازیگری رو به ساخت درامی ورزشی آورده است که می‌توان گفت در عین سادگی توانسته کمی مخاطب خسته از سینمای چین را امیدوار کند.

روایت او در باب مردی با نام «ژیانگ» است. کارگردان که خود نقش ژیانگ را هم بازی می‌کند شروع روایت را به بازجویی از این کاراکتر در اداره‌ی پلیس اختصاص می‌دهد. این افتتاحیه بخشی از میانه‌ی فیلم است و تا زمان رسیدن به این نقطه در فلش‌بکی که ژیانگ راوی آن است به سال ۲۰۰۱ می‌رویم. ژیانگ در آن زمان بوکسوری شکست‌خورده بوده که به‌سبب مثبت شدن آزمایش دوپینگ از مسابقه محروم شده است. حال او یک کارخانه‌ی کوچک ماسه دارد و در عین حال درگیر تعدادی کودک راهزن است که به ماشین‌های او دستبرد می‌زنند. داستان از زمانی آغاز می‌شود که ژیانگ این کودکان را دستگیر می‌کند و این فکر به سرش می‌زند که از آن‌ها برای راه‌اندازی تعدادی مسابقه‌ی نمایشی در میخانه‌ها استفاده کند.

روایت این فیلم درست در بخش وسیعی از پرده‌ی اول و ابتدای پرده‌ی دوم به سادگی شیمی بین ژیانگ و این کودکان بی‌سرپرست را تصویر می‌کند. البته این را فراموش نکنیم که کارگردان چینی در این بین سعی دارد این چاه بدبختی را عمیق و عمیق‌تر کند تا مخاطب احساسی بیشتر و بیشتر درگیر روایت او شود. این حربه به‌خوبی درون روایت به کار می‌آید و اتفاقاً مخاطب سینمای سرگرمی را درگیر رابطه‌ی بین ژیانگ و کودکان می‌کند. اما کارگردان کم‌کم به جایی می‌رسد که توانایی بیرون کشیدن روایت و کاراکترهای خود را از درون این چاه ندارد. آنچه برای او باقی می‌ماند سقوط بیشتر است. گویا این کارگردان-بازیگر چینی آن‌قدر مشغول حفر حفره‌های روایی در اثر خود بوده که دیگر فراموش کرده باید جایی از این حفره‌ها فاصله بگیرد و به درون پرده‌ی سوم و خلق ققنوس قهرمان روایت خود برود. این فیلم در سینمای تجاری‌ست و به‌طور حتم هم خود کارگردان و هم مخاطبی که در برابر اثر او قرار می‌گیرد انتظار شکوفایی کاراکترها را در پرده‌ی سوم دارند. اما آن‌قدر پرده‌ی دوم تاریک روایت می‌شود که چاره‌ای جز ماست‌مالی کردن پرده‌ی سوم، لگد زدن به استیج پخش زنده‌ی تلویزیونی و دیگر کودکانه‌های تصویری باقی نمی‌ماند. فیلم در پرده‌ی سوم به‌کلی یک اثر زمین‌خورده است و ناامیدانه به پایان می‌رسد.

چنین روایت‌هایی در سینمای تجاری چین امیدبخش هستند، حتی اگر آن‌قدر ضعف ساختاری داشته باشند که پرده‌ی سومی چنین مضحک را در برابر مخاطب قرار دهند. آنچه در دل این آثار وجود دارد، تلاش استودیوهای فیلمسازی چین برای برون‌رفت از چاه ژانرهای محدود است. آن‌ها سعی دارند سینمای خود را کمی وسیع‌تر کنند و این را به‌خوبی می‌توان در چنین آثاری شاهد بود. البته که در سینمای چین انتظار می‌رود درام‌های ورزشی بسیار زیادی را شاهد باشیم، چرا که اگر چینی‌ها درام ورزشی نسازند، چه کسی جرأت پرداخت به آن‌ها را خواهد داشت؛‌چینی‌هایی که همیشه مدال‌های المپیک را درو می‌کنند. در هر حال تماشای این اثر برای مخاطبی که دیگر از سینمای چین ناامید شده است، خالی از لطف نیست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟