«کانن» دختر نوجوان آرام و ساکتی است که بعد از جداشدن پدر و مادرش از هم با پدرش، «میتسورو»، زندگی میکند. او در خانه با پدری سختگیر مواجه است که حتی گوشی موبایل را هم برایاش قدغن کرده است. در سوی دیگر مردی جوان با نام «نااوتو» که بهتازگی پدرش را از دست داده و سوپرمارکت بزرگ او را به ارث برده سعی میکند از تنها ارثیهی پدر بهدرستی نگهداری کند. زندگی نااوتو و میتسورو زمانی که کانن در یک تصادف کشته میشود زیرورو میشود و این دو برای همیشه به هم متصل میشوند.
«کیسوکه یوشیدا» در سال ۲۰۲۱ دو فیلم را بر روی پرده برد. ما فیلم اول او را با نام «آبی» چند روز پیش مرور کردیم و توانستیم با دنیای این فیلمساز ژاپنی کمی آشنا شویم. ما در فیلم «آبی» دیدیم که یوشیدا چگونه توانسته بود داستانی ساده و روان را برای ما تصویر کند. نقص او در این فیلم عدم پرداخت درست به شخصیتهای فرعیای بود که در زندگی شخصیت اصلی اثر بهسزایی داشتند، نقصی که او در فیلم «تهی» توانسته بهخوبی آن را رفع کند.
یوشیدا در سکانس ابتدایی کانن را نشان میدهد که با یونیفرم مدرسه بهآرامی در پیادهروی نزدیک ساحل راه میرود. ما بدون اینکه موسیقیای در این سکانس بشنویم کانن را در حرکت اسلوموشون مانند موجی آرام یا حتی تهی میبینیم که فقط درحال گذر است. یوشیدا در چند سکانس ابتدایی بهخوبی کانن و رابطهاش را با پدر، مادر، معلم و همکلاسیهایاش نشان میدهد. او میتسورو و نااوتو را هم در این بین نشان میدهد و ما را برای نقطهعطف داستات آماده میکند. کانن در یک تصادف وحشتناک جان خود را از دست میدهد. تصادفی که بهنوعی مقصر آن نااوتو دیده میشود. در اینجاست که داستان وارد مرحلهی جدیدی شده و یوشیدا با تمرکز بیشتر بر روی دو شخصیت میتسورو و نااوتو به آنها فرصت میدهد تا با فقدان و غمی که برایاشان ایجاد شده روبهرو شوند. او میتسورو را به عنوان پدری سختگیر که تنها دخترش را از دست داده، بهخوبی توصیف میکند. میتسورو از همان ابتدا به دنبال یافتن مقصر است. او همهچیز و همهکس را مقصر میداند. از رفتن به مدرسه گرفته و یافتن بهانهای برای ناراحتی دخترش تا یافتن نااوتو و فشارهایی که بر این مرد جوان وارد میکند. میتسورو باور ندارد که خودش به عنوان پدر تا چه اندازه مقصر این مسیر زندگی دخترش است. او با جستوجو در اتاق کانن به دنبال درک دخترش است. کتابهای اتاق او را میخواند. موسیقیهایی که دختر گوش میداده را گوش میدهد و سری به آلبوم عکس کانن میزند. دیدن آلبوم عکس یکی از اثرگذارترین اتفاقاتی است که در برابر میتسورو قرار میگیرد. در سوی دیگر یوشیدا نااوتو و عذاب وجدان حاصل از اتفاق رخ داده را هم با جزئیات در برابر دیدگان مخاطب قرار میدهد. این مرد جوان هرگز نمیتواند رد خون کانن را بر روی خیابان فراموش کند. رسانههای جمعی و خبرنگاران و تلویزیون هم روند زندگی او را مختل کردهاند و فشارهای روانی وارده بر این مرد از کنترل او خارج شده و باعث میشوند او حتی نتواند به آینده فکر کند. این موضوع بر روی دختر جوانی که در ابتدا با کانن تصادف کرده هم اثر میگذارد. یوشیدا با همان چند سکانس که این دختر جوان و مادرش را نشان میدهد بهخوبی میتواند وجهی دیگر از مواجهه با این اتفاق را تصویر کند.
یوشیدا علاوه بر توجه به شخصیتهای اصلی روایت و اتفاقی که برایاشان رخ داده به مسالهی رسانههای جمعی هم میپردازد. اینکه چگونه این رسانهها میتوانند آتش همهچیز را بیشتر کنند. چه زمانی که همه در حال مقصر نشان دادن نااوتو هستند و چه زمانی که پدر کانن را مقصر میدانند. تلویزیون و خبرنگاران به نوعی به دنبال یافتن طعمههایی برای شکار هستند. طعمههایی که یوشیدا به زیرکی و با کنایه در میان تصاویرش با کاری که میتسورو انجام میدهد و دامی که برای ماهیان میاندازد، نشان میدهد. در انتهای فیلم هم همین خبرنگاران طعمهای دیگر یافته و شروع به ارتزاق از آن میکنند.
نکتهی قابلتوجه دیگر در این فیلم نام اصلی و ژاپنی آن است که «تهی» معنی میشود. نامی که یوشیدا باتوجه به ماهیت شخصیتهای داستان خود بر آن قرار داده است. کانن در درون احساس تهی بودن میکند که تمام عکسهای خود را سیاه کرده است. میتسورو و اوتانو هم شاید بعد از مواجههاشان با مرگ کانن حسی جز تهی بودن در درون خود نداشتند. یا حتی دختر جوانی که در نهایت نمیتواند با آنچه رخ داده کنار بیاید. نام بینالمللی و انگلیسی فیلم «بیطاقتی» هم در وجهی دیگر از احساسات و درونیات شخصیتهای اصلی میگوید. اما من تصور میکنم با توجه به روایت شاید نام ژاپنی آن بامعناتر و زیباتر باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.