آب بهانه بود
«امره» دادستان جوان و تازهوارد شهر یانیکلار است که تصور میکند روزهای آرامی را در این شهر خواهد گذراند. او در همان ابتدا با «زینب»، قاضی شهر، روبهرو میشود و بهنظر میرسد زینب از حضور او خرسند است. در ادامه وکیل، دندانپزشک و شهردار نیز با او مراوده کرده و سعی میکنند او را به خود نزدیک کنند. امره هم که جوانی شهری و خام است از همان ابتدا از استقبال این مردم خوشحال میشود. اما هیچ چیز به این منوال نمیگذرد و زمانی که شهردار او را به خانهاش دعوت میکند همه چیز تغییر میکند.
کشور ترکیه این سالها روزهای سختی را پشت سر میگذارد. مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی در این کشور دیده میشود. سانسور حرف اول را در سینما میزند و سینماگران با سدهای زیادی برای اکران فیلمهای خود روبهرو هستند. فیلم «روزهای سوزان» یکی از آن فیلمهایی است که با این سدها مواجه شده و انگ ترویج دگرباشی به آن زده شده است. در صورتی که ما هرگز حتی در یک سکانس بهخصوص هم نمیتوانیم چیزی در این مورد مشاهده کنیم. در واقع نگاه این فیلم به بازیهای سیاسی و فریبهایی که حکومت و مردان حکومت در حال انجام دادن هستند باعث شده انگ دگرباشی به آن خرده شود. اینگونه مردم عادی یا بهتر بگوییم مردم سنتی و حتی مذهبی توجهی به آن نمیکنند و فیلم زیر لایههای افکار پوسیده دفن میشود. اما آنها نمیدانند سینما، هنر و فرهنگ همواره راه خود را پیدا میکند و به درون قلب و روح مخاطبان جویای خود نفوذ میکند.
فیلم «روزهای سوزان» مردی جوان را نشان میدهد که با تصور ساختن شهری امن و پر از عدالت وارد مکانی میشود که خشونت، تحقیر، توهین، نفرت، تجاوز و منفعتطلبی در تمام رگهای آن جاری است. ورود امره و دیدن گرازی که به شکلی وحشیانه کشته شده و رد خونی که تمام خیابانهای آن شهر را پر کرده، از همان ابتدا نمادی بر آن چیزی است که او در ادامه با آن مواجه میشود. «امین آلپر»، کارگردان و نویسندهی ترکیهای، در سه فیلم ابتداییاش توانسته بود توجه زیادی را به خود جلب کند. اما فیلم چهارم او یعنی «روزهای سوزان» فیلمی دیگر بود. او با سکانس ابتدایی خود نشان داد میداند قرار است شخصیت اصلی داستان و البته مخاطب خود را وارد چه آشوبی کند. او به آرامی شروع به تصویر کردن شخصیتهای داستان خود میکند. آنها را نشان میدهد و به شرحی کوتاه از آنها میپردازد. اما اتفاقات اصلی همگی از آن شبی شروع میشوند که امره به خانهی شهردار دعوت میشود. از اینجاست که حتی اگر مخاطب سینمادوست اتفاقی که در این شب رخ میدهد را پیش از رخ دادن پیشبینی کند هم نمیتواند از مسیر آن و رویدادهایی که قرار است رخ دهند روی گرداند. بازی بسیار خوب بازیگر نقش امره و بازیگردانیای که آلپر از او گرفته بهخوبی میتواند همراهی مخاطب را با داستان آسان کند. مرد جوانی که گیج است و هیچچیز از دنیایی که در آن پا گذاشته نمیداند، آهستهآهسته شخصیتهای پیرامونی خود را میشناسد. او حتی اگر در ابتدا آنها را باور نکند هم در ادامه مجبور میشود بپذیردشان. اینجا هیچکس نمیتواند از سیاست دور باشد، زمانی که آب مهمترین نیاز این مردم است و سیاست آن را در چنگال خود گرفته است.
آلپر با تدوین غیرخطی و بسیار خوب خود توانسته فیلماش را جذاب کند. داستان شبی که امره در خانهی شهردار است به عنوان یکی از خرده روایتهای اصلی در میان روایت اصلی به مخاطب اجازه میدهد تمام جنبههای رفتاری مردم شهر را بهتر ببیند. از موسیقی پر از رمز و راز و حتی پر از دلهرهی آن هم نباید گذشت که چگونه میتواند هجوم وحشیگری و خشونت را با تعلیقی قابل تامل به نمایش گذارد. فیلم «روزهای سوزان» اگرچه در سکانسهایی تنش میان امره و مورات را هم تصویر کرده اما این خرده روایت هم مانند خردهروایت اتفاقی که در شب مهمانی رخ میدهد یا داستان عکسها و فیلمهایی که برای امره فرستاده میشود هرگز نمیتواند روایت اصلی آقای آلپر را زیر سوال ببرند، بلکه همگی در راستای نشان دادن هدف اصلی او هستند. هدفی که قرار است بازیهای سیاسی را به باد انتقاد بگیرد و نشان دهد که در این میان مردم عادی تنها بازیچهای هستند که همواره در حال آسیب دیدن و نادیده گرفته شدن هستند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.