ارزیابی عشق؟
نوام چامسکی در مصاحبهای در باب آزمایش و تست مهارت از تصنعی بودن این فرآیند گله میکند و چنین میگوید:«این کار ما را تبدیل به افرادی میکند که زندگیهایامان را وقف رسیدن به یک رتبهی خاص میکنیم و نه رسیدن به چیزهایی که ارزشمند و مهم هستند.» فیلم جدید آقای «کریستوس نیکو» مانند فیلم قبلیاش، «سیبها»، در لامکان و لازمان بهدنبال پیدا کردن معنایی برای برخی از مفاهیم انسانی است. نیکو در فیلم سیبها مخاطب را با مردی مواجه میکرد که از طریق یک فنآوری خود را به دست نسیان عمدی میسپارد تا بتواند از رنج فقدان رهایی یابد. اما سیب معشوق هیچگاه او را رها نمیکند و همین غم بیدلیل از دیدن سیبها باعث شکل گرفتن درام میشود. حال آقای نیکو در همین لامکانی و لازمانی ما را به درون زندگی کاراکتری با نام «آنا» میبرد.
آقای نیکو در ابتدای فیلم خود سعی دارد مخاطب را با یک گزاره مواجه کند که اتفاقاً همان گزاره هم بر اساس فرم تصویری و روایی اثرش از دانشمندی ناشناس است. در دنیایی که آقای نیکو خلق کرده با یک فنآوری مواجه میشویم که زوجهای برای سنجش عشقاشان به یکدیگر و تناسب این حس خود را در اختیار دستگاهی عجیب قرار میدهند. برای اینکه این دستگاه عمل کند، زوجها باید یکی از ناخنهای انگشتان دست خود را بکنند و تحویل اپراتور دهند. دستگاه نیز درصد نزدیکی قلب این دو به یکدیگر را نشان میدهد. آنچه آقای نیکو در پردهی اول نشان میدهد قطرهقطره است و مخاطب از طریق انگشتهای باندپیچیشده و صحبتهای جستهگریختهی کاراکترها متوجه این موضوع میشود. آنا نیز بههمراه دوست پسر خود این تست را دادهاند و اتفاقاً طبق نظر دستگاه زوجی خوشبخت هستند. اما چیزی در این میان درست نیست و آنا هر شب در تختخواب و گاه با خیره شدن به دوستپسرش متوجه این کرختی بین خودشان میشود. اما در جامعه چنین جا افتاده که اگر دستگاه شما را زوجی مناسب تشخیص دهد، در نتیجه در کنار یکدیگر خوشبخت خواهید شد.
آقای نیکو همانند اثر اول در این فیلم نیز آلترناتیوی نرم را برای این روند کرختی آنا در نظر میگیرد و آن هم ورود کاراکتری با نام «امیر» است. در پردهی دوم خیرگیهای بین امیر و آنا مخاطب را جانبهلب میکند. آقای نیکو دائم در این پرده سعی دارد مخاطب خود را در گذرگاهی اخلاقی قرار دهد و از او میخواهد که در باب آنا و امیر نظر خود را فریاد بزند. این اثر یک عاشقانه-درام ساده در لامکان و لازمان است، اما در برخی از سکانسهای خود و از دل همین نرمی باعث میشود گاه شما دست را جلوی چشمان خود بگیرید.
کارگردان یونانی در اثر خود به سادهترین شیوهی ممکن ما را به همان جملات چامسکی میرساند. او فریاد میزند که عشق سنجیدنی نیست و این را در میان زوجهایی که بهسبب این دستگاه زندگیاشان مختل شده و از یکدیگر جدا شدهاند تصویر میکند. آقای نیکو در این اثر از کاراکترها استفاده میکند تا روبهروی مخاطب بنشیند و او را از دل این بیچیزی و تصنع وادار به تفکر در باب دنیای پیرامون خود کند. کارگردان یونانی در فیلم دوم خود نیز نشان میدهد که قابها را میشناسد، بیجهت از موسیقی متن برای گدایی احساس استفاده نمیکند، نور مصنوعی را در لامکانی با آسمان خاکستری بهزیبایی استفاده میکند و مهمتر از همه اینکه در اولین اثر انگلیسیزبان خود زوج بازیگری «جسی بارکلی» و «ریز احمد» را انتخاب کرده است. این ترکیب زیبای فرم روایی و تصویری، بازیگردانی خوب و البته بازیگران کاربلد باعث گیرایی بیشتر این اثر انتزاعی شدهاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.