فیلم خوب را باید دید
آیا هدف همهی مخاطبان سینما از تماشای فیلمها صرفاً در برابر آثار پرهزینه قرار گرفتن است؟ آیا شما از این دست مخاطبان هستید؟ اگر در ذهن خود چنین برداشتی دارید پس باید گفت دنیای محدودی را در سینما انتخاب کردهاید. هنر هفتم بیش از تخنه بودن و وابستهی انواع و اقسام خرجها و بزکها شدن نیاز به قریحهی هنرمند فیلمساز دارد. آقای «دام کوتروپی» در اولین اثر بلند داستانی خود سعی دارد طی ۸۰ دقیقه مخاطب سینما را با قصهای بسیار ساده و در عین حال پیچیده مواجه کند.
فیلم «ساکنان آرکادیا» صرفاً قصهای منحصربهفرد در دنیای آینده نیست. کارگردان نیز از همان ابتدا چنین ادعایی ندارد. در سکانسهای ابتدایی فیلم وارد زندگی «استیو» و «آنیکا» میشویم. این زوج هر دو از اینفلوئنسرهای موفق در فضای مجازی هستند. کارگردان در این چند سکانس زندگی پر از تجملات این زوج را بهتصویر میکشد و بهناگاه با حضور یک غریبه پشت پنجرههای این خانه آنها را دچار استرس میکند. پس از تماس با پلیس و شرکت امنیتی، این زوج شاهد تایمرهایی روی آینههای خانه هستند که تا صفر شدن ۲ ساعت و ۵۰ دقیقه را نشان میدهد. لحظاتی قبل از صفر شدن تایمر آنها با احساس خوابآلودگی روی کاناپه دراز میکشند و حال کارگردان با زومهای نقطهای زوجی دیگر را در اتاقی ایزوله تصویر میکند. احتمالاً بسیاری از مخاطبان بهیاد سکانسی از «سرآغاز» نولان میافتند که مردمان برای فرار از واقعیت خود را درگیر رویابینی میکردند. حال پس از هیاهوی ابتدایی وارد زندگی کاراکترهای اصلی فیلم یعنی «ریمو» و «میرا» میشویم. آنها زوجی مهاجر هستند که از ایتالیا و هندوستان به کانادا مهاجرت کردهاند. گویا از زمان مجوز کارشان چند هفتهای بیشتر نمانده است و شرکت آرکادیا نیز آنها را از زندگی مجازیاشان خارج کرده و حال این دو دوباره باید به زندگی در زیرزمین اجارهای و کارهای پارهوقت خود بازگردند. اما چنین تطبیقی پس از نوشیدن شراب ۲هزار دلاری در زندگی مجازی و سکونت در ویلایی مجلل امکانپذیر نیست.
فیلم آقای کوتروپی قصهای تمیز و گیرا دارد که با بازی خوب بازیگران میتواند مخاطب را تا انتهای این ۸۰ دقیقه همراهی کند. آنچه در این اثر بیش از هر چیز ذهن را متمرکز میکند سادگی قابها و گرفته شدن هرگونه کانتراست از آنهاست. اما مشکل در جایی خود را نشان میدهد که عدم تمرکز کارگردان را در پرداخت به دنیای پیرامون این کاراکترها مشاهده میکنیم. آقای کوتروپی دائم سعی دارد از طریق مکالمهی این دو با خانوادههایاشان شرایط این دنیای جدید را برای مخاطب شرح دهد، اما او باید این را میدانست که مخاطب در لحظهای که میرا و ریمو چشمان خود را باز کردند انبوهی از روایتهای سینمایی با درونمایهی آیندهی سیاه بشریت تصور کردند. آقای کوتروپی باید تمرکز خود را روی تلاش این دو و تطبیقپذیریاشان با واقعیت میگذاشت. از سویی دیگر زمانی که یک فیلمساز چنین تصویر گیرایی از یک آینده را مقابل چشم مخاطب قرار میدهد، مخاطب نیز انتظار دارد تقابل کاراکترهای اصلی را با این دنیای بیشتر مشاهده کند. اما آقای کوتروپی در اثر خود ترجیح داده که آرکادیا در پردهی اول و سوم فقط خودی نشان دهد. در هر حال این فیلم نشان از ظهور کارگردانی دارد که دنیاهای انتزاعی را بهخوبی میشناسد و بدون وابسته بودن به هزینههای اضافی بهخوبی میتواند مخاطب را درگیر مخلوقات خود کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.