پوستر فیلم نایاد

زوج کارگردان؛ قدرتمند در مستند، بی‌رمق در سینمای داستانی

نایاد
Nyad
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر درام، ورزشی
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«جیمی چین» و «الیزابت چای» زوج بسیار موفقی در ساخت آثار مستند ورزشی هستند. شاید همه‌ی علاقه‌مندان به سینما و حتی آن‌هایی که چندان طرفدار ژانر مستند نیستند بدون شک فیلم موفق «سولوی آزاد» را مشاهده کرده‌اند. جیم چین علاوه‌بر کار هنر خودش نیز یک ورزشکار حرفه‌ای محسوب می‌شود و همین باعث ساختارمندتر شدن آثار مستند او شده است. حال این زوج هنرمند-ورزشکار وارد عرصه‌ی جدیدی از کارهای هنری خود شده‌اند و قصد دارند در اثری داستانی به بخشی از زندگی «دایانا نایاد»، زنی که از کوبا تا فلوریدا را در اقیانوس شنا کرد، بپردازند.

آنچه در باب این فیلم باید گفت خام بودن این زوج کارگردان در ترسیم فضایی داستانی است. شاید بسیاری بگویند که سابقه‌ی ساخت مستند مانند برادران داردن یا کیشلوفسکی می‌تواند به نگاه دقیق‌تر فیلم‌سازان در سینمای داستانی کمک فراوانی کند. اما باید گفت که این گزاره درباره‌ی همه‌ی فیلم‌سازان صادق نیست. این زوج در اثر خود سعی دارند تا جایی که می‌توانند از تصاویر مستند ویدیویی بهره ببرند و در اتاق تدوین روایت داستانی و مستند را با هم ترکیب کنند. اما در این میان فلش‌بک‌های ذهنی دایانا که در طول شنا او را اسیر خود می‌کنند درنیامده‌اند. شاید اگر کارگردانی که سابقه‌ی فیلمسازی داستانی را در کارنامه داشت این اثر را می‌ساخت اکنون با رنج‌های دایانا مواجه بودیم تا هیجان‌های کاذبی که این زوج کارگردان در طول مسیر شنا قصد دارند به مخاطب تزریق کنند. دایانا طبق آنچه که در تصاویر می‌بینیم تجربه‌ی سخت آزار جنسی در زمان نوجوانی را داشته و همین مسئله تبدیل به کابوس روز و شب این زن شده است. اما قدرت فلش‌بک‌های این زوج کارگردان به‌قدری ضعیف است که این تصاویر لاجرم در هیاهوی تصاویر مستند و بازی‌های غلوآمیز جودی فاستر و آنت بنینگ گم می‌شوند. این درهم‌آمیزی نشان از آن دارد که زوج کارگردان قصه‌ی ما اولویت‌بندی در دکوپاژ را از دست داده‌اند و این برای یک اثر در سینمای داستانی همچون زهر به حساب می‌آید.

همان‌طور که در بالا اشاره شد این فیلم ساختار روایی منسجمی ندارد. اما نکته‌ی قابل تأمل دیگر بازی بیش از حد اغراق‌آمیز فاستر و بنینگ است. این دو اگر به‌راحتی همان شم بازیگری خود را به کار می‌انداختند، بدون توسل به این همه فشار و اغراق می‌توانستند کاراکترهایی قابل باورتر را بازی کنند. اما در کمال تعجب هر دو بازیگر باتجربه گویی اکسان‌گذاری در دیالوگ‌ها، حرکات بدنی و حتی ایجاد تعادل در احساسات خود را گم کرده بودند. این نقص‌ها نشان از این دارند که زوج مستندساز چندان آشنا به بازیگردانی، ترکیب‌بندی قاب‌ها و اصول دکوپاژ یک اثر سینمایی ندارند.

فیلم «نایاد» به‌راحتی می‌توانست تبدیل به مستندی قابل تأمل و تأثیرگذار شود، اما زوج مستندساز تصمیم گرفته‌اند کمی هم در دنیای سینمای داستانی تجربه کسب کنند. اگر این اثر را همچون آزمون و خطای آن‌ها به‌حساب بیاوریم، باید دید که آیا این زوج در آینده قصد ادامه‌ی مسیر در سینمای داستانی را دارند یا از این اثر پشیمان می‌شوند و راه خود را در همان سینمای مستند ادامه خواهند داد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟