«الخاندرو» و «سیسی» زوج جوانی هستند که سالگرد سومین سال ازدواجاشان نزدیک است. الخاندرو عاشق بچه است و اصرار دارد که به زودی صاحب فرزند شوند اما سیسی که در حال ترقی در شغلاش است نمیتواند این کار را بپذیرد. اما ورود یک پسربچه یک ساله به زندگی آنها باعث ایجاد کشمکشهای بیشتر بین این دو زوج برای داشتن فرزند میشود تا جایی که زندگیشان را دچار از همگسیختگی میکند.
ژانر فیلم «از عهدهاش برمیای» کمدی-درام است و به همین دلیل فیلم را میتوان تبدیل به دو نیمه کرد؛ نیمهی اول (کمدی) و نیمهی دوم (درام). میتوان اذعان داشت فیلم توانسته به خوبی موقعیت این زوج را در جامعه، در محیط کارشان و در خانوادهی خودشان به بیننده نشان دهد. به سیسی در محیط کار با همان نگاه سنتی نسبت به زن نگریسته میشود؛ زنی حساس که توانایی انجام کارهای مدیریتی ندارد. او باید برای ثبات کارش تلاش بیشتری کند، اما داشتن رئیس پابهسنگذاشتهای که موقعیت زنها را بهواسطهی شاید تجربه و گذر زمان میتواند درک کند، کار او را کمی راحتتر کرده است.
جدال داشتن فرزند بین سیسی و الخاندرو تبدیل به جدال بین جنسیتها میشود اینکه یک زن آیا باید حتماً فرزند داشته باشد؟ آیا نخواستن فرزند و علاقه نداشتن به مادر شدن مخالف با زن بودن است؟ آیا زنانی که خواهان بچه نیستند باید بازخواست شوند؟ چرا مردها در زمان داشتن فرزند نباید کمکی به زنها بکنند؟ چرا تمام بار فرزند بر دوش زنان خواهد بود؟ اینها سوالاتیست که در فیلم مطرح میشود و باید دید پاسخهای داده شده در داستان به این سوالها از سوی هر شخص و بینندهی فیلم چگونه برداشت میشود. آیا موافق هستند یا نه.
چیزی که در داستان به خوبی نشان داده میشود، رابطهی بین سیسی و الخاندروست که در بدترین شرایط نیز حرمت خود را نگه میدارند و نوع برخورد آنها در مواجهه با اتفاقات از روی دوست داشتن متقابل است؛ حتی اگر موافق آن موقعیت نباشند و همین نوع رفتارهای آنها خود میتواند یکی از جذابیتهای دیدن فیلم باشد. هر دو یکدیگر را بسیار دوست میدارند و حاضر هستند این دوست داشتن را نگه دارند حتی اگر در کنار هم، هم نباشند.
فیلم «زندگی آنطور که میشناسیماش» نیز یک فیلم درام-کمدیست که به داشتن فرزند و فرزندخواندگی توجه کرده است. در آن فیلم هالی و اریک به عنوان دوستان زن و مردی که در تصادف میمیرند باید بهصورت مشترک از فرزند کوچک آن خانواده نگهداری کنند. آن دو که مجرد بوده و اطلاعاتی از بزرگ کردن کودکان ندارند در مواجهه با این اتفاق و نگهداری از آن کودک دچار مشکلاتی میشوند که فیلم بهصورت طنز به آن نگاه میکند و وجه خوب این اتفاق را بیشتر نشان داده و تمرکزی بر روی عواقب آن ندارد. فرزند را از جنبهی موهبتی که نصیب میشود نشان داده و تمرکزش روی خود فرزند است. اما در داستان پیشِ رو تمرکز بیشتر فیلم روی عواقبیست که بر زوج وارد میشود و مسائل، پیرامون این زوج میگردند. فیلمی که بازیگران آن نیز توانستهاند در نقش خود به خوبی جای بگیرند و بیننده را بر درک بیشتر فیلم کمک کنند. وجود شخصیتهای مکمل داستان نیز در پیشبرد فیلم کمک میکند، دوستان سیسی که یکی مجرد است و دیگری متأهل و دارای فرزند؛ هر کدام از دید خود سیسی را راهنمایی میکنند و دوستان الخاندرو در محل کار نیز او را به نوعی راهنمایی میکنند.
کارگردان این اثر «سالوادور اسپینوزا»ست. کارگردان مکزیکیای که هم در ساخت مستند دست دارد و سریالهای خوبی در کارنامهاش دیده میشود و هم فیلمسازیست که فیلمهایاش طرفداران زیادی دارند.