شوخیهای بامزه، صداهاپیشگان جذاب
«آرمن» خرچنگی گوشهگیر و آرام است. او بعد از ازدستدادن والدیناش بهنوعی در تنهایی و انزوا زندگی میکند و سعی ندارد به کسی نزدیک شود. در این میان اما خرچنگهای دلسوزی هستند که همواره سعی دارند به آرمن نزدیک شوند و او را وارد دنیای بزرگتر و جذابتری کنند. ورود یک خرچنگ زیبا با نام «رامونا» به جزیرهی نیوجرسی و جایی که آرمن در آنجا زندگی میکند مسیر زندگی او را تغییر میدهد. یک ماجراجویی ناخواسته باعث میشود آرمن و رامونا عاشق شوند.
یکی از مشکلات بسیاری که در انیمیشنهای هالیوودی و کمپانیهای ساخت انیمیشن در ایالات متحده با آن روبهرو بودیم عدم انتخاب درست مخاطب هدف بود. در بسیاری از این انیمیشنها سازندگان توانایی انتخاب مخاطب خود را نداشتند تا متناسب با این انتخاب داستان و مسیر روایت خود را ارائه دهند. «دیوید سورن» نویسنده، ادیتور و کارگردان باسابقهی آمریکایی اما در جدیدترین اثر سینمایی خود با انتخاب درست مخاطب توانسته داستان خود را برای آنها شیرین و دلچسب کند. درست است که گفته میشود انیمیشن «زیر مسیر چوبی» برای تمام مخاطبان ساخته شده، اما آنچه واقعیت دارد آن است که این انیمیشن برای بزرگسالانی که زمانی کودک بودهاند و هنوز در درون خود کودکانگیهای گذشته را دارند ساخته شده است. روایت اصلی این انیمیشن در باب دو خرچنگ است که قرار است عاشق هم شوند. داستانی که از همین پلات کلی آن هم مشخص است که یک روایت کودکانه نیست، اگر نخواهیم بگوییم روایتی بزرگسالانه است. این انیمیشن برای نوجوانانی که کنایه و شوخی را خوب میشناسند هم میتواند دلپذیر باشد.
سورن در این انیمیشن سعی کرده با داستانی ساده اما شخصیتهایی که بسیاری از کلاماشان کنایه و طنز است روایت خود را پیش برد. آرمن یک جوان نوپا است که به دلیل تمام عقدههایی که از دوران کودکی دارد توانایی لذت بردن از اتفاقات جدید و زندگی خود را ندارد. حضور دختری پرشور و ماجراجو که میخواهد همهچیز را کشف کند آرمن را در برابر رخدادهایی تازه قرار میدهد. در سوی دیگر دوستان آرمن و رامونا نیز برای یافتن آنها تلاش میکنند. اتفاقاتی که در مسیر این دو کاراکتر اصلی ایجاد میشود، در کنار رویدادهایی که برای دیگر خرچنگها رخ میدهد همگی روایتی طنز و کنایهآمیز را ایجاد میکند. روایتی از شخصیتهایی که گاه نه خود میدانند از زندگی چه میخواهند و نه اجازه میدهند دیگران در سادگی و لذت زندگی کنند و خواستههایی آسان داشته باشند. در حالی که رامونا و آرمن عاشق هم میشوند، دیگر خرچنگها بهگونهای احمقانه شروع به جنگ با هم میکنند، بهطوری که بسیاری از آنها اصلاً نمیدانند چرا این کار را انجام میدهند.
یکی از زیباییهای دیگر انیمیشن «زیر مسیر چوبی» استفادهی درست سورن از صداپیشگانی است که صداهاشان کاملاً با شخصیتها همخوانی دارد. لهجهی آمریکایی و بریتانیایی داشتن دو گروه خرچنگ، در کنار نوع صداهای متفاوت بعضی کاراکترها شخصیتها را جذابتر کرده است. موسیقی و ترانههای زیبایی که در مسیر روایت شنیده میشود هم یکی دیگر از جذابیتهای این انیمیشن محسوب میشوند که در کنار تصاویر ساده اما پر از رنگ توانستهاند مخاطب را جذب خود کنند. سورن یک انیمیشن ساده و تکراری را با تصاویری سادهتر اما صداهایی جذاب و شوخیهایی جذابتر ساخته و توانسته مخاطب هدف خود را راضی و خشنود کند. سورن با روایتی نو و ماجراجوییهایی خلاقانه میتوانست بیشازپیش از این صداپیشگان و طنازیهای آنها ببره ببرد، کاری که نتوانسته در این انیمیشن انجام دهد و بهنوعی شخصیتها و صداپیشگان آن را حیف کرده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.