باز هم یک اثر کرهای در باب کلاهبرداری اینترنتی
طی سال گذشته و امسال آثاری چند از سینمای کرهی جنوبی را شاهد بودهایم که به درونمایهی کلاهبرداران اینترنتی پرداختهاند. اینکه سینمای تجاری کره در یک سال روی این درونمایه مانور میدهد نشان از آشوبی دارد که در دل جامعهی کرهای زبان از دست این کلاهبرداران بینامونشان بهپا شده است. در کشور ایران و هر کشور دیگری که پلتفرمهای فروش محصولات دستدوم محبوب هستند، لاجرم افرادی هم پیدا میشوند که از این طریق قربانیان سادهی خود را انتخاب میکنند. کارگردان و نویسندهی کرهای، آقای «پارک هی-گون» در جدیدترین اثر خود بهسراغ یکی از این پلتفرمها در کرهی جنوبی رفته است.
آقای پارک فیلم خود را درست شبیه اثر دیگر این سینما در سال جدید با نام «قفل تلفنام باز شد» آغاز میکند. مخاطب در این افتتاحیه شاهد پیامها و خریدهای اینترنتی در سرتاسر شهر سئول است. از این بین به درون زندگی فردی میرویم که قرار است کامپیوتر خود را به فروش برساند و با یک زن جوان به توافق میرسد. او خود را آمادهی پذیرایی از زن خریدار میکند که ناگاه صدای یک مرد را پشت در خانهی خود میشنود. او ادعا میکند که برادر آن زن است و پس از چند برش کوتاه و پیدرپی این جوان از همهجا بیخبر را با ضربات چاقو به قتل میرساند. فیلم از همین لحظه جریان خود را عوض میکند و ما را وارد یک اثر جنایی میکند. کاراکتر اصلی پس از این افتتاحیه دختر جوانی با نام «سو-هیون» است که تبدیل به کاراکتر مرکزی داستان میشود.
آقای پارک در روایت خود سعی دارد از همان قاتل تیپیکال سینمای جنایی کره بهره ببرد که همیشه چند گام از پلیس و قربانی جلوتر است. تقریباً در سینمای کرهی جنوبی شخصیتپردازی و بازیگردانی چنین کاراکتری از آب خوردن هم آسانتر است، چرا که سه دهه تجربه و آثار درخشان در پشت آن قرار دارد و هر کارگردانی با کوچکترین تحقیقی در این باب میتواند به نتیجهی مطلوب خود برسد. در مورد این فیلم هم باید گفت که آقای پارک به آن چیزی که میخواسته رسیده و مخاطب نیز با او در این روایت همراه میشود.
فیلم «هدف» روایت بسیار جذابی دارد و مخاطب را با کاراکتر سو-هیون همراه میکند. اما مشکل از جایی خود را نشان میدهد که افسر پلیس تبدیل به کاراکتر مکمل در این روایت میشود. اثر آقای پارک در اینجا کمی لنگ میزند و نمیتواند سیاهی ماجرا را به تصویر بکشد. این روایت خیلی شیکتر و تمیزتر از چیزی است که مخاطب از سینمای جنایی کرهی جنوبی انتظار دارد. به همین سبب رخدادهای نیمهی دوم پردهی دوم تبدیل به سکانسهایی میشوند که از پس یکدیگر میآیند و مخاطب را چشمانتظار باقی میگذارند. این شیک بودن در یک اثر جنایی کار بدی نیست، اما زمانی که با کاراکتری از طبقهی متوسط جامعه روبهرو هستیم (طبق تمام آثاری که کرهایها از مردمان این طبقه برای ما تصویر کردهاند) دیگر نیازی به برپا کردن سالن مد در یک اثر سینمایی جنایی نیست. آقای پارک اثر جنایی و پر از پتانسیل خود را فدای اسپانسرها و تبلیغات میکند. در نتیجهی این انتخاب اشتباه است که جریان فیلم تکهتکه میشود و تا انتها نمیتواند دوباره به مسیر اصلی خود بازگردد و تبدیل به یک کل واحد شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.