«لئو» و «اسکویرتل» سالهاست در محفظهای شیشهای در یک دبستان زندگی میکنند. آنها روزهای خود را در کنار کودکان کلاس چهارمی میگذرانند و به دیوانگی و حماقتهای آنها عادت کردهاند. سال جدید است و قرار است بچههای جدیدی وارد کلاس شوند. طی جلسهای که پدران و مادران کودکان جدید در کلاس دارند جملهی یکی از آنها لئو را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. او میگوید که لئو بسیار پیر است و مارمولکها بیش از ۷۵سال عمر نمیکنند. همین حرف کافی است تا لئو بعد از دانستن سناش که ۷۴سال است تلاش کند رویهی زندگی خود را تغییر دهد. اما این تغییر آن چیزی نیست که انتظارش را داشته است.
کمپانی «هپی مدیسن» که متعلق به «آدام سندلر» است در سال ۲۰۱۲ اولین انیمیشن خود را ساخت. انیمیشن «هتل ترانسیلوانیا» در این سال توانست توجه منتقدان و مخاطبان بسیاری را به خود جلب کند. خلاقیت روایت و طنز روان هتل ترانسیلوانیا با حضور شخصیتهایی با چهرههایی خاص و البته صداپیشگیهای جذاب رمز موفقیت این انیمشین بودند. حال بعد از بیش از یک دهه در سال ۲۰۲۳ سندلر و کمپانیاش بار دیگر به سراغ ساخت یک انیمیشن جدید رفتهاند و الحق که از پس انجام آن هم برآمدهاند.
کارگردانهای این انیمیشن داستان خود را بدون هیچ عجله و در آرامش کامل آغاز میکنند. پایههای داستان خود را محکم بنا گذاشته و به آهستگی لئو را وارد مسیری میکنند که بتواند اثر خود را بر روی کاراکترهای پیرامونیاش بگذارد. این انیمیشن برخلاف بسیاری دیگر از روایتها که برای ایجاد ماجراجوییهای پرهیجان شخصیت اصلی داستان خود را وارد دنیایی جدید میکند، لئو را در همان جایی که هست در برابر شخصیتهای جدیدی قرار میدهد. شخصیتهایی که هر یک دنیای خاص خودشان را دارند و با پرداختن به آنها است که مخاطب وارد روایتی ماجراجویانه و دنیاهایی جدید میشود. لئو به خانهی هر یک از این دانشآموزان میرود و با ارتباطی که با آنها برقرار میکند میتواند هم دنیای خود و هم دنیای آنها را کشف کند. این انیمیشن درواقع نه برای نوجوانان امروزی که برای نوجوانان گذشته ساخته شده است. نوجوانانی که حالا تبدیل به بزرگسالانی شدهاند که باید نوجوانانی جدید را تربیت کنند و کشف دنیای نوجوانی به آنها در انجام این کار کمک میکند.
کاراکترهای جذاب دیگری به جز لئو و دانشآموزان کلاساش نیز در این انیمیشن دیده میشوند. پهپادی که خود یک شخصیت جذاب دارد و در مسیر داستان به بلوغ میرسد. بچههای کلاس اولی یا مهدکودکی که به مانند حشراتی پر جنبوجوش هیچ ایدهای از فضای پیرامونی خود ندارند و تنها در حال کشف و مواجهه با آن هستند. حیوانات سیرک و اتفاقاتی که در آن مهمانی کوچک رخ میدهد. حتی پدران و مادران این دانشآموزان نیز در پایان تصوراتاشان تغییر میکند. اینطور میتوان گفت که خود این انیمیشن توانایی تبدیل شدن به یک روایت کالت را دارد. تمام کاراکترها میتوانند به مانند «رنگو» در انیمیشن سال ۲۰۱۱ شخصیتهایی شوند که تا سالها در ذهن مخاطب باقی بمانند.
آنچه باعث قوام بیشتر ساختار روایی «لئو» میشود گسترهی وسیع آن است. در این انیمیشن شاهد هستیم که مسیر روایت در یک خط راست پیش نمیرود و همچون انیمیشنهای دیگر هالیوودی خود را وقف کاراکتر مرکزی نمیکند. لئو تبدیل به کاراکتری میشود که مخاطب را با انواع تروماهای کودکانه روبهرو میکند؛ از کودکی که فرزند طلاق است تا کودکی که پشتوانهی قدرت خود را ثروت پدر میپندارد. به همین سبب است که داستان نود دقیقهای این انیمیشن تبدیل به روایتی عریض و گسترده میشود و مخاطب در هیچ نقطهای از آن خود را مشغول حواسپرتیهای بیرونی نمیکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.