جادهی رحمت یا جادهی زحمت؟!
ابتدا و قبل از هر چیزی باید گفت که «جان کوران» بههیچ عنوان فیلمسازی متوسط یا حتی ضعیف نیست، بلکه او یکی از فیلمسازان صاحب فکر در سینمای مستقل است و این را از سال ۱۹۹۸ که وارد دنیای سینما شد به همه اثبات کرده است. اما همهی این پیشینه دلیل بر ضعیف نبودن اثر جدید این کارگردان آمریکایی در خاک استرالیا نمیشود. کوران در جدیدترین اثر خود سعی دارد از طریق یک هیجانانگیز جادهای مخاطب را در برابر پیرنگی قرار دهد که با آن ناآشنا نیست؛ فیلمی تککاراکتری که در یک ماشین یا کیوسک تلفن یا حتی مرکز پاسخدهی اسیر یک تماس مشکوک میشود و بازی مرگوزندگی از این تماس آغاز میشود.
آقای کوران در فیلم خود سعی دارد علاوه بر هیجان و مسئلهی زمان از طریق فریاد و عربدهی کاراکتر اصلی خود مخاطب را دچار سرسام کند. این کاراکتر «تام» نام دارد. شروع فیلم با آشفتگی او هنگام خروج از یک خانه آغاز میشود و اینکه لباسها و دستهای خونین این کاراکتر نشان از ارتکاب یک قتل یا درگیری دارند. زمانی که تام وارد ماشین میشود و پاسخهای تلفنی او به محل کار، همسر سابق و تماسگیرندهی مشکوک آغاز میشود، کمکم متوجه میشویم که او فردی را که به دخترش تعرض جنسی کرده کشته است. اما هیچکس حرف او را باور نمیکند و همه در این شک هستند که تام دخترش را دزدیده است. کارگردان در طول اثر هم سعی دارد مخاطب را به درون انتزاع ذهنی تام مجنون ببرد و هم شرایط را بهگونهای مهیا کند که مخاطب احساس کند همهی رخدادها واقعی هستند. اما مگر مخاطب سینمای مستقل اثر انتزاعی ندیده است؟ شیوهی آقای کوران در پرداخت این انتزاع مشکل اصلی این فیلم است. او سعی دارد در همین فضای محدود ماشین با برشهای مختلف، موسیقی متن بهشدت خشن و در نهایت عربدههای تام مخاطب را پای اثر نگاه دارد. اما این اثر باید داستانی را خلق کند و سپس از طریق این داستان وارد این دست تکنیکها شود. اثر آقای کوران عمق ندارد و قادر نیست ما را در برابر انتزاع مد نظرش قرار دهد.
فیلم «جادهی رحمت» را باید «جادهی زحمت» خواند و اینکه تقریباً جز نام کارگردان حرفی برای گفتن ندارد. بهنوعی مخاطب سینمای مستقل با دیدن نام آقای کوران به تماشای این اثر مینشیند و انتظار دارد که این فیلمساز روایتی بدیع را در برابر او قرار دهد. اما زمانی که مشاهده میکنیم آقای کوران در حال ارائهی تصویری همچون تصاویر سینمای گروه ب در دههی ۱۹۸۰ است کمی از او ناامید میشویم. فیلم «جادهی رحمت» علیرغم ضربآهنگ بالایی که دارد باز هم اثر کسلکنندهای است. شاید تنها نکتهی مثبت فیلم زمان کوتاه آن بوده که باعث میشود مخاطب خیلی سریع از آن دل بکند. کاراکتر تام در این فیلم توان انتقال این هیجان، این مالیخولیا و هر توهمی را که از طریق دیدن عنکبوتها به او تزریق میشود ندارد. فیلم آقای کوران همهی این انتزاعات را تصویر میکند، اما قصهی جانداری ندارد که بتواند همچون ظرفی تکنیکها و درونمایهی اثر را در خود جای دهد. باید دید که آقای کوران در اثر بعدی خود وارد چه دنیایی میشود و آیا همچون «پردهی رنگی» باز هم قادر است ما را وارد دنیایی زیبا کند یا خیر. باید منتظر بود و دید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.