«ماگدا» زنی جوان است که به دلیل اتفاقی که سالها پیش برایاش رخ داده از سگها میترسد، اما برای ارتقای شغلی خود در تلویزیون مجبور است از سگ رئیساش نگهداری کند. او در این کار موفق نمیشود و شغلاش را از دست میدهد. ماگدا که مصمم است شغل خود را پس بگیرد به دنبال ساختن یک برنامهی جدید به شهری کوچک مسافرت میکند. او در این شهر با پدری مجرد آشنا میشود و زندگی جدیدی پیش رویاش قرار میگیرد.
در مرور فیلمهای گذشتهی سینمای لهستان به تفصیل دربارهی روند رو به رشد این سینما و هجوم کمپانیهای بزرگ برای ساخت فیلم یا حتی خرید حق پخش آن صحبت کردیم. فیلم «رژهی قلب» هم مانند بسیاری دیگر از فیلمهای نوپای لهستانی توجه بسیاری از این کمپانیها را جلب میکند، زیرا از همان سیاستهای فیلمسازی آنها پیروی میکند. در این فیلم نیز دختری جوان در داستانی کمدی و عاشقانه با مردی جوان آشنا میشود و خیلی زود عاشق میشوند. در این فیلمها به طور معمول ما نه شخصیتپردازیهای درستی را شاهد هستیم و نه مسیر داستان قرار است تفاوت چندانی با دیگر فیلمهای ساخته شدهی گذشته کند. عملاً این فیلمها حرفی جدید برای گفتن ندارند و یک سینمادوست هرگز نمیتواند آنها را تماشا کند. زیرا بیشازاندازه تکراری و فاقد معنایی جدید هستند. فیلم «رژهی قلب» هم تمام این المانهای تکراری را دارد و هرگز برای مخاطب سینما راضیکننده نخواهد بود. تنها مخاطبان نوجوانی که بهتازگی سینما را شناختهاند و عشق عاشق شدن در یک نگاه دارند میتوانند این فیلم را تحمل کنند و از آن لذت هم ببرند.
فیلم «رژهی قلب» اما یک ویژگی قابل تامل دارد که ما در تمام فیلمهایی که تا کنون در سینمای لهستان دیدهایم شاهد بودیم و آن هم بازی بازیگران آن است. به بازیگر نوجوان و فرزند کوچک پدر مجرد نگاه کنید که چگونه میتواند کاملاً روان و ساده در نقش خود فرو رود و بدون هیچ ترسی آن چیزی که به او گفتهاند را بازی کند. انتخاب این پسر کوچک و پرورش دادن آن در ادامه یکی از همان راههایی است که این سینما برگزیده تا بتواند آیندهای روشنتر را برای خود ترسیم کند. در فیلمهای گذشته هم ما شاهد نقشآفرینیهای بسیار خوبی از بازیگران نوجوان لهستانی بودیم. حتی بازیگران جوان و پابهسن گذاشته نیز در این سینما میدانند چگونه باید حتی از پس نقشهایی که بهخوبی شخصیتپردازی نشده و کارگردانان و نویسندگان تازهکار شروع به ساختن آنها کردهاند برآیند. گاهی یک بازیگر برای بالا بردن یک فیلم کافی است و این سینما این را میداند به همین دلیل هم در حال سرمایهگذاری بر روی بازیگران نوجوان و جوان خود است. درست کاری که برای کارگردانان و نویسندگان جوان و تازهکار خود انجام میدهد. از سوی دیگر در این فیلم ما شاهد قابهای زیبا در روستایی دورافتاده هستیم که میتواند ما را با فضای روستاهای کشوری چون لهستان آشنا کند و نشان دهد سینما چگونه میتواند دریچهای برای شناخت بهتر جهان باشد. سینمای لهستان در حال تجربه کردن است تا در آینده جایگاهی بهتر را برای خود بیابد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.