پوستر فیلم از آب درآمد

این سینمای درحال توسعه و ولخرج لهستان

از آب درآمد
It Came from the Water
Apokawixa
محصول لهستان - ۲۰۲۲
امتیاز ۲
نویسنده سارا

کووید و قرنطینه‌‌ی طولانی دختران و پسران نوجوان را کلافه کرده است. آنها مدت‌هاست که دورهم جمع نشده‌اند و زمانی را با هم طی نکرده‌اند. به همین دلیل وقتی «کمیل» از دوستان‌اش می‌خواهد برای خوش‌گذرانی در خانه‌ای متعلق به پدر ثروتمندش دور هم جمع شوند، کسی به او نه نمی‌گوید. هجوم نوجوانان از دور و نزدیک به خانه‌ای که در واقع یک قلعه‌ی قدیمی و بزرگ است باعث ایجاد هرج‌ومرج در روستایی که این عمارت در آن قرار گرفته است، می‌شود. اما این هرج‌ومرج با کشف یک بیماری عجیب که همه را تبدیل به زامبی می‌کند بیشتر هم می‌شود.

دنیای سینما آنقدر وسیع و عمیق است که می‌توان در آن همه‌گونه روایتی را شاهد بود و مخاطب سینه‌فیل آن هر اندازه که بیشتر در آن غور کند راضی کردن‌اش سخت‌تر خواهد بود. به همین دلیل هم است که یک مخاطب خاص سینما از یک فیلم دریافتی متفاوت از مخاطب عام دارد. مخاطب خاص همان مخاطبی است که با سینما و در سینما زندگی می‌کند و با دیدن هر فیلم، یک تجربه‌ی جدید را کسب می‌کند و می‌تواند با مقایسه‌ی تجربیات متفاوت و روایت‌های گوناگون یکی را از دیگری متمایز کند. شاید به همین دلیل هم است که دیدن فیلم «از آب درآمد» بعد از دیدن فیلم «همه‌ی دوستانم مردند» نمی‌تواند مخاطب را چندان راضی کند و رضایتی کامل را حاصل شود. در هر دو فیلم ما شاهد نوجوانانی هستیم که برای خوشگذرانی و گرفتن یک مهمانی دور هم جمع می‌شوند. هر دو فیلم هم با یک سکانس عجیب آغاز می‌شوند و سپس تصاویر فلش‌بک شده و چگونگی رسیدن کاراکترها به این موقعیت حساس نشان داده می‌شود. اما داستان فیلم «همه‌ی دوستانم مردند» با روایتی منطقی و هدفمند تلاش می‌کند از همان ابتدا چند کاراکتر خاص را دنبال کند و با پرداختن به آنها روایت خود را شکل دهد. در این فیلم ارجائات سینمایی و دومینوی رخ دادن اتفاقات باعث می‌شود مخاطب با کنجکاوی تمام دنبال‌کننده‌ی اتفاقات باشد. فیلم «از آب درآمد» اما تکلیف‌اش با کاراکترهای‌اش مشخص نیست و نمی‌تواند مخاطب را با چند کاراکتر خاص آشنا کند. شخصیت‌ها پرداخت درستی ندارند و از سوی دیگر دومینوی اتفاقات کمی کسل‌کننده و آرام است. زمان زیادی طول می‌کشد تا روایت به نقطه عطف خود برسد و مخاطب مدام منتظر است تا اتفاقی خاص رخ دهد. بعد از رخ دادن اتفاق خاص هم مخاطب نمی‌تواند علت جان سالم به در بردن شخصیت‌های اصلی را درک کند. سکانس‌های تعقیب‌وگریز چند شخصیت اصلی داستان کمی مضحک دیده می‌شود و مخاطب مدام از خود می‌پرسد چرا این کاراکتر زامبی نشد و چرا زامبی‌ها او را شکار نکردند. زامبی‌ها به راحتی از کنار این کاراکترها رد می‌شوند و آنها را شکار نمی‌‌کنند.

این فیلم اما پر از بازیگران نوجوانی است که می‌توانند در آینده سینمای لهستان را دچار تحولی عظیم کنند. تمام آنها بازی‌هایی خوب از خود نشان می‌دهند و می‌توانند یکی از دلایل مهم جذب مخاطب شوند. پیرنگ داستان هم خوب است و به سیستم سرمایه‌داری و مصرف‌گراییِ بیش‌از اندازه‌ی انسان بدون توجه به پیامدهای حاصل از آن توجه دارد، اما کارگردان تازه‌کار فیلم نتوانسته پختگی لازم را به روایت خود دهد و موجب رضایت مخاطب شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟