«دامیان» پلیس مخفی بوده است، اما در آخرین ماموریت خود لو میرود و خلافکاران همسر او را برای انتقام به قتل میرسانند. بعد از آن است که او روی به نوشیدن میآورد و کاری جز حسرت خوردن ندارد. تا اینکه یکی از دوستاناش که معلم است به دلیل کمک نکردن او توسط یک گروه خلافکار مواد مخدر میمیرد و او تصمیم میگیرد برای گرفتن انتقام او به دنبال قاتلاناش برود.
با دنبال کردن سینمای لهستان و مرور آثار بیشماری که در این سه سال اخیر با آنها مواجه بودیم، متوجه سرمایهگذاری بسیار این کشور در این عرصه شدهایم. دیدیم که سینما در این کشور در حال تبدیل شدن به یک صنعت است و کمپانیهای بزرگ برای ساختن فیلم در آن سرودست میشکنند. این کمپانیها میدانند که این سینما تا چه اندازه پتانسیل دارد و کارگردانان فیلم اولی و بازیگران آن نشان دادند که بسیار حرفهای و کاربلد هستند. نتفلیکس جزو اولین کمپانیهایی بود که بهسرعت خود را وارد این سینما کرد و اثر خود را هم بر آن گذاشت. از یک سو باعث دیده شدن بیشتر این سینما در کشورهای مختلف شد و اثرات خوبی بر جای گذاشت و از سوی دیگر با وارد کرد سانتیمانتالیسم به آن اثرهای مخرب خود را هم بر آن گذاشت. حال در فیلم برنامهی درسی نتفلیکس اثر مخربی گذاشته و به کل باعث شده این فیلم یک اثر تجاری بیهوده شود و هیچ درونمایهی هدفمندی نداشته باشد.
داستان دامیان و اتفاقاتی که برایاش رخ میدهد آنقدر مضحک و آشفته است، که بیننده بعد از دیدن همان بیست دقیقهی ابتدایی متوجه بیهوده بودن آن میشود. در این فیلم دامیان همان بزنبهادر شهر است که هر جا میرود در مقابل گروه یا افرادی نابهجا قرار میگیرد و تلاش میکند به آنها یک درس عبرت بدهد. در تمام سکانسهای این فیلم با رفتن دامیان به یک محل جدید او شروع به دعوا با همان به اصطلاح آدمهای بد میکند و میخواهد مردم عادی را از دست آنها نجات دهد. فرقی هم نمیکند کجا برود. در خیابان قدم بزند، یا وارد یک کافه شود. آنقدر روند اتفاقات در این فیلم بدون منطق روایی است که مخاطب حتی نمیتواند برای لحظهای با آن ارتباط برقرار کند. دامیان در این فیلم نه قهرمان داستان که بیشتر فردی بیعرضه است که فقط زور بازو دارد، زیرا بهسرعت در تمام ماموریتهایی که بهعنوان فردی مخفی وارد میشود لو میرود. درواقع کارگردان این فیلم برای پیشبرد داستان خود هیچ دلیل و برهانی ندارد و با احمق نشان دادن شخصیت اصلی خود مسیر داستان را پیش میبرد. دامیان بنا به خواستهی کارگردان و نویسنده باید مدام در مواجهه با اتفاقاتی مضحک قرار بگیرد و رفتارهایی مضحکتر نیز از خود نشان دهد. ما در این فیلم حتی یک شخصیتپردازی درست هم نداریم. نه مشخص است در آن مدرسهی کذایی چه خبر است و نه مشخص است چرا تمام معلمهای این مدرسه خلافکارند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.