دنیای غلوشدهی خودویرانگری
برادران فیلیپس چند سالیست که در سینمای ایالات متحده در حال عرض اندام هستند و در هر تلاش جز اثری متوسط را مقابل چشم مخاطب سینما قرار ندادهاند. این دو برادر در طی همین چند اثر نشان دادهاند که بهدنبال ژانری هستند که بتواند آنها را تعریف کند. بههمین سبب به هر جایی سر زدهاند. حال آنها قرار است مخاطب سینما را به درون فضایی مملو از خودویرانگری کاراکتر اصلی ببرند.
«جک بوشه» یک مبارز زیرزمینی است که بدهیها امان او را بریدهاند. برادران کارگردان مخاطب را از طریق یکی از مبارزههای جک وارد روایت میکنند؛ مبارزهای که پول گرفته تا شکست بخورد. پس از این سکانس صدای سوت ممتدی درون سر جک میپیچد و با کمی اغراق حال وخیم فیزیکی و روحیاش بر مخاطب عیان میشود. این دو برادر سعی دارند بهطور همزمان جک را در رویایی از جنس کودکی و زنی که او را همچون مادری مهربان در آغوش میگرفته وارد کنند. از آنسو کاراکتر دیگری وارد ماجرای فیلم میشود که «آنت» نام دارد و همراه یک گروه سیرک به اینسو و آنسو سفر میکند. آنت در جستوجوی پدریست که فقط چند نشانه و تعریف از او دارد.
آنچه این اثر را تبدیل به فیلمی زیر متوسط میکند چفت نشدن ساختارهای روایی است. برادران فیلیپس نباید از مخاطب انتظار داشته باشند که بهراحتی و پس از چند سکانس آنت را همچون فرشتهای نجات در زندگی جک مشاهده کنند. از آنسو این برادران در تصویر وضعیت بغرنج جک آنقدر اغراق میکنند که برونرفت سادهی جک از این مخمصه نیز چیزی شبیه طنز میماند. در کنار این موارد به بازی بازیگران نیز باید توجه ویژهای داشت. «آرون اکهارت» بازیگر خوبیست، اما در این اثر سعی دارد تیپ شخصیتی جک را به آرون اکهارت بچسباند. زمانی که بازیگر نتواند به درون کالبد کاراکتر برود، چیزی جز تیپی مصنوعی مقابل چشم مخاطب قرار نمیگیرد. بههمین سبب است که بازی اکهارت در این فیلم بیشتر بر پایهی اغراقهای این بازیگر است. در سوی دیگر ماجرا اینفلوئنسری با نام «بلا ثورن» قرار دارد. بلا ثورن چند سالیست که سعی دارد در سینما نامی برای خود دستوپا کند. او جز در یک اثر قابل اعتنا در سال ۲۰۲۰، در هر پروژهای که حضور داشته همان بلا ثورن اینستاگرامی بوده است. برادران کارگردان با انواع و اقسام تتوهای برچسبی روی تن این بازیگر، باز هم نتوانستهاند آن هویت اروتیک را از او بگیرند؛ در صورتی که با توجه به نشانههای درون فیلم کاراکتر آنت دختری ساده است و هدفی جز یافتن پدرش ندارد. بلا ثورن و دخترک ساده؟ بعید است این تازهبازیگر در زمانی کوتاه بتواند دچار آنِ بازیگری شود. مشکل بزرگ دیگر فیلم برادران فیلیپس مشخص نبودن ساختار ژانری فیلم است. آنها در اثر خود نمیدانند که باید در چه مسیری حرکت کنند؛ نوآر، نئونوآر، ملودرام، اکشن، هیجانانگیز یا هر ژانر دیگری در سینما. این دو برادر در آثار قبلی خود نیز نشان دادهاند که هنوز درک درستی از فاصلهی بین ژانرهای سینمایی یا تلفیق آنها با یکدیگر ندارند. در نتیجه در چنین اثری با ضعفهای بنیادین در منطق روایی و شخصیتپردازی، ترکیب ژانری مشکلی دیگر روی کوه مشکلات است. در هر حال این فیلم سنگ محک و آزمونوخطایی خوب برای این دو برادر محسوب میشود و باید دید این دو آیندهی فیلمسازی خود را در کدام مسیر روایی پیش خواهند گرفت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.