«پیِر مورل» حداقل برای مخاطبان ژانر اکشن چهرهای بسیار شناختهشده است. او را با آثاری چون «بلوک ۱۳»، «از پاریس با عشق»، «ربودهشده»، «تفنگدار»، و «نعناع» و میشناسیم. در همین آثار بازیگرانی چون جان تراولتا، شان پن و لیام نیسون به ایفای نقش پرداختهاند و باید گفت آقای مورل در کار با بازیگران ستارهی ژانر اکشن چندان بیتجربه نیست. مورل حتی در نویسندگی هم توانسته آثاری چون «تاکسی» را در سینمای فرانسه ارائه دهد. اما چه اتفاقی رخ میدهد که چنین کارگردان باتجربهای در اثر جدید خود حتی نشانی کوچک از آثار قبلی را در خود ندارد.
مورل در فیلم جدید خود به استفاده از زوجی جدید روی آورده است؛ جان سینا در کنار آلیسون بری. او سعی دارد روایت خود را با تمرکز روی کمدیهایی چون تاکسی پیش ببرد و در عین حال آن ضربآهنگ بالای هالیوودی و فرانسوی را با هم ترکیب کند. اما آن چیزی که در این اثر بهوضوح قابل اعتناست بیتوجهی این کارگردان ( نمیتوان برای کارگردان باتجربهای چون مورل از کارنابلد استفاده کرد) به همهی سکانسهای اکشن است. مگر میشود کارگردانی چون مورل پشت دوربین یک اثر اکشن قرار بگیرد و چنین افتضاحی را در قاب دوربین مشاهده کنیم؟ اما این اتفاق افتاده و تقریباً با بیروایتی محض مواجه هستیم که حتی مخاطب سینمای سرگرمی نیز در برخی از سکانسها این اثر را حوصلهسربر، کسلکننده و حتی توهینآمیز میپندارد.
داستان آقای مورل فقط سکانس ابتدایی خوبی دارد و تا حدی میتوان به موقعیتهای کمدی قبل از رسیدن به کشور فرضی فیلم اتکا کرد. او روایت را با گذری بر زندگی کاراکتر اصلی خود آغاز میکند. استفادهی او از زاویهی اولشخص برای پیشبرد این بخش مخاطب را امیدوار میکند که مورل قرار است کمی تکنیکهای سینمایی را در اثر خود به رخ مخاطب بکشاند. اما همهی این دلخوشیها در همان ۱۵ دقیقهی ابتدایی به پایان میرسند و روایت با سقوطی آزاد تبدیل به یکی از ضعیفترین فیلمهای سال و شاید ضعیفترین فیلم در کارنامهی فیلمساز خود میشود.
بازیگرانی چون جان سینا که چند سالیست تمرکز خود را روی بازیگری گذاشتهاند نیاز به کارگردانی دارند که تماموقت روی آنها تمرکز داشته باشد. این بازیگر آنقدری کامل نیست که بتواند خودش نقشخوانی کند و در نتیجه در اثری کمدی چون فیلم آقای مورل لودگی را جایگزین کمدی موقعیت میکند. پیر مورل کارگردان بدی نیست و با سیاههای که از آثار او در شروع مرور ارائه کردم همچنان میتوان به او امید داشت. این کارگردان فرانسوی در سال بعد و پس از آن دو اثر دیگر را آمادهی اکران دارد و باید دید آیا میتوان همچنان به او امید داشت یا خیر.
فیلم «خبرنگار مستقل» آنقدر در ساختار روایی و خلق صحنههای اکشن ضعف دارد که اگر بدون دیدن نام کارگردان به تماشای آن بنشینیم احساس میکنیم اثری را در سینمای گروه ب شاهد هستیم. روی آوردن کارگردان به تکنماها و سکانسهای اروتیک نیز نمیتواند به جذابیت اثرش کمک کند. در نتیجه تنها دستآوردی که این اثر برای آقای مورل دارد شکستی بزرگ در کارنامهی فیلمسازیاش است. در هر حال و با توجه به نکاتی که در بالا اشاره شد، این فیلم نیمهکاره و ناقص در ۱۵ دقیقهی ابتدایی خود میتواند مخاطب را کمی سرگرم نگاه دارد؛ آیا این مخاطب لذت تماشای ۱۵ دقیقه را به عذاب ۷۰ دقیقهای پس از آن ترجیح میدهد؟ شاید بهتر آن است که بهجای تماشای این اثر جایگزینی مناسب را در لیست آثار اکشن-کمدی بیابیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.