ساده و شیرین
«یاسومی» مرد جوانی است که در دبیرستان معلم ریاضی است. او شاگردی دارد با نام «کاسومی» که با شور و هیجان از عشق خود به نویسندهی موردعلاقهاش میگوید. یاسومی بعد از شنیدن حرفهای کاسومی و ابراز راحت عشقاش به فکر فرو میرود و از کاسومی میخواهد به او کمک کند تا او نیز دچار عشق شود. یاسومی میخواهد تبدیل به جوانی نرمال شود که میتواند بهراحتی با دختران جوان حرف بزند و دیگر ترسی از تنها شدن را نداشته باشد.
درامها و عاشقانههای ژاپنی همواره در درون خود حداقلهای سینما را رعایت کردهاند. کمتر فیلم درام ژاپنی را میتوان یافت که نتواند مخاطب خود را راضی کند. دلیل آن هم بلوغی است که در این ژانر و در این سینما رخ داده است. روایتها همگی انسجام خود را دارند و کارگردانان میدانند برای تصویر کردناش از چه چیزی استفاده کنند. آقای «کوجی ماادا» نویسنده، ادیتور و کارگردان ژاپنی نیز بعد از ساخت چندین فیلم کوتاه و بلند در سال ۲۰۲۱ بار دیگر به ساخت روایتی روی آورده که علیرغم کلیشه بودن داستاناش دلنشین و خوشساخت است و تمام المانهای کافی برای تبدیل شدن به یک روایت سینمایی را دارد. او مانند بسیاری دیگر از روایتهای سینمایی یک مرد و زن جوان را در کنار هم قرار میدهد و تلاش میکند از میان مکالمات و رفتارهای آنها بستری برای شناخت بهتر جنس زن و مرد را ایجاد کند.
کاسومی دختر جوان ۱۸ سالهای است که سال پایانی دبیرستان خود را میگذراند و برای آموختن ریاضی که هیچ استعدادی در آن ندارد در برابر یاسومی مرد جوانی قرار میگیرد که جز ریاضی استعدادی دیگر در هیچچیز ندارد. یاسومی توانایی همکلام شدن یا حتی صحبت کردن عادی با یک زن را هم ندارد. او با دیدن شور و هیجان کاسومی و بعد از اینکه یکی از معلمان مدرسه به او ابراز علاقه میکند تصمیم میگیرد رویهی زندگی خود را تغییر دهد. ماادا بهزیبایی مخاطب را در برابر این دو شخصیت اصلی قرار میدهد و در سکانسهایی طولانی با مکالماتی که میان آنها ردوبدل میشود به شناخت آنها دست میزند. ماادا تا پایان این دو شخصیت را دنبال میکند و به روایت اصلی خود میچسبد. هرگز خردهروایت دیگری را وارد داستان نمیکند و اجازه نمیدهد داستاناش پیچیدگی خاصی پیدا کند. مخاطب هم در آرامش و سادگی میتواند بهآسانی شخصیتها را دنبال کند. ماادا داستان خود را تبدیل به ملودرامی آبکی هم نمیکند و میداند باید کجا شخصیتهای خود را دچار انعطاف کند تا مخاطب دچار خستگی و ملال از شخصیتهایی تکراری نشود.
ماادا بیشتر تمرکز خود را برای مکالمات میان شخصیتها بهویژه یاسومی و کاسومی قرار داده به طوری که گاه این مکالمات آنقدر ادامه مییابد که مخاطب فراموش میکند در حال دیدن این دو در موقعیتهایی متفاوت و حتی لباسهایی مختلف است. مثلاً سکانسی که این دو در شب در حال پیادهروی با هم صحبت میکنند، بلافاصله با یک سکانس دیگر که در روز است و آنها باز هم در حال پیادهروی و صحبت هستند، ادامه پیدا میکند. ماادا به جای اینکه موقعیتهای متفاوتی را برای این دو ایجاد کند تا آنها در این موقعیتها به شرح خود بپردازند با مکالمات میان آنها روابطاشان را توصیف میکند. در نهایت هم این مکالمات تنها میتواند یک داستان سرراست و ساده را در برابر دیدگان مخاطب قرار دهد که اگرچه دیدناش لذتبخش و شیرین است، اما هرگز نمیتواند فضایی خاص و خلاقانه را ایجاد کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.