داستان دو خواهر و انتزاعات ذهنی آنها
«جوون» و «جنیفر» دو خواهر دوقلو هستند که از زمانی که در دبستان مورد آزار قرار گرفتند تصمیم گرفتند دیگر با هیچکس حرف نزنند. آنها روزهای خود را پشت درهای اتاقاشان میگذرانند و کاری جز خیالبافی و رویا ندارند. آنها با هم صحبت میکنند و تصور میکنند برای هم کافی باشند.
«آگنیشکا اسموچنیسکا» کارگردان و نویسندهی زن لهستانی از سال ۲۰۰۳ با ساخت فیلم کوتاه وارد سینما شد. او سالها با ساخت انواع فیلمهای کوتاه و سپس ورود به دنیای تلویزیون و کمک در ساخت سریالهای تلویزیونی عشق خود را به سینما و تلویزیون نشان داد. او در سال ۲۰۱۵ اولین فیلم بلند سینمایی خود را ساخت و توانست توجه مخاطبان و منتقدان را جلب خود کند. در سال ۲۰۱۸ او دومین فیلم بلند خود را هم کارگردانی کرد و در ساخت فیلمی دیگر مشارکت داشت. فیلم «دوقلوهای خاموش» عملاً سومین فیلم بلند این کارگردان زن لهستانی محسوب میشود که از یک رمان با همین نام اقتباس شده است. رمانی که آن هم از شخصیتهایی واقعی نوشته شده است. اسموچنیسکا سعی کرده روایت دو خواهر دوقلوی عجیب را همراه با داستانها و فانتزیهای ذهنی آنها تصویر کند.
درواقع فیلم جدید خانم اسموچنیسکا دارای دو بخش است. بخشی که در آن به زندگی شخصی جوون و جنیفر از دوران کودکی تا بزرگسالی میپردازد و بخش دیگر همان افکار، داستانها و فانتزیهای ذهنی آنها هستند که به صورت استاپموشنهایی با عروسکهایی عجیب نشان داده میشوند. اسموچنیسکا آنقدر که به تصاویر خود اهمیت داده و سعی کرده میزانسن را با داستاناش همسو کند، به روایت خود اهمیت نداده است. بزرگترین مشکل روایت اسموچنیسکا آن است که در ابتدا نتوانسته این دو خواهر و دلیل سکوت آنها را به خوبی شرح دهد. در کتاب به وضوح اشاره میشود که جوون و جنیفر در دههی ۱۹۶۰ تنها سیاهپوستانی بودند که در آن مدرسهی بهخصوص درس میخواندند، به همین دلیل هم مدام مورد آزار و اذیتهای نژادپرستانه واقع میشدند، آنقدر که دیگر یک روز تصمیم میگیرند از همه چیز دل کنده و تنها وارد انتزاعات ذهنی خود شوند. اما این کارگردان لهستانی این اتفاق مهم را تنها در یک سکانس بسیار کوتاه و کماهمیت نشان میدهد و اجازه نمیدهد مخاطب به درک عمیقی از احساسات شخصیتها دست پیدا کند. در سوی دیگر فروپاشی احساسی این دو خواهر در دوران بلوغاشان هم به خوبی شرح داده نشده و اسموچنیسکا نتوانسته عمیقاً به این دو خواهر و دلیل اتفاقاتی که برای آنها رخ میدهد بپردازد.
اما اسموچنیسکا به جز عدم ارائهی درست دلیل رفتارهای این دو خواهر خودِ رفتارهای آنها را به زیبایی تصویر کرده است. او با بازی گرفتن کاملاً درست از دو شخصیت اصلی فیلماش توانسته کمی از نقصان روایت خود را بپوشاند. او به جای اینکه برای دو خواهر از یک نفر استفاده کند تا نزدیکی آنها را بیشتر نشان دهد، با بهره بردن از گریمهایی ساده و استفاده از رفتارهای آینهای آنها را به هم نزدیک کرده است. این دو خواهر علیرغم شمایل متفاوت بسیار به هم شبیه دیده میشوند. در سوی دیگر اسموچنیسکا نشان داده حتی در زمینهی انیمیشن و بهخصوص استاپموشن هم استعداد دارد. او انتزاعات ذهنی کاراکترهایاش را آنقدر خوب تصویر کرده که مخاطب بیش از دانستن روند زندگی دو خواهر خواهان دیدن افکار و داستانهای آنها در بستری از انیمیشن است. شخصیتهای عروسکی عجیبی که میتوانند دنیای وسیع و بسیار تخیلی دو خواهر را به خوبی نشان دهند. فیلم «دوقلوهای خاموش» میتواند تجربهای شیرین و در عین حال تلخ برای دیدن باشد. شیرین برای دیدن انتزاعات ذهنی افرادی که اگرچه از دیگر مردمان متفاوت بودند، اما انتزاعات ذهنیاشان میتوانست درون ذهن تمام مردم نفوذ کرده و راهی برای برقراری ارتباط ایجاد کند. تلخ از آن جهت که این دو خواهر تجربیات سختی را برای داشتن همین تفاوتها از سر گذراندهاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.